شناسنامه shenasname.com
سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است
  شناسنامه shenasname.com
صفحه اصلی
فکرت
فروغ فرخزاد
فریدون فرخزاد
فریدون مشیری
فرانکلین
فرانسیس بیکن
فرخی یزدی
فردوسی
قیصر امین پور
لقمان
لئو تولستوی
ملا محسن فیض کاشانی
مهدی اخوان ثالث
مولانا
میشل فوکو
ماهاتما گاندی
مارک تواین
محمود دولت آبادی
محمد رضا عالی پیام (هالو)
نیما یوشیج
نیچه
چگوارا
ناپلئون
چارلی چاپلین
چارلز دیکنز
ناشناس
نسرین بهجتی
نظامی گنجوی
هلن کلر
هگل
ولتر
ویلیام شکسپیر
وینستون چرچیل
ویکتور هوگو
وحشی بافقی
ژان پل سارتر
کنفوسیوس
گوته
گابریل گارسیا مارکز
پائولو کوئیلو
پاستور
پروفسور مجید سمیعی
پروفسور محمود حسابی
پروین اعتصامی
آل پاچینو
آلبر کامو
آلبرت انیشتین
آندره ژید
آگاتا کریستی
آبراهام لینکلن
آرمان ایزدی
افلاطون
اقبال لاهوری
امانوئل کانت
اوریانا فالانچی
ایرج میرزا
ابو سعید ابوالخیر
ابو علی سینا
ابوالقاسم حالت
احمد شاملو
ارنست همینگوی
اسکار وایلد
استیو جابز
استیون هاوکینگ
بهلول
بودا
بیل گیتس
بالزاک
برتراند راسل
تهمینه میلانی
توماس ادیسون
جامی
جرج برنارد شاو
حافظ
حسین پناهی
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه عبدالله انصاری
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
خسرو شکیبایی
دیل کارنگی
دیگران
دکتر فرهنگ هلاکویی
دکتر الهی قمشه ای
دکتر حسابی
دکتر شریعتی
دالای لاما
داستایوفسکی
رهی معیری
رومن رولاند
زیگموند فروید
زکریای رازی
زرتشت
سقراط
سهراب سپهری
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
سامرست موام
سروانتس
سعدی
شهریار
شیخ بهایی
شاپورتهرانی
شاتوبریان
صائب تبریزی
صادق هدایت
صبوری تبریزی
علی اکبر دهخدا
عبید زاکانی
عزت الله انتظامی
عطار نیشابوری
   شناسنامه shenasname.com
حکایت 2895

روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت. در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد. در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیل‌تان را بدهید تا ضوابط کاری‌تان را برای‌تان ارسال کنیم.
مرد گفت: من ایمیل ندارم. مدیر گفت: شما می‌خواهید در شرکت مایکروسافت کار کنید ولی ایمیل ندارید. متاسفم من برای شما کاری ندارم. مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد.
از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید میکرد و در بالای شهر می‌فروخت و با سود حاصل خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد. تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد. یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرداد به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیل‌تان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم. مرد گفت: ایمیل ندارم. مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی می‌شدین. مرد گفت: احتمالآ سرایدار شرکت مایکروسافت بودم......
گاهی نداشته‌های ما به نفع ماست.
ناشناس
   
نکته 761
رابطه ها در دو حالت قشنگ میشن:
اول پیدا کردن شباهتها
دوم احترام گذاشتن به تفاوتها
ناشناس
   
آرزوها 3196
‌كاش ميدونستيم رسيدن مهم نيست موندن مهمه
كاش ميدونستيم ارامش مقصد نيست ، يك راهه
كاش درك ميكرديم ادمها نيستن كه ناراحتمون ميكنن ، انتظارات ماست كه كارا رو خراب ميكنه
كاش ياد ميگرفتيم به جاى حال ادما رو گرفتن ، حال خوب بديم
كاش يكي بهمون ميگفت اخم نكن انقد جدي نباش وقتي مردي به اندازه كافي جدى ميشي
كاش متوجه بوديم زندگي داره ميره و نميتونيم بگيم وايسا من ميخوام پياده شم
كاش بفهميم كه چقدر حرف زدن با خدا خوبه اما گاهي به ذهنمون يه خاموشى بديم تا موسيقيه بى كلام خدا رو بشنويم
حالا هم دير نشده
با عشق درخت زندگي رو ابيارى ميكنيم تا به جاى تمام اين حسرت ها ، شور و هيجان سبز بشه .
ناشناس
   
نکته 757
" ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! "
ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ
ﺧﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﻭﺣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ ﻧﻪ ﺭﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺩ ﻧﺎﻥ؟
ﺧﺮ ﺩﻭﺭ ﺯ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﺎﺭﻭ ﺯﺩﻧﺶ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ
ﺧﺮ ﻣﻌﺪﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺖ ﺯ ﺧﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ
ﺗﺰﻭﯾﺮ ﻭ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ
ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪﺳﺖ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ
ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ
ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ...!!!!
ایرج میرزا
   
نکته 3020
می گویند از ملک الشعرای بهار فرق اشعار بین سعدی و حافظ را پرسیدند و ایشان اینگونه جواب داد:
آنچه که خواندی و در جا فهمیدی از سعدی و آنچه که لازم به تامل آمد از حافظ میباشد و نیز آنچه که به نشاطت آورد از سعدی و آنچه تو را به خود فرو برده و به تفکرت کشید از حافظ است...
ناشناس
   
عاشقانه ها 252
رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود
سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود
انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود
هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود
کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود
گاه مثل بیژن و یوسف به چاهت می کشد
گاه جسمت مثل عیسى آسمانی می شود
شب به شب جنگ ست بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پا در میانی می شود
چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو
گاهی آدم عاشق نامهربانی می شود
صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت
داستان عشق ما فردا جهانی می شود
بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده
بر نگردی شاعرت قطعن روانی می شود
کار و بار آدم عاشق ندارد اعتبار
مردنش هم مثل اشکش ناگهانی می شود.......
( مرتضى خدمتی )
دیگران
   
پند و اندرز 2980
آيا هنوز هم نياموختي ؟!
که اگر همه ي عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ،
" نمي توانند "
پس
به " تدبيرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او ”قدمي بردار : سکوت گورستان راميشنوى؟
دنيا ارزش دل شکستن را ندارد ...
ميرسد روزي ک هرگز در دسترس نخواهيم بود ...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن....
ناشناس
   
گلایه 2930
بیان نامردی هاست اینهایی که من گویم
همان بهتر به هر جمعی رسم کمتر سخن گویم

خدا را مهلتی، ای عشق تا زاین قفس گاهی
برون آرم سر و حالی به مرغان چمن گویم

مرا در بیستون بر خاک بسپارید تا شب ها
غم بی همزبانی را برای کوه کن گویم

بگویم عاشقم بی همدمم دیوانه ام مستم
گهی از ساختن نالم ، گهی از سوختن گویم

ازعشق گمگشته ی من هم نشان آور ای قاصد
که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

تو می آیی به بالینم ، ولی آندم که در خاکم
خوش آمد گویمت اما در آغوش کفن گویم
ناشناس
   
نکته 3118
یک جایی از رابطه هست که آدم صبورتر، مهربان‌تر، رفیق‌تر تصمیم می‌گیرد دیگر آن آدم یک ساعت پیش نباشد. حالا هر چقدر برایش گل بخری، شعر بگویی، کادو بفرستی، خاطره دربند و اولین گره خوردن نگاه‌ها و چرخ و فلک کنار دریا را تعریف کنی؛ بی فایده است. آن آدم، هیچ‌وقت آدم یک ساعت پیش و یک روز پیش و یک ماه پیش نمی شود. نه که نخواهد. سروته آدم‌های مهربان را بزنی، می‌میرند برای دوست_داشتن، برای دوست_داشته_شدن . زاییده شده اند برای اینکه محبوب کسی باشند. که صبح ها چشم باز نکرده، با صدای گرفته بگویند سلام و شب‌ها، بی شب بخیر و بوسیده شدن – از میان استیکرهای تلگرام یا با گرمی لب های دلدار - خوابشان نرود. از کارخانه اینطور بیرون آمده اند. با مُهر مهربانی روی پیشانی شان، با تپیدن تند و تند قلبی که همیشه درد می کند و گرمی دست‌هایشان وقت دیدار و عطری که یک شبانه روز، روی دست‌هایت می ماند. اینکه چه می شود این آدم ها دیگر نمی خواهند آدم پیش از این باشد را باید توی خودمان بجوییم. توی حرف‌هایمان، نگاه‌هایمان، رفتارهایمان و حتی کیفیت فشردن لب‌ها روی هم وقت بوسه سلام و بوسه به امید دیدار.
گمان می‌کنم تنهایی، اینجا به دنیا می‌آید. لحظه ای که باور نمی‌کنیم آدم مهربان زندگی‌مان، دیگر آن آدم سابق نمی شود.قلم
مرتضی برزگر
دیگران
   
عاشقانه ها 514
برای عاشقی ، نباید یک شخص متفاوت را دوست داشت.
باید یک شخص عادی را متفاوت دوست داشت...
ناشناس
   
شوخی 224
ﺯنی ۹ماه نوزادش را با عشق و با امیدِ بسیار در خود پرورانده بود،
ﻣﻮﻗﻊ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ فرا رسید
او برای شنیدن گریه‌ی فرزندش لحظه شماری میکرد...
اما نوزاد که به دنیا آمد گریه نمیکرد...
پزشک بر پشت او زد اما او همچنان ساکت و بی حرکت مانده بود
.
ناگهان بچه لبخندی زد و گفت:
الکی مثلا من مُـلده به دنیا اومدم
ناشناس
   
دل نوشته 2266
ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ"
ﻫﻢﺳﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ:
ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ،
ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯽﺷﮑﻨﻨﺪ
ﻭ ﺑﺎ ﮔُﻞ ﺯﺩﻥ ﻫﺮ ﺗﯿﻤﯽ ﺟﯿﻎ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ .
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﺑﻮﺳﺸﺎﻥ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪﻫﺎﯼ ﻗﺴﻂِ ﺁﻥﻫﺎﺳﺖ
ﻭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻨﺪ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻪﺭﺍﺳﺘﯽ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺻﻒِ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﭼﻪﮔﻮﺍﺭﺍ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
ﻭﻗﺖِ ﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩﻫﺎ
ﺑﻪ ﭘﺎﺱﺑﺎﻥﻫﺎ ﻟﺐﺧﻨﺪﻫﺎﯼ ﺷﺶ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ
ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺷﺪﻥ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺸﺎﻥ
ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖِ ﻭﺍﯾﮕﺮﺍﺳﺖ!
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯼ ﻗﺴﻄﯽﺷﺎﻥ
ﺗﺨﻢﻣﺮﻍ ﻣﯽﺷﮑﻨﻨﺪ،
ﺑﻪ ﺟﺎﺩﻭ ﺟﻤﺒﻞ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ
ﻭ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺷﺐ ﺧﻮﺍﺏِ ﺁﻧﺘﺎﻟﯿﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ.
ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢﺳﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶﮔﺎﻩ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﻨﺪ
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏﺑﺎﺭ
ﺟﻨﯿﻔﺮ ﻟﻮﭘﺰ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﯾﺶﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ
ﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥﻗﺪﺭ ﻭﺣﺸﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ !
ﻫﻢﺳﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ:
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ،
ﺳﺎﺩﻩ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ
ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯽﻣﯿﺮﻧﺪ //... ﯾﻐﻤﺎ ﮔﻠﺮﻭﯾﯽ
دیگران
   
اشعار 3990
چندیست که ای آفت دوران خبرت نیست
در کوچه و در برزن و میدان ، خبرت نیست

