شناسنامه shenasname.com
سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است
  شناسنامه shenasname.com
صفحه اصلی
فکرت
فروغ فرخزاد
فریدون فرخزاد
فریدون مشیری
فرانکلین
فرانسیس بیکن
فرخی یزدی
فردوسی
قیصر امین پور
لقمان
لئو تولستوی
ملا محسن فیض کاشانی
مهدی اخوان ثالث
مولانا
میشل فوکو
ماهاتما گاندی
مارک تواین
مارتین لوتر کینگ
محمود دولت آبادی
محمد رضا عالی پیام (هالو)
نیما یوشیج
نیچه
چگوارا
ناپلئون
چارلی چاپلین
چارلز دیکنز
ناشناس
نسرین بهجتی
نظامی گنجوی
هلن کلر
هگل
ولتر
ویلیام شکسپیر
وینستون چرچیل
ویکتور هوگو
وحشی بافقی
ژان پل سارتر
کنفوسیوس
گوته
گابریل گارسیا مارکز
پائولو کوئیلو
پاستور
پروفسور مجید سمیعی
پروفسور محمود حسابی
پروین اعتصامی
آل پاچینو
آلبر کامو
آلبرت انیشتین
آندره ژید
آگاتا کریستی
آبراهام لینکلن
آرمان ایزدی
افلاطون
اقبال لاهوری
امانوئل کانت
اوریانا فالانچی
ایرج میرزا
ابو سعید ابوالخیر
ابو علی سینا
ابوالقاسم حالت
احمد شاملو
ارنست همینگوی
اسکار وایلد
استیو جابز
استیون هاوکینگ
بهلول
بودا
بیل گیتس
بالزاک
برتراند راسل
تهمینه میلانی
توماس ادیسون
جامی
جرج برنارد شاو
حافظ
حسین پناهی
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه عبدالله انصاری
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
خسرو شکیبایی
دیل کارنگی
دیگران
دکتر فرهنگ هلاکویی
دکتر الهی قمشه ای
دکتر حسابی
دکتر شریعتی
دالای لاما
داستایوفسکی
رهی معیری
رومن رولاند
زیگموند فروید
زکریای رازی
زرتشت
سقراط
سهراب سپهری
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
سامرست موام
سروانتس
سعدی
شهریار
شیخ بهایی
شاپورتهرانی
شاتوبریان
صائب تبریزی
صادق هدایت
صبوری تبریزی
علی اکبر دهخدا
عبید زاکانی
عزت الله انتظامی
عطار نیشابوری
   شناسنامه shenasname.com
ضرب المثل 1760
روسی:
بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
ناشناس
   
عاشقانه ها 925
ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر
تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر ..
چشم مستت را بنازم ، تازه از راه آمدم
بعد ازین جامی که دادی ، باز هم جامی دگر
تا مگر مستانه بر گیرم قلم ، وز راه دور
باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر
رو که زین پس از کبوتر عاشقی آموختم
گر نشد بام تو ، جویم دانه از بامی دگر
ای " امید " از مستی و از عشق برخوردار شو
خوشتر از ایام مستی نیست ایامی دگر
خنده ی خورشید را هر صبح دانی چیست رمز ؟
گوید از عمرت گذشت ای بی خبر شامی دگر ..
مهدی اخوان ثالث
   
دانستنیها 251
جادوی طبیعت: آلبالو بمب کوچک سلامت

هر خاصیتی که می‌توانید برای هر میوه‌ای تصور کنید، همه در آلبالو جمع شده است. این جمله حتی اگر کمی اغراق‌آمیز به نظر بیاید باز از خواص این میوه خوش‌طعم چیزی کم نمی‌کند. با توجه به فصل رسیدن این میوه، شاید مهمترین خاصیت آن رفع عطش است. آب آلبالو یا شربت آلبالو هر دو این خاصیت را دارند و تحمل تشنگی را به شدت بالا می‌برند.

