شناسنامه shenasname.com
سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است
  شناسنامه shenasname.com
صفحه اصلی
فکرت
فروغ فرخزاد
فریدون فرخزاد
فریدون مشیری
فرانکلین
فرانسیس بیکن
فرخی یزدی
فردوسی
قیصر امین پور
لقمان
لئو تولستوی
ملا محسن فیض کاشانی
مهدی اخوان ثالث
مولانا
میشل فوکو
ماهاتما گاندی
مارک تواین
مارتین لوتر کینگ
محمود دولت آبادی
محمد رضا عالی پیام (هالو)
نیما یوشیج
نیچه
چگوارا
ناپلئون
چارلی چاپلین
چارلز دیکنز
ناشناس
نسرین بهجتی
نظامی گنجوی
هلن کلر
هگل
ولتر
ویلیام شکسپیر
وینستون چرچیل
ویکتور هوگو
وحشی بافقی
ژان پل سارتر
کنفوسیوس
گوته
گابریل گارسیا مارکز
پائولو کوئیلو
پاستور
پروفسور مجید سمیعی
پروفسور محمود حسابی
پروین اعتصامی
آل پاچینو
آلبر کامو
آلبرت انیشتین
آندره ژید
آگاتا کریستی
آبراهام لینکلن
آرمان ایزدی
افلاطون
اقبال لاهوری
امانوئل کانت
اوریانا فالانچی
ایرج میرزا
ابو سعید ابوالخیر
ابو علی سینا
ابوالقاسم حالت
احمد شاملو
ارنست همینگوی
اسکار وایلد
استیو جابز
استیون هاوکینگ
بهلول
بودا
بیل گیتس
بالزاک
برتراند راسل
تهمینه میلانی
توماس ادیسون
جامی
جرج برنارد شاو
حافظ
حسین پناهی
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه عبدالله انصاری
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
خسرو شکیبایی
دیل کارنگی
دیگران
دکتر فرهنگ هلاکویی
دکتر الهی قمشه ای
دکتر حسابی
دکتر شریعتی
دالای لاما
داستایوفسکی
رهی معیری
رومن رولاند
زیگموند فروید
زکریای رازی
زرتشت
سقراط
سهراب سپهری
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
سامرست موام
سروانتس
سعدی
شهریار
شیخ بهایی
شاپورتهرانی
شاتوبریان
صائب تبریزی
صادق هدایت
صبوری تبریزی
علی اکبر دهخدا
عبید زاکانی
عزت الله انتظامی
عطار نیشابوری
   شناسنامه shenasname.com
دل نوشته 706

چه نیازیست که انسان ماشین زمان بسازد؟
وقتی می‌شود آهنگی را گوش کنی و به همان لحظه‌ها دقیقا
به همان لحظه‌ها پرتاب شوی
مدت‌هاست به جای این که در گرمای سر ظهر تابستان
دمپایی‌های کوچک و قرمزم را بپوشم و بروم توی کوچه
می‌نشینم پای کامپیوتر و کتاب‌ها و آهنگ‌ها و شعرهایم
چقدر از خودم خجالت می‌کشیدم
وقتی از فرط تنهایی مجبور بودم سر ظهر خواب همسایه‌ها را بهم بزنم
تا بچه‌هایشان با ناز و کرشمه شاهزاده گونه‌ای تن به بازی کردن با من بدهند
دلم می‌سوزد برای خودم که برای این که دل دختر همسایه نشکند
پایم را از عمد می‌گذاشتم روی خط کشی‌های لی لی بازی
که او با خوشحالی و غرور بگوید
دیدی باختی !! بیا اینور
و حالا هنوز هم که هنوز است توی زندگی واقعی که
کم از بازی ندارد
خیلی وقت‌ها از عمد پایم را روی خیلی خط کشی‌ها می‌گذارم تا ببازم
تا ببازم و با خوشحالی و غرور بگویند: دیدی باخت
اما خودم را بازنده نمی‌دانم زیرا
تمام غصه‌ها دقیقا از همان جائی آغاز می‌شوند که ترازو بر می‌داری،
می‌افتی به جان دوست داشتنت
اندازه می‌گیری!
حساب و کتاب می‌کنی!
مقایسه می‌کنی!
و خدا نکند حساب و کتابت برسد
به آنجا که زیادتر دوستش داشته‌ای،
که زیادتر دل داده‌ای،
که زیادتر گذشته‌ای،
که زیادتر بخشیده‌ای،
به قدر یک ذره، یک نقطه،
حتی یک ثانیه
درست همان جاست که توقع آغاز می‌شود،
و توقع آغاز تمام رنج‌هائی است که
آن را عشق می‌نامی
پژمردن زیباییش را هم خواهد دید
اما گلی که ریشه در خاک دارد ، همواره با تو خواهد ماند.
ناشناس
   
  شناسنامه shenasname.com
افزودن مطلب به سایت
از
 
مطالب جدید
لطیفه
مناجات
نکته
هنر
گلایه
پند و اندرز
آرزوها
اشعار
تلنگر
توکل
حکایت
خواص گیاهان دارویی
دل نوشته
دوستی
دانستنیها
سخن بزرگان
شوخی
ضرب المثل
عاشقانه ها
 
 
  شناسنامه shenasname.com