رفتی تو از این کوی و گذر ، خرم و دلشاد
وز محنت دیرینه یاران خبرت نیست

دوشینه به بام آمده تا روی تو بینند
صبح آمد و ای ماه ، کماکان خبرت نیست

دل میبری از عامی و زاهد به نگاهی
از گمرهی خلق مسلمان خبرت نیست

نرخ شِکٌرَت رایج بازار شکسته
حیف است که از قیمت احسان خبرت نیست

این کوچه و آن کوچه چه غوغاست ز حُسنت
بردی ز دل شهر تو ایمان ، خبرت نیست

با باده لبریز خود اندوه که شویم
از پاکی اندیشه مستان خبرت نیست

عمری شده در قصد تو ای کعبه آمال
کز راه دل و خار مغیلان خبرت نیست

از راه دراز آمده ام بوسه بچینم
از ذائقه تشنه مهمان خبرت نیست
آرمان ایزدی
   
گلایه 367
هر خرابی را می توان درست کرد جز ذات خراب
ناشناس
   
نکته 2796
آدم‌هایی‌ که ما را ترک می کنند سه‌ دسته اند ...
یک گروه آنهایی که بر میگردند گرچه نه آنها دیگر همان آدم‌های سابق هستند و نه ما
گروه دوم کسانی‌ هستند که هرگز بر نمی‌گردند چه آنهایی که نمی‌خواهند ، چه آنهایی که نمی توانند
گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواهند ، نتوانند برگردند.
خطر ناک‌ترین گروه سومی‌‌ها هستند . چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، که ما تا مدت‌ها در کما می‌‌مانیم و خیلی‌ دیر می‌‌فهمیم که برای چه آدم‌های بی‌ ارزشی اشک ریختیم ، احساس گناه کردیم، از خود گذشتگی کردیم ، و تا مرز نابودی ، زندگی‌ را فدا کردیم ... خیلی‌ دیر میفهمم ... خیلی‌ دیر ... ولی‌ یک روز میفهمم ...
چیزی که هرگز نمی‌فهمیم این است که اصلا چه چیز این آدم‌ها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟
روزی که آدم‌های بزرگتری ، با ارزش‌های والاتری وارد زندگی‌ ما شدند ، آن روز قدرِ خودمان را بیشتر می‌دانیم
نیکی‌ فیروزکوهی
دیگران
   
پند و اندرز 1957
دو توصیه:
اول اینکه هیچ وقت به انتخاب های همسرتان نخندید؛ شما یکی از آنها هستید.
دوم اینکه هیچ وقت به انتخاب های خودتان افتخار نکنید؛ همسرتان یکی از آنهاست.
ناشناس
   
تلنگر 736
از بیل گیتس پرسیدند از تو ثروتمندتر هم هست؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر پرسیدن کی؟
گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه طراحی مایکرو سافت روتو ذهنم پی ریززی میکردم. در فرودگاه نیویورک قبل از پرواز چشمم به نشریه ها وروزنامه ها افتاد از تیتر یک روزنامه خوشم امد دست کردم توی جیبم روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم خواستم از خرید منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست( روزنامه فروش) وقتی نگاه پر توجه من را دید گفت:
این روزنامه مال خودت بخشیدمش به شما
گفتم اخه من پول ندارم گفت برای خودت بخشیدمش به خودت
سه ماه بعد بر حسب تصادف همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم دیدم پول خرد ندارم باز همون بچه بهم گفت:
مجله رو بردار برای خودت گفتم پسر جان چند وقت پیش یه روزنامه به من بخشیدی هر کسی اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟
پسر گفت اره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم!
به قدری این جمله ونگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این بر مبنای چه احساسی اینارو میگه؟
زمانی که به اوج رسیدم تصمیم گرفتم اون فردرو پیدا کنم وجبران گذشته کنم
بعد از ۱۹ سال گروهی تشکیل دادم گفتم برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه می فروخت رو پیدا کنید
یک ماه و نیم طول کشید تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دردربان یک سالن تئاتر مشغول به کاره
خلاصه دعوتش کردند اداره
ازش پرسیدم من رو میشناسی گفت بله جناب عالی اقای بیل گیتس معروفید که دنیا می شناسند تون
گفتم سالها پیش زمانی که تو پسر بچه ای بودی روزنامه می فروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم
گفت: که طبیعیه این حس و حال خودم بود
گفتم: میدونی چه کارت دارم میخوام اون محبتی که به من کردی رو جبران کنم
گفت که چطوری؟ !
گفتم هر چیزی که بخوای به تو میدم
( خود بیل گیتس میگه زمانی که با او صحبت میکردم او مرتب میخندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چه که بخوام؟
گفتم هرچی که بخوای من به۵۰ کشور افریقائی وام دادم به اندازه تمام انها به تو میبخشم!
گفت اقای بیل گیتس نمی تونی جبران کنی!
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم
جوان سیاه پوست گفت که فرق من با تو اینه که من در اوج نداشتن به تو بخشیدم ولی تو در اوج دارائی می خوای به من ببخشی واین چیزی رو جبران نمیکنه
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲ ساله سیاه پوست.......
دیگران
   
تلنگر 1691
کسی را داشتم که با دنیا عوضش نمی کردم
اما دنیا عوضش کرد...
ناشناس
   
شوخی 989
ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺍﻻﻥ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﺑﯿﺖ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ، ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﮐﻨﻢ !!!
ﯾﮑﯽ ﻣﯿﮕﻪ : " ﺑﺮﺧﯿﺰ ﻭ ﻣﺨﻮﺭ ﻏﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺬﺭﺍﻥ " ﺗﺎ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻢ
ﻣﯿﮕﻪ : " ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺩﻣﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻥ " ....






ﻓﻌﻼ ﻧﯿﻢ ﺧﯿﺰ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺗﮑﻠﯿﻔﻢ ﺗﻮ ﺑﯿﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﺸﺨص بشه😂😂😂
ناشناس
   
دانستنیها 417
در باره ی قارچ ها چه میدانید؟!
قارچهای صدفی دارای درصد بالایی از پروتئین با قابلیت جذب بالا در بدن می باشند و از آن مهمتر اکثریت اسید های آمینه ضروری و غیر ضروری بدن را دارا می باشند۰ مطالعات و تحقیقات نشان داده است که ۱۸ نمونه از ۲۰ نمونه اسید های آمینه سازنده پروتئین های بدن در قارچ های صدفی وجود دارد و به همین خاطر جایگزین مناسبی برای گوشت خواهد بود می توان آنرا مصرف کرد و از عوارض و آلودگی های گوشت قرمز در امان بود . میزان پروتئین قارچ صدفی حدود دو برابر حبوبات می باشد .
به دلیل دارا بودن ویتامین های B1، B6، D، C و اسیدفولیك خواص سبزی ها و میوه ها را داشته و خوردن آن به منزله مصرف همزمان گوشت و سبزی است . این نوع قارچ توانایی اعصاب مغز را بالا برده و ویتامین های گروه B آن از خستگی و كم حوصلگی می كاهد .
خواص دارویی قارچ صدفی :
مهمترین خواص دارویی قارچ کاهش کلسترول خون است که از سوی سازمان بهداشت جهانی FDA به عنوان گیاه موثر در کاهش کلسترول خون تجویز شده
است . قارچ صدفی به عنوان داروی ضد سرطان و درمان درد های معده , یبوست , تب , کاهش دهنده فشار خون و آرامش دهنده سیستم عصبی و درمان بیماری
کبد و کلیه ها موثر و مورد استفاده قرار می گیرد .
ناشناس
   
حکایت 2372
مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود
و دروازه شهر باز نشده بود.
پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند،
تا خواست وارد شهر شود،
جمعی او را گرفتند و دست بسته به کاخ پادشاهی بردند،
هر چه التماس کرد که مگر من چه کار کردم، جوابی نشنید
اما در کاخ دید که او را بر تخت سلطنت نشاندند
و همه به تعظیم و اکرام او بر خاستند و پوزش طلبیدند.
چون علت ماجرا را پرسید! گفتند:
«هر سال در چنین روزی، ما پادشاه خویش را این گونه انتخاب می کنیم.»
پادشاه کنونی که مرد فقیربود با خود اندیشید که داستان پادشاهان پیش را باید جست که چه شدند و کجا رفتند؟
طرح رفاقت با مردی ریخت و آن مرد در عالم محبت به او گفت که:
« در روزهای آخر سال، پادشاه را با کشتی به جزیره ای دور دست می برند که نه در آن جا آبادانی است
و نه ساکنی دارد و آن جا رهایش می کنند. بعد همگی بر می گردند و شاهی دیگر را انتخاب می کنند.»
محل جزیره را جویا شد و از فردای آن روز داستان زندگی اش دگرگون شد.
به کمک آن مرد، به صورت پنهانی غلامان و کنیزانی خرید
و پول و وسیله در اختیارشان نهاد تا به جزیره روند و آن جا را آباد کنند. کاخها و باغ ها ساخت.
هرچه مردم نگریستند دیدند که بر خلاف شاهان پیشین
او را به دنیا و تاج و تخت کاری نیست.
چون سال تمام شد روزی وزیران به او گفتند:
«امروز رسمی است که باید برای صید به دریا برویم.»
مرد داستان را فهمید، آماده شد و با شوق به کشتی نشست،
اورا به دریا بردند و در آن جزیره رها کردند و بازگشتند،
غلامان در آن جزیره او را یافتند و با عزت به سلطنتی دیگر بردند!
نکته
امروزکه فرصت ساختن دنیای دیگرراداریم .
تلاش کنیم وفردای زندگی خود رابسازیم .
فردای زندگیمان را دگر گون کنیم و بسازیم .
ناشناس
   
نکته 798
انسانیت تنها چیزی است که ارزش بالیدن دارد...
پول، مقام، زیبایی و چیزهایی از این دست، همه برچسب های بی ارزشی هستند که بالندگان به آن تنها می خواهند که کمبودهای انسانی خود را پنهان کنند.
پروفسور مجید سمیعی
   
نکته 2720
به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام. خوابیدم. وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود. سراسیمه پا شدم. باورم نمی شد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم.
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند. بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی. آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی. بودنشان برایت بی اهمیت می شود. همینطور بی ادعا می چرخند. بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود. بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست. قدر این آدم ها را باید بدانیم، قبل از شش و بیست دقیقه
ناشناس
   
تلنگر 2122
من
ایرانی
نیستم
چون بجای
درود
میگویم سلام و بجای بدرود
میگوییم
خداحافظ
*****
من
ایرانی
نیستم چون روز کوروش بزرگ
را
نمیدانم (7 آبان ) چون این روز
فقط در
تقویم کشور من ثبت نشده
است
*****
من ایرانی
نیستم
چون عربها
به من آموختند به خوراک
بگوییم
غذا،در حالی ک خودشان به
ادرار شتر
میگویند غذا و من هم
تکرار
میکنم
*****
من
ایرانی
نیستم چون عربها به من
آموختند
برای شمارش خودمان بجای
تن از نفر
استفاده کنیم که واحد
شمارش
حیوانات است
*****
من
ایرانی
نیستم چون عربها به من
آموختند
که بجای گفتن واق واق سگ
بگوییم
پارس که نام وطنمان است
*****
من ایرانی
نیستم
چون عرب
ها به من آموختن دیوث یک
صفت زشت
است, در حالیکه نام یکی از
سرداران
ایرانی بوده که درحمله
اعراب به
ایران تعداد زیادی از
سربازان
عرب را به هلاکت رسانده
است
***
من
ایرانی
نیستم چون
اعراب بمن آموختند
بگویبم
شاهنامه آخرش خوش است چون
در آخر
شاهنامه ایرانیان از اعراب
شکست
میخورند
ناشناس
   
دانستنیها 2920
ویژگی های اختصاصی متولدین ماههای مختلف سال

فروردین:

خوشگل وجذاب
مغرور ودوستداشتنی
ساده و بی ریا اما باهوش
همیشه به نظر شاد میان اما غماشون تو سینشون میمونه
خیلی خونگرم اما عصبی
پرحرف اما شیرین
خودخواه اما دست و دلباز
بلندپرواز اما واقع بین
عاشق اما پنهان
فروردین ماهی رو که داری یعنی با بقیه فرق داری