این میوه می‌تواند به راحتی جای چربی‌سازها و چربی‌سوزهای شیمیایی را بگیرد و نقش یک باشگاه تناسب اندام را بازی کند. خاصیت چربی‌سوزی این میوه خصوصا در بافت چربی شکم خیلی زود خودش را نشان می‌دهد. این خاصیت آلبالوی تازه است و اگر می‌خواهید از این ویژگی آلبالو در طول سال استفاده کنید، آلبالو یخ‌زده بهتر از آلبالوی خشک است. از طرفی آلبالو تازه اشتهاآور است و برای کسانی که می‌خواهند کمی وزن اضافه کنند میوه مفیدی است. نگران غذایی که می خورید نباشید، آلبالو نمی‌گذارد چربی‌ها تناسب اندام‌تان را بهم بریزند.

این میوه مثل خواهرش گیلاس یک آرامبخش طبیعی هم هست و بعد از شام می‌تواند نوید بخش یک خواب آرام باشد. آلبالو در طب سنتی برای درمان نارسایی‌های کبد، کلیه و مثانه توصیه شده است. همینطور خاصیت رقیق کنندگی خون و صفرا از جمله مواردی است که اطبا قدیم برای درمان بیماران خود از آن استفاده می‌کردند.
این میوه، مثل همه میوه‌های قرمز حاوی آنتی اکسیدان است و این یعنی سلاح طبیعی دربرابر سرطان و بیماری‌های قلبی. ضدعفونی کردن روده، درمان کم‌خونی و گرفتگی عروق، رفع خستگی و التهاب مفاصل هم از جمله بیماری‌هایی است که می‌توانید با خیال راحت به دست این میوه کوچک بسپارید تا درمان و یا دستکم عوارض آن را کمتر کند.

آلبالو فشار خون را کاهش می‌دهد، بنابراین برای افرادی که فشار خون بالا دارند، مفید است و اگر فشار خون شما به طور نرمال پایین است بعد از خوردن آلبالو مقدار کمی نمک بخورید. خوردن این میوه برای هیچ کس حتی بیماران دیابتی مضر نیست. خاصیت رقیق کنندگی خون این میوه خودش را در زیبایی و سلامت پوست شما نشان می‌دهد. از ماسک این میوه هم می‌توانید برای شادابی پوست استفاده کنید.
در طب سنتی دم کرده این میوه برای درمان بیماریهای کلیه و صفرا توصیه شده است و حکمای قدیمی از بیماران خواسته اند ساقه نازک این میوه را هم از آن جدا نکنند. پس اگر برای درمان از این میوه استفاده می‌کنید به این موضوع هم دقت کنید. تنها بخش ممنوعه این میوه مغز هسته آن است که سمی است و طبیعتا هیچ خاصیتی هم جز ایجاد مسمومیت ندارد.
ویتامین های C و A، آهن، فسفر و کلسیم از جمله مواد موجود در آلبالو هستند. این میوه زیبا و خوشمزه، خام یا پخته، تازه یا خشک شده به هرحال همه خواص خود را حفظ می‌کند و با این همه خاصیت شایستگی این را دارد که یکی از دوستان طبیعی شما باشد. پس از او غافل نشوید و بگذارید این بمب سلامت هر از چندگاه در بدنتان منفجر شود.
ناشناس
   
گلایه 1466
حال من بد نیست,غم کم میخورم...
کم ک نه,هر روز کم کم میخورم...!
آب می خواهم ,سرابم میدهند...
عشق میورزم,عذابم میدهند...!
من نمیدانم کجا رفتم ب خواب...
از چ بیدارم نکردی آفتاب...!
چند روزیست حالم دیدنی ست...
حال من از این و آن پرسیدنی ست...!
گاه برروی زمین زل میزنم...
گاه بر حافظ تفعل میزنم...!
حافظ دیوانه فالم را گرفت...
یک غزل آمد ک حالم را گرفت...!
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
ناشناس
   
دل نوشته 2636
این روزها دستم به نوشتن نمیرود...تقصیر من نیست...
نوک مدادم شکسته است!!!دلم هم...چه بگویم...

آن هم شکسته است.

این روزها زندگی را سرد سر میکشم..

طعـــــــم بــــیـــــهــــــودگــــــی میـــــــدهـــــد و اجـــــــبـــــــار!!!!
ناشناس
   
نکته 287
فهمیدن یک ﺯﻥ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺁﺳﺎﻧﺘﺮ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺧﺖ یک ﺑﻨﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺳﺖ ...
ﺯﻥ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻧﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻌﻠﻖ ...
ﺯﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﺖ ﮐﻮﺑﯿﺪﻥ ﺁﺭﺍﻡ ...
ﺯﻥ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ...
ﺯﻥ ﻟﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻓﮑﺎﺭﺵ ﮔﻮﺷﯽ ﺷﻨﻮﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺶ ...
ﺯﻥ ﺩﺳﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ...
ﺯﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯿﺶ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ
ﺑﺎﺷﺪ ...
ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ یک ﺯﻥ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﺎﻭﺭ کﻦ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ یک ﺯﻥ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ......,,,
ناشناس
   
اشعار 4104
ز درد دل خــبــر داری نــــداری ؟
بــه غــمهایــم نظر داری نــداری؟
زجـــورت تـلخ گشـتـه روزگـــارم
بــه لبــهایت شکـر داری نــداری؟
فکرت
   
دل نوشته 2818
37سال پيــش ، زني متاهل بود بنام ایران خانم ،
او همه چيز داشت ، ثروت ، زيبايي ، غرور ، و نگاهی نافذ و تو دل برو و موهایی بلند و چون شب سیاه ؛
تا اينکه در يکي از خيابان هاي تهران
با پسري به نام بهمن آشنا شد . جواني ماجراجو و در ظاهر جــذاب و با افکــار نو ،
بهمن هميشه به اون ميگفت : تو همه چيز داري ولي تا وقتي آزاد نباشي هيچ چیز نداري.تو وابسته ای ؛ دل بسته ای ؛ خودت نیستی و همیشه
کلمه مبهم آزادي را روي ديوار خانه ي او مينوشت و قلب او را به تپش می انداخت .
او آن روز ها جوان بود و به دنبال تجربه هاي تازه ، تصميم گرفت
با بهمن همراه شود و به چيزي برسد که فکر ميکرد ندارد . در نهايت در
زمستاني سرد پس از آنکه شوهرش از او ناامید شد و برای همیشه او را ترک کرد ؛ او و بهمن به هم رسيدند و ازدواجشان را در روز 22 همان ماه جشن گرفتند .
کوتاه که بگويم هرچه از زندگی شان که ميگذشت بهمن وعده هايش را فراموش ميکرد ،
اينکه چه بپوشد ، چه بنوشد و حتی چطور زندگي کنم را بهمن تعيين می کرد؛
دست بزن هم پيدا کرده بود و او جز آه ؛ جرات اعتراض نداشت .
حالا پس از 37 سال او زني نا اميد و درمانده و با نگاهی خسته شده بود .و همسایگانش که زمانی با حسرت و احترام به او نگاه می کردند به او لبخند تمسخر می زدند و خیره نگاهش می کردند .
درحالیکه بهمن سعی می کرد در میان بغض و اندوه او ؛ هرسال سالگرد ازدواجشان را با شکوه تر جشن بگیرد و خود را خوشبخت و سعادتمند جلوه دهد .
بارها با خودش ميگويد اگر من قبل از بهمن آزاد نبودم چطور ميتوانستم با بهمن ازدواج کنم؟
امروز از او دختري مانده است به نام بهار ،
به بهار ميگويد هيچگاه فريب هيچ بهمن و زمستاني را نخورد ،
به او ميگويد آزادي وقتيست که ميتواني از بودنت لذت ببری و امید به آینده داشته باشی و لبخند واقعی بر گونه هایت جلوه گری کند .
و فراموش نکن که هيچگاه براي رسيدن به روشنايي اندک ماه ، خورشيدت را نفروشی....
ناشناس
   
گلایه 3074
گوشهایت را بگير...
میخواهم
سکوت کنم
ناشناس
   
نکته 2602
لاتاری
زمان شاه یه لاتاری بود به اسم { بلیط بخت ازمایی }

علما چپ و راست اعلامیه میدادن حرامه

الان ایران شده قمار خونه از صدا و سیما بگیر

سایتها و روزنامه ها و شرکتها

صدای هیچکدامشون در نمیاد

جل الخالق
ناشناس
   
عاشقانه ها 986
پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد

عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود‌: نباید به مساوا برسد‌ !