اردیبهشت:

زیبا اما باطنی
ساده اما زیادی
همیشه اونجوری به نظر میان که واقعا هستن
خونگرم اما آروم
کم حرف اما خوش صحبت
منطقی اما لجباز
خوشبین و صبور
امیدوار در عین ناامیدی
یه اردیبهشتی میتونه راهه زندگیتو نشون بده

خرداد:

دوس داشتنی اما تا وقتی خوشحال
همیشه نیاز به راهنمایی داره
ساکت ولی همیشه گوش میده
خونگرم و شیطون
تخس و عصبی و مهربون
آینده نگر و بلندپرواز
عشقش مرموز
خشم او ویرانگره
هیچ وقت یه خردادی رو نرنجون
که دیگه دلش بات صاف نمیشه
اگه یه خردادی تو زندگیت باشه به همه جا میرسی
اگه نباشه نصف عمرت بر فناست


تیر:

زیبا و اعتماد بنفس زیاد
خود رای و خودجوش
احساسشون سریع ابراز میشه
بداخلاق و عصبی
در لحظه زندگی میکنه
وفادار و صادق
عشقش شدید اما رمانتیک نیست
همیشه بدون که تیر ماهی نمادی از خاص بودنه


مرداد:

خوشگل و ناز
مهربون و دلسوز
وفادار
شدیدا احساساتی و رمانتیک
باپشتکار
باحوصله و دلسوز
دل بزرگی داره
تا وقتی که یه مردادی رو داری زندگیت جریان داره


شهریور:

از درون پاک و صاف
قابل اعتماد و خوش حساب
دریادل و مهربون
تند خو و خشن
آینده نگر و متفکر
ساده و بی کلک
با احساس اما ابراز احساسات بلد نیستن
بهترین تکیه گاه یعنی شهریوری

مهر:

رک و روراست
شوخ و جذاب
عصبی اما تودل برو
شدیدا احساساتی و حساس
دوس داشتنی اما مرموز
لجباز و بداخلاق
بلندپرواز و رویاگرا اما ناامید
مهری رو داشته باش غمی نداشته باش

آبان:

ظاهر معمولی ولی جذاب
مضطرب اما خونسرد
ساده اما جذاب
تودل برو و ملوس
احساساتی و باذوق
ساده و واقع گرا
رویاهای کوچیک و قشنگ
با آبانی میشه یه زندگی خوب رو تجربه کرد

آذر:

خوشتیپ و جذاب و بانمک
عصبی و بسیار احساساتی
خوش قلب و مهربون
روشن فکر و واقع گرا
عجول و بسیار باهوش
عاشق و ساده
وفادار و خوش قول
مغرورو خود شیفته
اگه آذری باهات باشه تا آخرش باهاته از دستش نده
.

دی:

ساده و دوست داشتنی
باافاده و عشق مد
خاص و تو دل برو
قوی و رنجور
آرزوهای قشنگ و کوچک داره
سردرگم و بدقول
شدیدا احساساتی و حساس
دی ماهی یعنی خاص بودن ماله هرکسی نیست
.

بهمن:

ساده اما پرجذبه
با سیاست
خوش صحبت و شوخ طبع
تو کاراش جدی و محکم
کاری بهش سپرده بشه تا آخرش میره
بابرنامه و آینده نگر
عشقش بی ریا و ساده
بهمنی یعنی زح ندگی بی دغدغه و باآرامش

اسفند:

زیبا اما بدون اعتماد بنفس
شیرین و دوست داشتن.
خونسرد اما تندخو
هیچوقت نمیتونه قانع باشه
آینده نگر و کم حوصله
مرموز و پنهان
اسفندی بهت دل ببنده یعنی خوشبختی
ناشناس
   
حکایت 1526
نحوه برخورد با مشکلات
درخت مشکلات
نجار،یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد.آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند.
موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند،قبل از ورود،نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد.بعد با دو دستش،شاخه های درخت را گرفت.
چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد،همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند،برای فرزندانش قصه گفت،و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند.
از آن جا می توانستند درخت را ببینند.دوستش دیگر نتوانست جلو کنجکاوی اش را بگیر،و دلیل این رفتار نجار را پرسید.
نجار گفت:«آه،این درخت مشکلات من است.موقع کار،مشکلات فراوانی پیش می آید،اما این مشکلات،مال من است و ربطی هم به همسر و فرزندانم ندارد.وقتی به خانه می رسم،مشکلاتم را به شاخه های آن درخت می آویزم.روز بعد،وقتی می خواهم سر کار بروم،دوباره آن ها را از روی شاخه برمی دارم.جالب این است که وقتی صبح به سراغ درخت می روم تا مشکلاتم را بردارم،خیلی از مشکلات،دیگر آن جا نیستند،و بقیه هم خیلی سبک شده اند.
ناشناس
   
لطیفه 195
بچه بودیم بهمون میگفتن هر لقمه غذا رو باید ۳۲ بار بجوی
تا خوب غذات هضم بشه
یه روز من نشستم امتحان کردم . . .
نهار که تموم شد دیدم شام رو اوردن!!!
ناشناس
   
دوستی 59
دوست دارم
تنها جمله ای که هیچوقت از شنیدنش سیر نمیشی
ناشناس
   
دل نوشته 2837
آهم که هزار شعله در بر دارد
صد سلسله کوه را ز جا بردارد
من رعدم و می ترسم اگر آه کشم
سرتاسر آسمان ترک بردارد
ناشناس
   
عاشقانه ها 2306
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدن اش کلافه ات کرده،
تردید مبهم ات را به یقینی روشن تبدیل می کند:
عاشق شده ای.
ناشناس
   
تلنگر 2887
از حموم نمره در اومدیم ..
نم نم بارون میزد ،
خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود.

دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصف بیشتر لیف و جوراباشو خرید ...

تعجب کردم و پرسیدم : داداش واسه کی میخری ؟

ما که تازه از حموم در اومدیم ، اونم اینهمه !!! ...

گفت : تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره ، وگرنه میتونست الآن تو یه بغل نرم و یه جای گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !!!

پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه.

بعد برگشت تو حموم و صدا زد : نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه !!!

( برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی ) .
دیگران
   
نکته 3121
هیچوقت مغرور نشو
برگها وقتی می ریزند
که فکر می کنند طلا شدند!!!
ناشناس
   
نکته 303
تقریبا همه می توانند در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنند
اگر می خواهی فردی را امتحان کنی به او قدرت بده
آبراهام لینکلن
   
نکته 1071
یک کلمه محبت آمیز می تواند همه زمستان انسان را گرم کند.
ناشناس
   
شوخی 1132
خداحافظی به سبک ایرانی:
1-بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن
میگن خوب زحمت دادیم خداحافظ
2-دو قدم جلو تر خداحافظ
3-جلو در خداحافظ
4-داخل حیاط با صدای بلند
منزل ما هم تشریف بیارین ،خداحافظ
5-جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)
بریم دیر وقته خداحافظ
6-جلو در ماشین خداحافظ
7-داخل ماشین خداحافظ
8-ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ
فردا صبح هم مادر خانواده زنگ میزنه به زن میزبان میگه
اوا خدا مرگم بده دیشب نفهمیدم ازهمه خداحافظی کردم؟
از طرف من از همه خداحافظی کن!!
ناشناس
   
اشعار 4009
سالها حبس شد به سینه ها فریاد
عاقبت بغض در گلویمان پوسید

برنیامد ز آه و نفرین کار
مُهرِ تسلیم هم ، جبینمان سائید

این فلک دستمان نداد حتی
خشکه نان را ز دستمان قاپید

آسمانها گرفته ، بی باران
تا سرانجام ، بر مزارمان بارید

این همه درد و غصه مان یکسو
حاکم دزد هم به خانمان تازید

چشم عجب عبرتی گرفت از خواب
تا خودش کابوسهایمان را دید

بخت خوش هم که نزد ما ....اصلاً
تا چنین دید ، بیگمان ترسید

حال می پرسی از دلی غمناک
با همین وضع میتوان پایید

کاش میشد کسی سوال کند
این حوالی ، اگر خدایمان را دید

ما که " خر " رد نکرده ایم از " پل "
پس چرا باز " گاومان زایید ...
آرمان ایزدی
   
نکته 2864
🔶🔸 سه راه برای تقویت قدرت باور🔸🔶
⬛۱ - فقط به موفقیت فکر کنید نه به شکست.
🔸همیشه بگوئید من برنده خواهم شد. هنگام رقابت با دیگران به خود بگوئید " من از بهترینها هستم ".
🔸فکر کردن به موفقیت ذهن شما را عادت می دهد تا برنامه هایی طراحی کنید که منجر به موفقیت می شوند و فکر شکست دقیقا بر عکس عمل می کند.
◼۲ - مرتبا به خود یاد آوری کنید که شما از آنچه که فکر می کنید بهتر هستید.
🔸افراد موفق از آسمان نیامده اند. برای موفقیت نیازی به نبوغ خارق العاده نیست. هیچ چیز اسرارآمیزی هم در مورد آن وجود ندارد. به شانس هم ربطی نداره.
🔸افراد موفق، جماعت عادی هستند که فقط باور به خویشتن و اعتقاد به اعمال خویش را در خود پرورش داده اند.
🔸هرگز تحت هیچ شرایطی خودتان را به بهای اندکی نفروشید.
⬛۳ - باورهای بزرگ داشته باشید.
🔸میزان موفقیت شما، بستگی به میزان اعتقادتون داره. با اهداف کوچک، انتظار دستاوردهای بزرگ نداشته باشید. به اهداف بزرگ فکر کنید تا به نتیجه های بزرگ برسید.
🔸فقط آن چیزی را در ذهنتان راه بدهید که دوست دارید اتفاق بیافتد!
نگرش مثبتی ها باورتان را تقویت کنید..
ناشناس
   
پند و اندرز 77
دست و پا گر بشکند با نسخه درمان می شود!
چشم گریان هم دمی با بوسه خندان می شود!
سیل باران گر ببارد از نسیم صورتی!
غم مخور با خنده ای از دیده پنهان می شود!
مختصر گویم اگر ویران شود کاشانه ای!
جای هر ویرانه ای کاخی نمایان می شود!
چون مریدی می کشد رنج ریاضت سالها!
عاقبت با پیر خود همسوی رندان می شود!
ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی!
دل شکسته باطنش از ریشه ویران می شود!
ناشناس
   
نکته 2779
ارزش مقام معلم در جهان
۱-ایتالیا: سه گروه نباید پشت چراغ قرمز بمانند؛ آمبولانس، آتش نشانی ، معلمان.
۲_ فرانسه: ثروتمندان در محدوده ی شهرک فرهنگیان خانه می خرند تا به همسایگی با آنها افتخار کنند.
۳_ سوئد: فرزند اولم پزشک است اما بچه دومم فکر بهتری دارد. او می خواهد معلم شود.
۴_ آلمان:مِرْکِل خطاب به پزشکان معترض؛
شما توقع نداشته باشید که حقوق شما از حقوق معلمانی که شما را تربیت کردند بیشتر باشد.
۵_ انگلیس: این بچه نابغه است. او توان معلمی را دارد.
ایران : حقوق تابستان معلمان اشکال شرعی دارد.
ناشناس
   
پند و اندرز 2
معجزه خبر نمی کند
لطفا با احتیاط نا امید شوید
ناشناس
   
دوستی 620
یک دوست کسی است که گذشته تان را درک کند،
به آینده تان باور داشته باشد،
و شما را همانگونه که هستید بپذیرد
ناشناس
   
پند و اندرز 2018
اگه تو زندگیت یکی از سیمهای سازت پاره شد
آهنگ زندگیتو جوری ادامه بده که هیچکس
نفهمه به تو چی گذشت حتی اونیکه سیمو پاره کرد .
ناشناس
   
عاشقانه ها 1623
من که هستم تو کجایی که نگاهم بکنی
نفست گرم ،اگر گاه ........دعایم بکنی
من که آغوش خودم باز نمودم ،اما
تو کجایی که مرا گاه صدایم بکنی
حق من هم نَبُود ،ناز خریدن تا کی
کی شود تا که مرا باز سلامم بکنی
می روم زین پس از این شهر که تو
قصد داری که مرا بر سر دارم بکنی
ناشناس
   
دانستنیها 635
درمانی ساده برای رفع جوش و آکنه صورت با آویشن
معجزه آویشن
آکنه ها اکثرا به وسیله یک باکتری با نام پروپیونی باکتریم به وجود می آید. این باکتری منفذهای پوست را عفونی می کند و در نتیجه تبدیل به جوش می شود.در حال حاضر برای درمان آکنه از آنتی بیوتیک، کرم های موضعی و بنزوئیل پراکسید شیمیایی استفاده می شود و همان طور که می دانید، اینگونه داروها با عوارض جانبی زیادی همراه است، برای مثال باعث بروز سوزش و التهاب روی پوست می شود، همچنین ممکن است سیستم ایمنی بدن را تضعیف کند، حتی این احتمال وجود دارد که با گذشت زمان باکتری نسبت به آنتی بیوتیک مذکور مقاوم شود.
اما محلول حاوی آویشن این دارو نسبت به کرم ها و محلول های شیمیایی بهتر می تواند باکتری های آکنه را از بین ببرد.
دستور تهیه محلول جادویی ضدجوش
آویشن ارگانیک خشک: برای کشتن باکتری های ایجادکننده آکنه
سرکه سیب: آنتی باکتریال و پاک کننده پوست
آب آلوورا: مرطوب کننده، آبرسان و تنظیم کننده ph پوست
برگ های آویشن را با چاقو خرد کنید و بعد آنها را درون یک شیشه دردار بریزید؛ باید شیشه تا نیمه با برگ های آویشن پر شود. سپس باید سرکه سیب روی آویشن ها بریزید تا حدود ۲ سانتی متر آویشن ها از ته شیشه فاصله بگیرند. چند بار با قاشق آویشن ها را فشار دهید تا کاملا در سرکه فرو بروند. در نهایت در شیشه را ببندید و آن را در مکانی تاریک و خنک حدود ۲ هفته قرار دهید؛ یادتان باشد که هر ۲ روز یک بار سراغ شیشه بروید و حسابی آن را تکان دهید. بعد از ۲هفته با یک صافی آویشن ها را از مایع جدا و بعد مقداری از آن را به نسبت ۲ به یک با آب آلوورا مخلوط کنید و خوب هم بزنید. حالا تونر شما آماده است؛ ابتدا مقداری از آن را روی قسمت کوچکی از پوست صورت امتحان کنید، چند ساعت صبر کنید تا ببینید حساسیت دارید یا نه؛ اگر حساسیت نداشته باشید می توانید آن را روزانه با یک پنبه به تمام قسمت های پوست بمالید.
اگر پوستی حساس دارید
۲۰ گرم برگ آویشن را در ظرفی شیشه ای ریخته و ۳۰ میلی لیتر روغن زیتون را به آن اضافه کنید. بگذارید سه روز بماند. سپس آن را از صافی ریز عبور داده و باقی مانده برگ ها را خوب فشار دهید تا عصاره آنها خارج شود. این محلول را با ۲۰ میلی لیتر روغن آووکادو مخلوط کرده و سپس ۱۰۰ گرماوسرین اوسرین را اضافه و خوب مخلوط کنید. آویشن آرام بخش است و عطر ملایم و مطبوع آن به پوست حساس آرامش می دهد. روغن های دیگر موجود در آویشن مثل تیمول باعث تغذیه و حفاظت پوست می شود.
ناشناس
   
نکته 2731
قصه ها برای بیدار کردن ما نوشته شدند ، اما تمام عمر ، ما برای خوابیدن از آنها استفاده کرده ایم...
ناشناس
   
توکل 3111
ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻱ ﭘﺮﺳﻴﺪ
ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺭﻱ؟
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ : ﺳﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﭘﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﻱ ﻛﺮﺩ .. ﻭ ﺳﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﻧﻬﺎﺩ.
ﺑﻌﺪﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ...
ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﺟﻌﺒﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﺪ
ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﻭﻧﻴﻢ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ !!
ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮﺍ ؟
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ : ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﻴ ﻜﻪ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ داشتم ﺧﺪﻭﺍﻧﺪ
ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ...
ﻭﻟﻲ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﻧﻬﺎﺩﻱ ،
ﺑﻴﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
ﻛﻨﻲ،،ﭘﺲ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺩﻧﻢ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻳﻜﺴﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ
ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻛﻨﻢ "
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ می فرماید :
ﻫﻴﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺧﺪﺍست روزی آن.
ماهيان ازآشوب دريا به خدا شكايت بردند،درياآرام شد وآنهاصيد تور صيادان شدند. آشوبهاي زندگي حكمت خداست.ازخدا،دل آرام بخواهيم،نه درياي آرام.
دلتان همیشه آرام...
ناشناس
   
تلنگر 526
گرگی نزد شیری آمد و گفت: با من کشتی بگیر..
شیر گفت: من با تو کشتی نمی گیرم.
گرگ با صدای بلند گفت:
من هم نزد همه گرگها میروم و به آنها میگویم که شیر سلطان جنگل از کشتی گرفتن با من می هراسد.
شیر در جواب گرگ گفت:
سرزنش گرگان را خوشتر دارم،
تا اینکه شیران مرا شماتت کنند که با گرگی کشتی گرفته ام...!
ناشناس
   
نکته 523
تا حالا به رهبر ارکستر دقت کردی..؟
پشتش رو به همه میکنه و با تمام وجودش کارشو انجام میده...
.
.
.
یه وقتایی تو زندگی ،
باید پشتتو به همه کنی و با تمام وجود ، کاری رو که درسته انجام بدی...
مطمئن باش آخرش همه به احترامت بلند میشن و تشویقت میکنن...
ناشناس
   
نکته 506
کاش دلها آنقدر پاک بود که برای گفتن "دوستت دارم" نیازی به قسم خوردن نبود
فروغ فرخزاد
   
نکته 2872

👂برای کاهش عصبانیت خود از چه راهکارهایی استفاده کنیم؟ 👇👇👇
👌1-حواس خود را به چیز دیگر معطوف کنید.
یکی از بهترین راه ها برای کاهش خشم اشتغال به برخی فعالیت ها ی جذاب است. برخی از افراد کارهای ورزشی انجام می دهند ، برخی دیگر مطالعه می کنند یا تلویزیون تماشا می کنند و برخی به سرگرمی های مورد علاقه ی خود می پردازند.
👌👌2- شوخی و مزاح کنید.
شوخی طریقی است برای بازسازی موقعیتی برای یافتن ناهمخوانی یا امر محال در آن.
شوخی کردن خشم را کاهش می دهد ، زیرا شوخی با خشم مغایرت دارد. یاد گرفتن اینکه به واکنش های مان بخندیم نه تنها به ما کمک می کند که خشم خود را کاهش دهیم. بلکه به ما کمک می کند با دیگران ارتباط بر قرار کنیم و نشان دهیم که نسبت به نامناسب بودن واکنش های مان آگاهیم.
ناشناس
   
دل نوشته 791
پشت ســــرم حرف بود
حدیــث شد
میترســــم آیه شود
سوره اش کنند به جعـــــــــل
بعد تفسیـــرم کنند این جماعت نـا اهـــل
ناشناس
   
پند و اندرز 1887
گاهی وقتــا فـــراموش کن کجــایی،
به کجـا رسیدی و بـه کجـا نرسیدی،
گاهی وقتــا فقط زنــــدگی کن...
یـاد قولهـایـی که به خـودت دادی نبـاش،
یـه وقتـایـی شـرمنــده خــودت نبــاش،
تقصیــر تــــو نیست...
تــــو تلاشتــو کـردی امــا نشد...
یـه وقتـایی جـواب خــودتــو نـــده...
هـر چی پرسید: چرا اینجـای زنــدگی گیــر کردی ؟
لبخنــد بــزن و بــگو کم نــذاشتم امـــا… نشد!!!!!
یه وقتــایی فقط از زنـــده بـــودنت لـــذّت ببـــر...
از بــودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستـت دارن...
از طلوع خورشیــد از صدای آواز قمــری هــا...
از بــاد، بــاران...
از همـه لـــذّت ببـــر...!
ناشناس
   
حکایت 2470
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.
چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...
یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ.
وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگ آمده است و گوسفندی را خورده است.آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است.
اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت:

دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود....
ناشناس
   
نکته 562
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
فریدون مشیری
   
پند و اندرز 1651
گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت..
گاهی باید بگذاری دلت از همه چیزها و همه کسانی که وابستگی به بودن شان رنجت میدهد ، آزاد شود..
میدانی ؛
هراس از دست دادن هاست که آدم را به مرز تحقیر شدن میرساند...
به مرز تن دادن به چیزهایی که باورشان نداری...
به مرز پذیرفتن کارهایی که دوست شان نداری..
به مرز نابود شدن... دیده نشدن... تنها شدن...
اما وقتی تمام قفس های دلت را بگشایی،
آنچه که سهم تو از زندگی و عشق و ... باشد ، میماند
و هر چه رفتنی ست میرود
اینگونه تمام عمرت را با دلی آسوده و مطمئن به داشته هایت شادی
ناشناس
   
اشعار 3983
چه بگویم که نپرسند همه راز تو را
رفتن و آمدن و شیوه طناز تو را

به چه سویی کنم ای قبله حاجات دعات
که فلک سجده کند نقطه آغاز تو را

عاشقان را به جفا کشته ای و خوشحالی
که نکردست کسی فتحِ سرافرازِ تو را

این نه شطرنجِ سپاه است و نه هنگام نبرد
چه کسی کشته مگر افسر و سربازِ تو را؟

جان کُنَم ب سر پیمان و سَرِ خویش ضمان
که به رحم آورم این لشکر "شب تاز " تو را

حیف از آن ساحت رخساره و آن قدِ چو سرو
که تبِ سنگدلی سَد کند ابراز تو را

خوی گرم تو اگر خوانده کسی " دشت جنوب"
هم ندیدست یقین سردیِ قفقاز تو را

هرکس از فاخته و سار و قناری دم زد
نشنیدست هنوز چهچه شهناز تو را

وآنکه آوای بهشت است به خوابش مسموع
همه بگذارد اگر ، بشنود آواز تو را

همه شهر طربناک شده ، پاکوبان
که به افواه رسیده سخن ساز شما

تا شکارت شده ام ، حضرت حق را شاکر
که ندادست به شاهین پر پرواز تو را

دفتر شعرم اگر در گرو باده برفت
خط به خط بازنویسم به قلم ناز تو را
آرمان ایزدی
   
عاشقانه ها 2109
نمیدانم عشق چه جور است!!
ولی ...
من به تو ...
"حس عجیبی" دارم!
حس یک تشنه به آب ...
حس ابری که،پر از باران است ...
حس قلبی که پر از تشویش است ...
حس دستی که در دست ...
حس عکسی در قاب ...
حس ماهی در آب ...
حس شرمی زیبا که در گونه ات پیداست..
حس قلبی نالان ...
عشق من بی پایان ...
حس پرواز پرنده ،تا اوج ...
حس خوابی آرام ، پر ز رویای بهار ...
حس رفتن تا " تو" ...
" عشق" باید که چنین حس عجیبی باشد...
ناشناس
   