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر ..
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد

احسان افشاری
دیگران
   
نکته 2144
در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد ؛ کار تو را انجام میدهد .
لقمان
   
دل نوشته 385
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود
گاهي نميشود که نميشود که نميشود
گاهي بساط عيش خودش جور ميشود
گاهي دگر تهيه بدستور ميشود
گه جور ميشود خود آن بي مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است
گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود
گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست
گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
گاهي براي خنده دلم تنگ ميشود
گاهي دلم تراشه اي از سنگ ميشود
گاهي تمام آبي اين آسمان ما
يکباره تيره گشته و بي رنگ ميشود
گاهي نفس به تيزي شمشير ميشود
از هرچه زندگيست دلت سير ميشود
گويي به خواب بود جواني مان گذشت
گاهي چه زود فرصتمان دير ميشود
کاري ندارم کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن که دلت پير ميشود
ناشناس
   
نکته 1730
خوشبختي، لذت مشتركي است كه حاصل ياري بدون چشم داشت به ديگران است.
هلن کلر
   
تلنگر 1162
سوال هر روز باب اسفنجی از پاتریک: ؟؟....
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﻰ : ﺩﺭ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﻫﺴﺘﻴﻢ؟
ﭘﺎﺗﺮﻳﻚ : ﺍﻣﺮﻭﺯ
ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ : ﺍﻭﻩ ... ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ من.
این فلسفه ساده زندگي است
ناشناس
   
نکته 2065
سوال یک دختربچه ۹ساله شیعه ازمدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی بجز سکوت برایش نیافتند: ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . شما میگید پیامبر(ص) از دنیا رفت وکسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد ، آیا پیامبر(ص) ، به اندازه معلم ما ، بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه . . . اسلامی به هم نریزد ؟! جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا کارش دارم ، دانش آموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیرگفت: پس چرا ولیتو نیاوردی ، مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه . مدیر عصبانی شدوگفت: منظور من از ولی سرپرسته ، پدرته ، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست ، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست .
ناشناس
   
توکل 183
اگر مشکلات شما در زندگی به بزرگی یک کشتی است
فراموش نکنید که نعمتهایتان به وسعت یک اقیانوس است...
ناشناس
   
عاشقانه ها 606
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..
از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!
آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..
تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!!
آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!!
بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..
اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!!
ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..
تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد!!
وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى..
يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى!!
خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش..
آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!
ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي..
وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!!
ای کاشک آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..
ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!
آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی!!...
ناشناس
   
نکته 807
اگر می خواهید پرواز کنید باید از انباشته هایی که باعث سنگینی شما می شود رها شوید.
ناشناس
   
عاشقانه ها 2953
اگرم در نگشایی ...!
ز ره بام بیایم ...!
ناشناس
   
نکته 1303
ما سنی نداریم چطوری وقت کردیم این همه بد بخت بشیم؟!!!
ناشناس
   
دل نوشته 708
نمی دانم که آیا
کودکی هستم که بزرگ شده ام
و یا بزرگی هستم که کودک بوده ام...
اما می دانم
در این گذر نه من ثابت بودم و نه دنیای من
فقط می ماند
نگاه من از پنجره ی زندگی
که به کدام صحنه بیشتر خیره شود ...
ناشناس
   
لطیفه 2924
ماییم دراین سراو باحالی چند
شاعر منش و حکیم و رمّالی چند
تانشئه شویم واز خماری برهیم
ای طنزفروش طنز مثقالی چند؟
عباس خوش عمل کاشانی
دیگران
   
گلایه 2516
هرچه دادم به او

حلالش باد...