ضرب المثل 1662
ﻧﻘﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺍﻟﺮﺋﯿﺲ ﺍﺑﻮﻋﻠﯽ ﺳﯿﻨﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺳﻔﺮﺵ ﺑﻪ
ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺍﺳﺐ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮐﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ
ﺳﻔﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩ ﻧﻬﺎﺩ ﺗﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺭﺩ . ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯿﻪ ﺧﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﻧﺠﺎ
ﺭﺳﯿﺪ . ﺍﺯ ﺧﺮﺵ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺧﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺍﺳﺐ ﺍﺑﻮﻋﻠﯽ
ﺳﯿﻨﺎ ﺑﺴﺖ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺎﻩ ﺷﺮﯾﮏ ﺍﻭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ
ﻧﻬﺎﺩ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﯿﻨﺪ .
ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺧﺮ ﺭﺍ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺍﺳﺐ ﻣﻦ ﻣﺒﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻡ ﻟﮕﺪ ﺯﻧﺪ
ﻭ ﭘﺎﯾﺶ ﺑﺸﮑﻨﺪ .
ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺁﻥ ﺳﺨﻦ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﺑﺎ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺸﺖ
. ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺍﺳﺐ ﻟﮕﺪﯼ ﺯﺩ .
ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﺳﺐ ﺗﻮ ﺧﺮ ﻣﺮﺍ ﻟﻨﮓ ﮐﺮﺩ .
ﺷﯿﺦ ﺳﺎﮐﺖ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻻﻝ ﻇﺎﻫﺮ ﻧﻤﻮﺩ . ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﮐﺸﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﯽ ﺑﺮﺩ .
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ . ﺷﯿﺦ ﻫﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ .
ﻗﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﻻﻝ ﺍﺳﺖ .........؟
ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﻻﻝ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻻﻝ ﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺧﺘﻪ
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺧﺮ ﻣﺮﺍ ﻧﺪﻫﺪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ
......
ﻗﺎﺿﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺎ ﺗﻮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ ....... ؟
ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ : ﮔﻔﺖ ﺧﺮ ﺭﺍ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺍﺳﺐ ﻣﻦ ﻧﺒﻨﺪ ﮐﻪ ﻟﮕﺪ
ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﭘﺎﯾﺶ ﺑﺸﮑﻨﺪ ....... ﻗﺎﺿﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺍﻧﺶ ﺷﯿﺦ ﺁﻓﺮﯾﻦ
ﮔﻔﺖ
ﺷﯿﺦ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺯﺍﻥ ﭘﺲ ﺩﺭﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﻣﺜﻞ
ﮔﺸﺖ ": ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺑﻠﻬﺎﻥ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﺳﺖ "
ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻭ ﺣﮑﻢ
علی اکبر دهخدا
   
حکایت 1784
دکتر مجیبیان را همه‌ی یزدی ها می شناسند
بزرگ مردی که مردم یزد مدیون خدمات ایشان در پزشکی و نیز در عرصه‌های اجتماعی هستند
دکتر، از مسن ترین کاربران فیس بوک در ایران هستند
در دهه‌ی ۶۰ وزارت بهداشت دولت وقت سمیناری با عنوان
"اهمیت شیر مادر" در یزد تشکیل داده بود
* یکی از سخنرانان، که از حوزه علمیه آمده بوده می گوید:
نوزاد، شیر هرکه را بخورد شبیه او می‌شود.
- دکتر مجیبیان از سخنران بعدی خواهش می‌کند نوبتش را به او بدهد سپس پشت تریبون رفته می‌گوید:
حضار محترم! من در نوزادی شیر بز خورده‌ام، آیا به بز شبیه هستم؟
دکتر سپس با لحن محکمی می گوید
ایکاش همانطور که ما پزشکان در مورد مسائل فقهی اظهار نظر نمی‌کنیم،
فقها هم یاد بگیرند در مسائل پزشکی، اقتصادی، روانشناسی و.... اظهار نظر نفرمایند.
ناشناس
   
عاشقانه ها 2554
من
عادت کرده ام
هر صبح
قبل از باز شدن چشم هایم
دوستت داشته باشم؛

وَ برایم مهم نباشد که تو
درکجای این شهرِ شلوغ
به فراموش کردنم مشغول هستی.
ناشناس
   
نکته 1067
وقتی از یه نفر میرنجی حتی ... اگه بخشیدیش یه چیزی ته دلت می مونه کینه نیست ... یه جای زخمه ... یه چیزی که نمیذاره ... اوضاع مثل قبل بشه..!
هر چقدر هم تلاش کنی و خودتو بزنی به اون راه ... و بگی نه ... بی فایدست!
یه چیزی این وسط از بین رفته و جای خالیش تا همیشه درد می کنه ، یه چیز سنگین مثل "حرمت"
ناشناس
   
حکایت 2741
پزشک و جراح مشهور (د. ایشان) روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد، با عجله به فرودگاه رفت..
بعد از پرواز ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه، که باعث از کار افتادن یکی از موتورهای هواپیما شده، مجبوریم فرود اضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم..
دکتر بلافاصله به دفتر استعلامات فرودگاه رفت و خطاب به آنها گفت: من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه برای من برابر با جان خیلی انسانهاست و شما می خواهید من 16 ساعت تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم؟
یکی از کارکنان گفت جناب دکتر، اگر خیلی عجله دارید میتوانید یک ماشین دربست بگیرید تا مقصد شما سه ساعت بیشتر نمانده است..
دکتر ایشان" با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان در وسط راه اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدور نبود ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگه راه را گم کرده خسته و کوفته و درمانده و با ناامیدی براهش ادامه داد که ناگهان کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد.. کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد، صدای پیرزنی را شنید. بفرما داخل هر که هستی.. در باز است... دکتر داخل شد و از پیرزن که زمینگیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند، پیرزن خندید و گفت: کدام تلفن فرزندم؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی... ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدرکنی و کمی غذا هم هست بخور تا جون بگیری.
دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد، در حالیکه پیرزن مشغول خواندن نماز و دعا بود.. که ناگهان متوجه طفل کوچکی شد که بی حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود، که هرازگاهی بین نمازهایش او را تکان میداد.
پیرزن مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود، که دکتر رو به او گفت: بخدا من شرمنده این لطف و کرم و اخلاق نیکوی تو شدم ، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.
پیرزن گفت: و اما شما،..رهگذری هستیدکه خداوند به ما سفارش شما را کرده است.. ولی دعاهایم همه قبول شده است بجز یک دعا...
دکتر ایشان" گفت: چه دعایی؟ گفت: این طفل معصومی که جلو چشم شماست نوه من هست که نه پدر داره و نه مادر، به یک بیماری مزمنی دچارشده که همه پزشکان اینجا از علاج آن عاجز هستند. به من گفته اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر "ایشان" هست که او قادر به درمانش هست ،..ولی او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمیتوانم این بچه را پیش او ببرم. می ترسم این طفل بیچاره و مسکین خوار و گرفتار شود.. پس از الله خواسته ام که کارم را آسان کند..!
دکتر ایشان در حالیکه گریه میکرد گفت: به والله که دعای تو، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه ها شد و آسمان را به باریدن وا داشت..تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند و من بخدا هرگز باور نداشتم که الله عزوجل با یک دعایی این چنین اسباب را برای بندگان مومنش مهیا میکند.. و بسوی آنها روانه میکند.
ناشناس
   
نکته 3087
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد..
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!
ناشناس
   
نکته 932
اگر مردی توقع دارد بانویش یک فرشته در زندگیش باشد،
ابتدا باید یک بهشت برایش بسازد.
ناشناس
   
نکته 2288
بهترین همسر دنیا چه شکلی است؟
بهترین همسر دنیا شدن کار سختی نیست. شما هم بهترین همسر دنیا
می شوید اگر این خصوصیات را داشته باشید :
1- بهترین همسر دنیا اشتباهات گذشته شما را فراموش می کند.
یک شریک خوب، گذشته شما را نادیده می گیرد و دائم اشتباهاتی
را که یادآوری آنها " هیچ نفعی " به حال رابطه تان ندارد ، بازگو
نمی کند.
2- بهترین همسر دنیا مقایسه نمی کند.
یک شریک زندگی مناسب " تفاوت انسان ها " را درک می کند و
می داند که هر شخص نقاط ضعف و قوت خود را دارد.
بنابراین شما را با افراد دیگر مقایسه نمی کند.
3- بهترین همسر دنیا به رابطه دوطرفه اعتقاد دارد.
او باید بداند که یک رابطه سالم به تلاش هر دو طرف وابسته است
و باید بین آنها تعادل برقرار باشد.
رابطه های یک طرفه در نهایت به مشکل منجر خواهد شد.
4- بهترین همسر دنیا به تنهایی شما احترام می گذارد.
هر فردی به تنهایی احتیاج دارد.
شریک شما باید معنای حریم خصوصی را درک کند. افرادی که این
قانون را رعایت نمی کنند ، پس از مدتی از هم خسته می شوند و
در رابطه احساس خفقان می کنند. باز هم می گوییم، در هر چیزی
تعادل لازم است، حتی با هم بودن.
5- بهترین همسر دنیا گفتگو با شما را در اولیت قرار می دهد.
یک شریک زندگی خوب " ارتباط و گفتگو " با شما را در اولویت
کارهای خود قرار می دهد.
بدون گفتگو با یکدیگر ، مشکلات کوچک تبدیل به مشکلاتی بزرگ
و حل نشدنی تبدیل می شود .
شما باید در گفتگو با شریک تان آزاد باشید و مطمئن باشید که :
حرف هایتان شنیده می شود.
گفتگو برای تداوم یک رابطه حیاتی است.
6- بهترین همسر دنیا ساده است.
یک شریک خوب رابطه را تبدیل به یک بازی پیچیده نمی کند.
او با هر مشکلی به سادگی برخورد می کند و به جای
عکس العمل های پرخاشگرانه یا عقب نشینی، با شما به گفتگو
می نشیند.
7- بهترین همسر دنیا رگ خواب شما را می شناسد.
او به " زبان عشق " شما آگاه است و می داند که چه زمانی باید
کنارتان حضور داشته باشد ، چه لغاتی را در گفتگو با شما به کار
گیرد یا چه هدیه ای برای شما بخرد تا خوشحال شوید.
به بیانی او باید رگ خواب شما را بداند.
8- بهترین همسر دنیا شوخ طبع است.
شوخ طبعی از خصوصیات او است، طوری که شما می توانید ،
جوکی را برای او بگویید و با هم بخندید.
9- بهترین همسر دنیا منطقی است.
فردی را انتخاب کنید که انتظارات منطقی از شما داشته باشد.
همه ما آدم ها گاهی اشتباه می کنیم و این امری طبیعی است.
او نباید برای شما استانداردهایی تعریف کند که خود به آن پایبند
نیست.
10- بهترین همسر دنیا به خودشناسی رسیده است.
گاهی ما از دیگران " انتظاراتی " داریم و زمانی که آنها قادر به
برآورده کردن شان نیستند، ناامید می شویم.
ما باید آنقدر مهارت های لازم را در خود تقویت کنیم تا محتاج هیچ
کس نباشیم.
رابطه عاطفی تنها باید راهی برای تقویت خودشناسی باشد.
11- بهترین همسر دنیا خوش بین است.
شریک شما انتظارات خوش بینانه ای از شما و رابطه دارد.
او افکار منفی را از خود دور می کند و معتقد به رابطه ای خوب
و طولانی مدت است.
12- بهترین همسر دنیا مسئولیت پذیر است.
او نباید شما را تنها منشا تمام خوشی هایش بداند.
هر کسی مسئول شادی زندگی خود است.
شما می توانید بزرگ ترین بخش این شادی باشید اما تمام آن نه.
13- بهترین همسر دنیا احساسات خود را کنترل می کند.
یک شریک زندگی خوب به شما احترام می گذارد، مدام کنترل و
نقدتان نمی کند و در مقابل دیگران باعث شرمندگی نمی شود.
14- بهترین همسر دنیا زمانش را با شما تقسیم می کند.
همدلی از دیگر خصوصیات فرد مناسب شما است.
او به ارزش کار تیمی آگاه است و خوب می داند که :
" یک دست صدا ندارد. "
15- بهترین همسر دنیا مستقل است.
او قابل اعتماد و مسئول است و هر زمان که احتیاج داشته باشید،
کنار شما است.
16- بهترین همسر دنیا از شما حمایت می کند.
او شما را تشویق می کند تا بهترین خود باشید.
از موفقیت شما نمی ترسد و همیشه بهترین شما را می خواهد.
17- بهترین همسر دنیا همیشه برای بهبود رابطه تلاش می کند.
یک شریک خوب می داند که یک رابطه احتیاج به مراقبت و تلاش
دارد. بنابراین " نهایت سعی " خود را می کند تا رابطه به بهترین
شکل خود پیش رود.
18- بهترین همسر دنیا قادر به گفتن "ببخشید " است.
فردی که به خودآگاهی رسیده باشد، از گفتن :
" ببخشید " در زمان هایی که مرتکب اشتباهی شده،نمی هراسد.
19- بهترین همسر دنیا بهترین دوست شما است.
یک شریک زندگی خوب، باید یک دوست خوب هم باشد.
ناشناس
   
دل نوشته 2825
هرکجا سازی شنیدی
از دلی رازی شنیدی
شعر و آوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن
وقت آه از دل کشیدن
یاد من کن، یاد من کن...
ناشناس
   
نکته 1736
بيچاره ترين انسان در دنيا، فرد بينايي است كه فاقد يك چشم انداز آرماني است.
هلن کلر
   
نکته 426
تنفس: شروع زندگیست
عشق:قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب: قلب زندگیست
گاهی دلگرمی یک دوست آنقدر معجزه میکند
که انگارخدا در زمین کنار توست.
ناشناس
   
نکته 573
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ
آنطﺮﻑﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ!"
با امواج افکارت آنها را بشوی اما به آنکه لیاقتش دارد و نسبت به تو نیک رفتار است سخاوتمند باش و در یادل و بخشنده
ناشناس
   
دانستنیها 1141
"رجینابرت ، مقاله نویس۹۰ساله ،اوهایو"
این ۴۰ درسی را که آموخته است،
به مناسبت 90 سالگی خود مینویسد:
۱ـ زندگی مهربان نیست،
اما بازهم خوب است.
۲ـ وقتی شک داری،
قدم بعدی را کوتاه تر بردار.
۳ـ زندگی کوتاه تراز آن است که
برای نفرت ازکسی وقت صرف کنی.
۴ـ شغل تو وقتی بیمار باشی
به فکر تو نخواهد بود.
اما دوستان و والدین ات چرا.
با آنها در تماس باش.
۵ـ هرماه اقساط خود را به موقع پرداخت کن.
۶ـ لازم نیست در هربحثی برنده باشی.
۷ـ با دیگران همدردی کن.
این خیلی بهتر از آن است که تنهایی گریه کنی.
۸ـ هرکسی رو همان طور که هست بپذیر.
۹ـ پس انداز برای دوران پیری را با اولین چک حقوقت شروع کن.
۱۰ـ وقتی نوبت مشکلات میرسد،
مقاومت بیهوده است،
بامسایل روبرو شو.
۱۱ـ باگذشته ات آشتی کن
تا امروزت را خراب نکند.
۱۲ـ بد نیست گاهی بچه هایت ببینند
که گریه می کنی.
۱۳ـ زندگی ات را بادیگران مقایسه نکن.
از کجا می دانی آنها درچه وضعیتی هستند.
۱۴ـ اگر قرار است رابطه ای پنهان بماند،
درگیرش نشو.
۱۵ـ هرچیزی ممکن است در یک چشم به هم زدن تغییرکند،
اما ناراحت نباش،خدا پلک نمی زند.
۱۶ـ نفس عمیق بکش،
آرام ترمی شوی.
۱۷ـ ازهرچه مفید،زیبا یا لذت بخش نیست،
دست بردار.
۱۸ـ هر اتفاقی که واقعا به تو فشار می آورد،
تو را قوی تر می کند.
۱۹ـ برای آنکه کودکی خوبی داشته باشی،
هیچ وقت دیر نیست.
۲۰ـ وقتی قرار است به دنبال کسی بروی که دوستش داری،
نگو"نه".
۲۱ـ شمع روشن کن،
ملحفه ها رو نوکن،
دل انگیزترین لباس راحتی ات رو بپوش،
برای زمان خاصی نگه اش ندار،
همین امروز زمان خاص فرا رسیده.
۲۲ـ آمادگی کافی است،
دل را به دریا بزن.
۲۳ـ هیچ کس جز خودت مسوول خشنودی تو نیست.
۲۴ـ هرمشکلی که برایت پیش آمد،
بگو آیا پنج سال بعد هم این مساله برایم مهم است؟
۲۵ـ همیشه زندگی رو انتخاب کن.
۲۶ـ بخشنده باش.
۲۷ـ آنچه دیگران درباره تو فکر می کنند،
به تو مربوط نیست.
۲۸ـ زمان همه چیز رو درست می کند،
به زمان وقت بده.
۲۹ـ اوضاع هر چقدر بد یا خوب باشد،
تغییر خواهد کرد.
۳۰ـ خیلی جدی نباش.
۳۱ـ به معجزه اعتقاد داشته باش.
۳۲ـ قدر پدر و مادرت رابدان.
۳۳ـ زندگی را بررسی نکن،
کارت را بکن
و بیشترش را هم همین حالا.
۳۴ـ فرزندانت فقط یک دوران کودکی دارند.
۳۵ـ اگر مشکلات خود را تلنبار کنیم،
مشکلات خود را بزرگتر می کنیم.
۳۶ـ حسادت اتلاف وقت است،
همین حالا هر چیزی را که نیاز داشتید، دارید.
۳۷ـ بهترین پیشامد هنوز در راه است.
۳۸ـ مهم نیست چه احساسی داری،
بلند شو ، لباس بپوش و شروع کن.
۳۹ـ رها باش.
۴۰ـ زندگی فراز و فرود نیست،
نعمت است.
دیگران
   
گلایه 1902
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﭘﻮﻝ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻗﺮﺽ ﺩﺍﺩﻡ ﺗﺎ
ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ ﻧﺎﻣﺰﺩﯼ
ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ...!
ﻭﻟﯽ ﺳﺨﺖ ﺩﺭﺧﻮﺩﮔﺮﯾﺴﺘﻢ ....!
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﺩﯾﺸﺐ ﭼﻪ
ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﺗﻦ ﺳﺮﺩﻡ ﺭﺍﺑﻪ
ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﯿﺒﺮﺩ ...!!!!
. ﺭﻭﺳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﺑﺒﻨﺪ !!!!!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﻳﺖ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ !!!...
ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻧﻜﻦ !!!...
ﺍﮔﺮ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻳﺒﺎ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ !!!...
ﺩﺧﺘﺮﻙ !!
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻛﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ !!!...
ﺍﻳﻨﺠﺎ " ﺍﻳﺮﺍﻥ " ﺍﺳﺖ !
ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻱ ، ﻭﻟﻲ ﺗﻨﻬﺎ
ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ
ﻳﻚ ﺷﺐ
ﺍﻧﺪ ...
ﺩﺭﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﺩﺍﺭﻱ ،
ﺍﻣﺎ ﻣﻘﺼﺪ ﻫﻤﻪ ﻳﻚ ﻣﻜﺎﻥ ﺧﺎﻟﻴﺴﺖ ﻭ ﺑﺲ ...
ﻛﻤﻲ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻲ ﻟﺮﺯﻩ ﺑﺮ ﺑﺪﻧﺖ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ...
ﺩﺧﺘﺮﻙ !!
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻩ ﻫﺎﺳﺖ ...
ﺳﻴﺮﺍﺏ ﺷﺪﻥ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﺯ ﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﮔﺮ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﺎﺷﻲ " ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ ... "
ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺵ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺎﺷﻲ " ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﯼ ... "
ﺍﮔﺮ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎﺷﻲ " ﺧﺮﺍﺑﯽ " ....
ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﺷﻲ ﻻﺑﺪ ﻗﻴﻤﺘﺖ ﺑﺎﻻﺳﺖ !!!
ﺑﻬﺮﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺧﺮﻳﺪﻧﻲ ﻫﺴﺘﻲ ﺧﻮﺍﻩ ﻧﺮﺥ ﻛﻢ ﺧﻮﺍﻩ ﻧﺮﺥ
ﺯﻳﺎﺩ !!!
ﺩﺧﺘﺮﻙ !!
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻝ ﺷﻴﺮ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ..
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ " ﻣﺮﺩ " ﺑﺎﺷﻲ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻲ " ﺯﻥ " ﺑﻤﺎﻧﻲ
ناشناس
   
تلنگر 3030
امروز سوار يه تاكسى شدم
صد متر جلو تر يه خانمى كنار خيابون ايستاده بود
راننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كرد
چند ثانيه گذشت
راننده تاكسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاكسى : لباتون رو برجسته كرده
خانم مسافر سايه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پايينُ لباشو رو به آينه غنچه كرد.
خانم مسافر: واقعاً؟؟!
راننده تاكسى خنديد با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه كرد
راننده تاكسى : با رنگِ لاكتون سِت كردين؟! واقعاً كه با سليقه اين تبريك ميگم
خانم مسافر:واى ممنونم..چه دقتى معلومه كه آدمِ خوش ذوقى هستين
تلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن..
موقع پياده شدن راننده ى تاكسى كارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستى برى،اگه ماشين خواستى زنگ بزن به من..
خانم مسافر كارت رو گرفت يه چشمكِ ريزى هم زد و رفت..
اينُ تعريف نكردم كه بخوام بگم خانم مسافر مشكل اخلاقى داشت يا راننده تاكسى...
فقط ميخواستم بگم..
تويه اين چند دقيقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسيده باشه
كه راننده ى تاكسى هم يك خانم بود..
حواسمون به تفکرات قالبی باشد..
ناشناس
   
نکته 2332
وصیت عبید زاکانی
گویند عبید در زمان پیرى با اینکه چهار پسر داشت تنها بود و فرزندانش هزینه زندگى او را تامین نمیکردند، لذا او چاره اى اندیشید و هر یک از پسران را جداگانه فراخوانده و به او میگفت:
من علاقه خاصی به تو دارم و فقط به تو میگویم حاصل یک عمر تلاش من ثروتی است که در خمره ای گذاشته و در جائی دفن کرده ام. پس از مرگم از فلان دوست مکان آن را پرسیده و آن ثروت را براى خود بردار.
این وصیت جداگانه باعث شد که پسرها به پدر رسیدگى و محبت کنند و عبید نیز آخر عمرش با آسایش زندگی کرد تا از دنیا رفت.
پسرانش بعد از دفن پدر نشانی دفینه را از دوست وی گرفته آنجا را حفر کردند تا سر و کله خمره پیدا شد.
اما وقتى خمره را باز کردند، داخلش را از سکه های طلا خالی و تنها ورقی یافتند که بیت شعری در آن نوشته بود:
خداى داند و من دانم و تو هم دانى
که یک فُلوس ندارد عبید زاکانى
عبید زاکانى در سال 690 قمرى در روستاى زاکان قزوین به دنیا آمد و در سن 82 سالگى درگذشت...
عبید زاکانی
   
نکته 1725
ما به تنهايي كاري از پيش نمي‌بريم،
با يكديگر مي‌توانيم كارهاي بسياري بكنيم.
هلن کلر
   
شوخی 62
حساب کردن روی بعضی ها مثل شرط بندی روی خر در مسابقات اسب دوانی است
ناشناس
   
حکایت 2442
روزی ناصرالدین شاه قاجار وهمرامانش رفتند باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت نظر شاه را جلب کرد. فورا کاغذ و قلم برداشت و شروع به کشیدن آن گل نمود. نقاشی که تمام شد، آن را به مستوفی الممالک نشان داد وگفت:
چطور است؟
-قربان خیلی خوب است.
بعد اقبال الدوله: قربان حقیقتا عالی است.
و بعد اعتمادالسلطنه: قربان نظیر ندارد
و بعد یکی دیگر: این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است.
و نوبت به ضیاالدوله رسید: حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناک تر است!
همه حضار خندیدند.
بعد از آن که خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت:
وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموس ها مملکت را اداره کنم.
ناشناس
   
عاشقانه ها 986
پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد

عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود‌: نباید به مساوا برسد‌ !

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر ..
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد

احسان افشاری
دیگران
   
گلایه 2765
مرا چه به فال حافظ که یوسفم را سال هاست گرگ خورده است و در قحطی عشق چنان به سنگ ها دلبسته ام که حتی میان فال ها هم کلبه ی احزان من گلستان نمی شود
ناشناس
   
گلایه 2749
ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگار
دل به تو بستیم و آخر ، دل شکستی روزگار
خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
کی روا باشد جوابم ،با بدی ای روزگار
فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام
بهر شاگردت عجب، سنگ تمامی روزگار
گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز
بهر من پاییزی و ،فصل خزانی روزگار
میکنم دل خوش به هر چیزی حسودی میکنی
مثل رهزن میزنی، بر خنده ام چنگ روزگار
کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود
وای عجب بی معرفت ،اهل جفایی روزگار
چون پرنده با چه شوقی لانه بر هم میزنم
دست بی رحمت کند خانه خرابم روزگار
چرخ گردون با دلم نامهربان باشد ولی
با همه درد و غمت بازم صبو
ناشناس
   
نکته 237
هیچوقت قرصهایی که حال آدم را خوب می کنند جای خوبهایی که دل آدم را قرص می کنند نمی گیرند
عزت الله انتظامی
   
نکته 688
می گویند آدمهای خوب به بهشت میروند
اما من می گویم آدمهای خوب هر جاکه باشند آنجا بهشت است...
فریدون فرخزاد
دیگران
   
نکته 1848
شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد.
سقراط
   
دانستنیها 493
راز طول عمر ژاپنی ها کشف شد

چرا ژاپنی ها پیر و چاق نمیشوند؟

بر اساس آمارهای جهانی ، ژاپن به عنوان مسن ترین کشور دنیا شناخته شده است.
زنان و مردان ژاپن۲۵% جمعیت این کشور را افراد بالای ۶۵ سال تشکیل می دهند. که تا ۴۰ سال آینده بر اساس پیش بینی های مسئولین این کشور ، به ۳۳% خواهد رسید.
مردم ژاپن چندان اهل ورزش های همگانی و رعایت دستورالعمل های تناسب اندام هم نیستند که بخواهیم ربطش بدهیم به ورزش. بر اساس بررسی های بهره وری انجام شده در این کشور زمان متوسط ورزش روزانه در این کشور کمتر از ۱۵ دقیقه است.
خواب مناسب و کافی هم ندارند اغلب مردم در ژاپن ، تنها ۵ ساعت در شبانه روز می خوابند.
در مورد کار و تلاش هم که حتماً شنیده اید ، Karoshi (مرگ از کار زیاد) ، نه تنها واژه ای آشنا بلکه تا حدودی مقبول در ژاپن محسوب می شود.
جستجوی رابطه ژنتیکی هم بی فایده است ! چون همین مردم وقتی به آمریکا مهاجرت می کنند ، دچار همان امراضی می شوند که در ایالات متحده شایع است و عمری تقریبا برابر آمریکایی ها دارند.
چه چیزی در مردم ژاپن متفاوت است که اینچنین بر روی بقاء و طول عمر مفیدشان می افزاید؟
خانم Norami Moriyama در کتاب ” زنان ژاپنی پیر و چاق نمی شوند” پرده از اسرار هموطنانش می گشاید. با هم مطالعه میکنیم .

راز اول: تغذیه بر پایه ماهی ، سویا ، سبزیجات و میوه ها

غذای ضد سرطان ژاپنی عمده خرید روزانه زنان ژاپنی از بازار حول محور همین چند طیف غذایی می چرخد.
ماهی. تقریباً ۱۰% از سرانه مصرف ماهی ها و آبزیان جهان متعلق به ژاپنی هاست. در حالیکه ژاپنی ها تنها ۲% از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. فکر میکنم همه ما از امگا ۳ موجود در ماهی و خواص منحصر به فردش در پیشگیری از بیماری و پیری اتفاق نظر داشته باشیم.
اما این همه راز ژاپنی ها در ماهی نیست ! چون ژاپنی ها ماهی را کباب شده یا با روغن کانولا در زمان بسیار کوتاه و به مقدار اندک طبخ می کنند.
ماهی های مورد علاقه ژاپنی ها : ساردین، سالمون ، Mackerel و Fresh tuna است ، که همه جزء ماهی های چرب محسوب می شوند.
سبزیجات . سبزیجات غنی از ویتامین سی ، آنتی اکسیدانها و مواد معدنی هستند . تحقیقات نشان می دهد ژاپنی ها ، ۵ بار بیشتر از آمریکایی ها سبزیجات چلیپایی (کلم بروکلی ، کلم پیچ ، گل کلم و جوانه سبزیجات) مصرف می کنند.

ژاپنی ها دیوانه سبزی هستند! مادران ژاپنی وقتی می خواهند اعضاء خانواده را زودتر به منزل بکشانند :گوشت های دریایی را در سبزی فراوان و بدون روغن بر روی اجاق می گذارند. سپس میز شام را با لوبیا سبز ، کاهو ، هویج خرد شده ، اسفناج ، چغندر ، ریشه کُنار ، شلغم ، تربچه ، ترب سفید ، قارچ ، سیب زمینی، سبزیجات دریایی (Kombu ، Nori ، Wakame) ، گوجه فرنگی ، پودر خردل و فلفل قرمز می آرایند.

ژاپنی ها مقدار زیادی سویا مصرف می کنند (حدود ۵۰ گرم در روز) . حجم زیادی از طرف غذای ژاپنی ها را سویا تشکیل می دهد. خواص ضد سرطانی این دانه در بسیاری از سرطانها ، خصوصاً سرطان پستان سالهاست که اثبات شده است.

سویا ترکیب اصلی سوپ میسو و Tofu را تشکیل می دهد که تقریباً در هفته چندین بار سرو می شود. با مصرف سویا ژاپنی ها به یک تیر دو نشان می زنند : هم از یک ماده ضد سرطان بهره مند می شوند و هم از مصرف یک ماده مشکوک به ایجاد سرطان (گوشت قرمز) اجتناب می کنند.

میوه ها . مصرف میوه تازه فصل بدون هیچگونه دخالت در فرآوری از خصوصیات مردم ژاپن است. بطور کلی کیک ، بیسکوئیت ، ویفرها ، کلوچه های صنعتی در ژاپن چندان مورد استقبال نیست.

راز دوم: برنج قهوه ای جایگزین برنج سفید و نان.

برنج سبوس دار (قهوه ای)در رژیم غذایی ژاپنی ، نان جایگاهی ندارد. در ژاپن بیشتر غذاها با برنج کته سرو می شود. ژاپنی ها ۶ برابر آمریکایی ها برنج می خورند. البته اغلب مواقع نه این برنج سفید آبکش بدون سبوسی که ما می شناسیم ، بلکه برنج قهوه ای (سبوس دار).

برنج را کم نمک و بدون روغن (کته) می پزند. اینگونه مصرف برنج آنها را از چربی های ترانس ، کلسترول و فشار خون محافظت می کند. ضمن اینکه سبوس برنج منبع سرشاری از ویتامین های گروه B محسوب می شود.

راز سوم : ژاپنی ها با چشمانشان غذا می خورند!

ظروف ساده و پیاله های کوچک ، با غذاهای کم کالری و تزئین هنرمندانه . این تزئین بی نظیر که این روزها نمونه اش را می توانید در هایپر مارکت ها تحت نام ” سوشی” ملاحظه می کنید ، هر بیننده ای را ترغیب می کند ، به جای خوردن تماشا کند.
ژاپنی ها معتقدند : وقتی به این تزئین نقاشی گونه نگاه می کنید ، مغز بخشی از دریافت های دیداری را به حساب دریافت های گوارشی محاسبه خواهد کرد. به همین سادگی!

اما وقتی به روش ایرانی بشقاب پت و پهنی را مقابل خود میبینیم خصوصاً اگر گرسنه باشیم ، آنرا لبریز از غذا خواهیم کرد. همواره بهانه هایی برای تا آخر خوردن این کوه غذا وجود دارد:
– اگر در مهمانی باشیم ، به خاطر اینکه میزبان احساس نکند از غذا خوشمان نیامده.
– اگر در منزل باشیم ، به خاطر اینکه اسراف نشود ! انگار وقتی همین غذای اضافی به چربی تبدیل می شود ، اسراف نیست!
برخی باورهای فرهنگی ژاپنی ها هم در این کم خوردن موثر است مثلاً : ژاپنی ها پیاله شان را لبریز از غذا نمی کنند.

غذا را برپایه ماهیت طبیعی اش تزئین می کنند نه ظروف و اجسام روی میز .
بطور مرتب کودکانشان را تشویق می کنند وقتی ۸۰% احساس سیری می کنند ، دست از خوردن بکشند. برخلاف ما که تشویق می کنیم تا آخر بشقابشان را تمام کنند.

راز چهارم: لازم نیست کم بخورید ، فقط کافیست کم کالری بخورید.

برای آدمهای شکمو ، کم خوردن یک شکنجه است. به قول ما ایرانی ها : بعضی ها عادت دارند دایم دهانشان بجنبد.
تنها ۳% مردم ژاپن چاق هستند ، در حالیکه فرانسوی ها ۱۱% و آمریکایی ها ۳۳% اضافه وزن دارند. اضافه وزن ارتباط مستقیمی با دریافت کالری اضافی دارند.
تحقیقات نشان می دهد با پرهیز از چیس ، پفک ، شکلات و کلوچه های مختلف و جایگزینی با میوه ها و سبزیجات می توان به راحتی می توان تا ۸۰۰ کالری در روز کمتر دریافت کرد ، بدون اینکه لطمه ای به لذت خوردنتان وارد شود.

کالری دریافتی روزانه ژاپنی ها ۲۵% کمتر از سایر ملل است. آنها با تزئین سفره به سبزیجات و کاهو های مختلف ، از شکمو ها پذیرایی می کنند.
در هر وعده غذای ژاپنی ، ۴ تا ۵ نوع غذای کم کالری و اندک سرو می شود ، شکمو ها می توانند از سوپ سبزیجات و سالاد ، بیشتر بخورند.

راز پنجم : رشته

رشته های قاره آسیا ، بدون چربی و مواد افزودنی هستند ، بر خلاف ماکارونی های غربی. در ژاپن رشته از مواد مختلفی ساخته می شود. از جمله : ماش و گندم سیاه . در ژاپن به رشته های تهیه شده از گندم سیاه ، Soba گفته می شود.

راز ششم: روش پخت

بخار پز ، کباب قابلمه ای ، سرخ کردن اندک ، چرخاندن سریع در آب جوش (در ظرف مخصوص Wok) ، سرخ کردن در روغن کانولا (در زمان اندک) از اصول پخت و پز ژاپنی محسوب می شود. روش هایی که با کمترین میزان تولید روغن ترانس همراه است.

راز هفتم : چای سبز

چای سبز در ژاپن مصرف دسر به شکلی که در سایر جاها متداول است ، دیده نمی شود. ژاپنی ها از دسرهای شیرین استفاده نمی کنند ، یا اگر هم مصرف میکنند مقدارش بسیار بسیار ناچیز است.
بهترین حسن ختام غذا در ژاپن چای سبز است. که این روزها تقریباً همه ما از فواید ضد سرطانی و چربی سوزی آن اطلاع داریم.
چای سبز را هم به روشی متفاوت دم می کنند. برگ چای را در لیوانهای مخصوصی ریخته و آب نیمه جوش (۸۰ درجه سانتیگراد) را به آن اضافه می کنند.
بهترین چای سبز ژاپنی هم Mutcha نام دارد.
ناشناس
   
نکته 723
همه میمیرند
اما همه زندگی نمی کنند
ناشناس
   
دل نوشته 1450
بیا به محل قدیمی‌ خودمان سری بزنیم
کودکیمان را بدزدیم
بسپریم به دست عمو زنجیر باف و با خیال راحت ببینیم توپ‌هایمان تا کجا هوا میرود
ناشناس
   
نکته 703
فقط کسانی که زیاد گریه کرده اند می توانند ارزش زیبایی های زندگی را درک کنند و از ته دل بخندند.گریه کردن آسان است ،اما خندیدن بسیار سخت.این حقیقت را خیلی زود می فهمی...
اوریانا فالانچی
   
خواص گیاهان دارویی 21
ویرجین مری کوکتل آب گوجه فرنگی
یکی از رایج ترین نوشیدنی ها برای صبحانه یا میان وعده ها آب گوجه فرنگی است. طبیعتا این نوشیدنی میزان قابل ملاحظه ای ویتامین سی مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار می دهد.

یک لیتر آب گوجه فرنگی تهیه کنید. می توانید از نمونه های صنعتی آن نیز استفاده کنید.
یک لیوان پر آبلیموی تازه به آن اضافه کنید.
به میزان موردعلاقه تان فلفل سیاه و نمک به آب گوجه فرنگی بریزید. البته باید توجه داشته باشید که این نوشیدنی بطور سنتی خیلی تند باید آماده شود.
دو قاشق چایخوری سس تند( ترجیحا تاباسکو) به نوشیدنی اضافه کنید.
در پایان نوشیدنی ها را در لیوان بریزید و آن را با یک ساقه ترد و برگ دار کرفس تزیین کنید.
ناشناس
   
نکته 2013
از حکيمي پرسيدند:
معني زن چيست؟
با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است
که شفّاف بوده و باطنش را مي تواني ببيني.
اگر با مدارا او را لمس کني
درخشش افزون مي شود
و صورت خود را در آن مى بيني
اما اگر روزي آن را شکستي
جمع کردن شکسته هايش بر تو سخت مى شود
اگر احياناً جمعش کردي
که بچسباني بين شکسته هايش
فاصله مي افتد
و هر موقع دست به محل
شکستگي بکشي دستت زخمي ميشود.
زن اينچنين است پس آن را نشکن
ناشناس
   
حکایت 672
روزی بهلول را گفتند:
شخصي که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت بايد چکارش کنند؟
بهلول گفت: بايد دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش بايد براي امرار معاش دزدی کنند...
بهلول
   
حکایت 3641
مرد هر کاري ميکرد که سگش را از خود دور کند فايده اي نداشت اين سگ هر کجا که صاحبش ميرفت به دنبالش حرکت ميکرد
براي اينکه از دستش خلاص شود چوبي يا سنگي را بلند ميکردو به سويش مي انداخت اما فايده اي نداشت با هر سنگي که صاحبش براي او ميانداخت چند قدمي به عقب بر ميگشت و بارديگر به دنبالش راه ميافتاد آن روز هم همين اتفاق افتاد
آنقدر مرد به کار خود ادامه داد تا هر دو به لب ساحل رسبدند و مرد از روي عصبانيت چوبي را برداشت و ضربه اي به سر سگ زد
ضربه چوب آنقدر سنگين بودکه سگ بيچاره ديگر توانايي راه رفتن نداشت
در اين هنگام موج سنگيني از دريا برخاست و مرد را به همراه خود به دريا کشانيد
مرد که شنا بلد نبود درحالي که دست و پا ميزد
از مردم درخواست کمک ميکرد اما کسي نبود که او را نجات بدهد
مرد کم کم چشمايش را بست اما احساس کرد که يک نفر او را آهسته آهسته به سمت ساحل ميکشاند وقتي که دقت کرد ديد که سگ با وفايش در حالي که خون از سرش ميچکد شلوارش را به دهن گرفته و با زحمت او را به ساحل ميکشاند
مرد در حالي که سرفه ميزد به سگش نگاه ميکرد که ببيند به کجا خواهد رفت ديد که سگ به گوشه اي رفت و آرام جان داد
ناشناس
   
نکته 1341
آنچه پایانی ندارد نه تویی و نه من
این انسانیت است که تا ابد فریاد کشیده خواهد شد
چگوارا
   
شوخی 1174
دخترم شوهر نکردی خواستگار از دست رفت
تیپ جیگر دار کم شد ، دلسپار از دست رفت
یک قطار عاشق برایت پشت در صف می کشید
بیخودی هی صبر کردی تا قطار از دست رفت
کیس قابل در گرفتاران عشقت کم نبود
زود از جایت نجنبیدی ، شکار از دست رفت
فکر می کردی که چیزی تک نصیبت می شود
آنقدر بالا پریدی تا که یار از دست رفت
هر که آمد، چهره ای از خود نشان دادی که او
چایی اش را خورد و پاشد با فرار از دست رفت
زرگری با پورشه آمد ،چون که یک کم تاس بود
اخم کردی ،مفت مفت آن مایه دار از دست رفت
بچه صرافی رسید از راه و فرمودی که نه
بنز ، ویلا ، هم چنین کلی دلار از دست رفت
یک هنرمند آمد اما ضد حالی خورد که
جابه جا گرخید و با تنبور و تار از دست رفت
ضایعاتی ، کله پز ، اوراق چی ،آهن فروش
یک دو پیمانکار آن هم رانت خوار از دست رفت
خواستگارت هر که بود از دکتر جراح تا
گنده لات آن سر ِ دروازه غار از دست رفت
این اواخر مرده شوری خواستگاری کرد ازت
کاش می بردت ،ولی با حال زار از دست رفت
هیکلت یک وقت تقریبا به آدم برده بود
بس که افتادی یه لم ، آن ریخت و بار از دست رفت
روزگاری حرف مادر یا پدر هم شرط بود
من نمیدانم چه پیش آمد که کار از دست رفت
ناشناس
   
تلنگر 2004
این روزها ...
چه قدر یــادمان می رود ؛
زنــــدگی کنیم ..
ناشناس
   
اشعار 4024
سر به کوی تو شده مفلس خامی یا رب
تا بگیرد ز غنای تو قوامی یا رب

بی خبر از همه دنیا و به ذکرت شده مست
بده این حالت خوش را تو دوامی یا رب

در بیابان طلب ، تشنه لب و صبر سوار
تا بگیرد ز بلایت ، دو سه جامی یا رب

آرزو کرده که در راه غمت ، خنجر عشق
هم نجوید به جز این سینه " نیامی " یا رب

از تهیدستی بیاورده تورا ، بندهُ زار
جز دعای سحری ، هق هقِ شامی یا رب

دیر بازیست که بر بسته ز دل چشم نیاز
چون ندیدست از این غائله کامی یا رب

نزد آن بحرِ کرم ، این طمعی نیست زیاد
که نصیبش بکنی " حسن ختامی " یا رب
آرمان ایزدی
   
گلایه 1697
نه چتر با خود داشتی...
نه روزنامه...
نه چمدان...
عاشقت شدم...
از کجا باید میدانستم مسافری؟؟؟
ناشناس
   
نکته 2291
هرود : زن حکم آب را دارد که از شدت لطافت در هر محیطی که قرارگیرد شکل مظروف را بخود میگیرد، هر شوهری که از زن خود ناراضی است علت را در خود جستجو کند .
ناپلئون : اگر میخواهید اندازه تمدن و پیشرفت ملتی را بدانید به زنان آن ملت بنگرید .
مونتن : اگر زنان رسوم و قوانین جامعه را زیر پا میگذارند چندان هم گناهکار نیستند، زیرا این قوانین را مردان نوشته اند .
مترلینگ : من به هیچ زنی بر نخورده ام که چیزی از بزرگی در او نباشد .
بالزاک : حساسیت، عشق، تحمل و فداکاری زندگی زن را تشکیل میدهد .
کنفوسیوس : زن زیباترین و عزیزترین موجودات جهان است .
میشله : تا وقتی که زنان نیز در زمینه علم و دانش سخن خویش را نگفته اند نمیتوان از دانش واقعی حرف زد .
دیگران
   
نکته 3007
من به تو نمیام ولی تو به خودت بیا !
ناشناس
   
نکته 12
به زندگی فکر کن
ولی برای زندگی غصه نخور
دیدن حقیقت است
ولی درست دیدن فضیلت
ادب خرجی ندارد
ولی همه چیز را می خرد
با شروع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی
مهربان باش و دوست بدار
شاید فردایی نباشد
شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد...
ناشناس
   
پند و اندرز 878
روزی به دخترم خواهم گفت:
اگر خواستی ازدواج کنی
با مردی ازدواج کن
که به جای ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ
ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ می گویند،
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﯿﮑﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺟُﮏ ﻫﺎ و ... صحبت می کنند؛
تو را ﺑﻪ؛
دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ،
کوهنوردی،
ﺗﺌﺎﺗﺮ،
ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ،
ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ،
ﺷﻌﺮ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ،
كافه ﺭﻓﺘﻦ ﻭ
ﺷﺐ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﻮا،
سفرهاي ﺑﯽ ﻫﻮﺍ،
ﺑﺎ:
ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯽ ﻭ
ﻋﮑﺎﺳﯽ ﻭ
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻭ
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ...
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ زند.
ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ " با تو بودن " ايمان ﺩاشته باشد
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ
ﻭ ﻫﺮ ﭘﺸﻪ ﯼ ﻧَﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ و ﺑﺮت ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮔﯿﺮ ندهد.
،
ﻭ ﺑﻪ تو ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺭﻓﯿﻖ " ﺑﻮﺩﻥ بدهد ﻭ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺯﻥ " ﺑﻮﺩﻥ !!!
طوﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ
ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ تان ﺣﺴﻮﺩﯼ ﺷﺎﻥ ﺷود ...
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺷﺎﯾﺪ زمان مناسبی رسیده،
که تن به ازدواج بدهی!
وگرنه هیچ گاه به ذهن زیبایت خطور نکند
که آرامش را در میان دستهایی خواهی یافت
که تو را فقط زن می داند و زن!!!
حسین پناهی
   
نکته 2844
چپق درمانی
کدخدای ده گفت: اگر با برادرت در افتادی و می خواهی او را بکشی،
اول بنشین و چپقت را چاق کن. چپق اول که تمام شد،
متوجه می شوی که روی هم رفته برای خطای انجام شده مجازات سنگینی است
و خود را راضی می کنی که تنها با چوب و چماق به جانش بیفتی.
آن وقت چپق دوم را چاق کن و تمامش کن.
بعد به این فکر می افتی که به جای کتک زدن بهتر است به سختی دعوایش کنی.
حالا چپق سوم را چاق کن.
وقتی آن را تمام کردی، پیش برادرت می روی و به جای دعوا کردن ،
او را در آغوش می گیری!
.
نکته:
در واقع آنکس که شما را عصبانی می کند، شما را فتح کرده.
اگر به خود اجازه می دهید از دست کسی خشمگین باشید
و بخش عمده ای از عاطفه و ذهنتان را به او اختصاص دهید،
در واقع به او اجازه تصاحب این بخشهای وجودتان را داده اید
ناشناس
   
  شناسنامه shenasname.com
افزودن مطلب به سایت
از
 
مطالب جدید
لطیفه
مناجات
نکته
هنر
گلایه
پند و اندرز
آرزوها
اشعار
تلنگر
توکل
حکایت
خواص گیاهان دارویی
دل نوشته
دوستی
دانستنیها
سخن بزرگان
شوخی
ضرب المثل
عاشقانه ها
 
 
  شناسنامه shenasname.com