غیر آن دل که مفت بخشیدم....
ناشناس
   
عاشقانه ها 1684
هيچ ميداني كه شب شد من شدم ، ديوانه ات
بي سر و سامان شدم اواره در ويرانه ات
هيچ ميداني كه در قلبم شدي سلطان عشق
مست مِي بودم مرا راندي تو از ميخانه ات
هيچ ميداني قسم خوردم كه مجنونت شوم
مو پريشان كرده اي داني شوم من شانه ات
خوب دانستي كه من ديوانهء شهر توام
قصه ها گفتي تو بر من تا شدم افسانه ات
لحظه اي غافل شدم رفتي و تنها مانده ام
گم شدم يا گم نمودم من مسير خانه ات
خوب فهميدي كه در قلبم حكومت ميكني
پر نمودم از شرابي ناب من پيمانه ات
رسم عاشق اين نباشد دل ز دلبر بشكند
شب شد و من باز هم ديوانه ام ، ديوانه ات
ناشناس
   
خواص گیاهان دارویی 91
دردهایی که با موز درمان می‌شوند
دون شک پس از خواندن این مطلب نگاهتان به موز تغییر خواهد کرد. طبیعت بهترین درمان‌ها را به‌صورت مواد غذایی و گیاهان در اختیار ما قرار داده است که تأثیر زیادی در ارتقای سلامتی دارند. موز نیز یکی از این هدیه‌ها است که برای درمان و بهبود برخی از بیماری‌ها و مشکلات سلامتی بهتر از برخی داروها عمل می‌کند.
مزیت موز این است که حاوی ترکیبات شیمیایی نیست و عوارض جانبی داروها را نیز ندارد. این میوه حاوی 3 نوع قند (فروکتوز، ساکاروز و گلوکز) است که انرژی را بالا برده و بدن را تقویت می‌کند.
در این مطلب بیماری‌هایی که با موز قابل درمان و بهبود هستند را عنوان می‌کنیم. لطفاً با ما همراه باشید.
--سندرم پیش از قاعدگی
اگر از مشکلات و دردهای پیش از قاعدگی رنج می‌برید به‌جای خوردن دارو، موز میل کنید. این میوه با رساندن ویتامین B6 به بدن روی وضعیت روحی خانم‌ها نیز تأثیر گذاشته و باعث بهبود خلق‌وخوی آن‌ها می‌شود. در واقع افزایش میزان گلوکز بدن تأثیر مثبتی در کاهش افسردگی و افزایش نشاط خانم‌ها دارد.
--تب
اگر احساس می‌کنید بدنتان کمی داغ شده است موز را پوره کرده و میل کنید. البته حواستان باشد که در صورت تب شدید موز موثر نخواهد بود و حتماً باید به پزشک مراجعه کنید. اما برای تب‌های جزئی می‌توانید به این میوه اعتماد کنید. در کشور تایلند خانم‌ها برای تقویت و کنترل دمای بدنشان هر روز موز می‌خورند.
--خستگی
اگر در اغلب مواقع احساس خستگی می‌کنید و تمرکزتان خدشه‌دار شده است به‌طور مرتب موز میل کنید تا انرژی‌تان بازگردد. به خاطر اینکه موز سرشار از کربوهیدرات‌ها، آهن و پروتئین‌ها است.
اگر از سوزش و درد معده و روده رنج می‌برید کافی است به موز اعتماد کنید. این میوه حاوی ترکیبات ضداسید طبیعی است که نقش موثری در پانسمان طبیعی مشکلات معده دارد
--کم‌خونی
اگر آزمایش خون داده‌اید و مشخص شده است کمبود آهن دارید حتماً موز را در برنامه‌ی غذایی روزانه‌تان بگنجانید. این میوه برای درمان کم‌خونی بسیار موثر است. در واقع میزان بالای آهن موجود در این میوه باعث تحریک ترشح گلبول‌های قرمز خون شده و به تسکین و بهبود برخی علائم کم‌خونی کمک می‌کند.
--سوزش معده
اگر از سوزش و درد معده و روده رنج می‌برید کافی است به موز اعتماد کنید. این میوه حاوی ترکیبات ضداسید طبیعی است که نقش موثری در پانسمان طبیعی مشکلات معده دارد.
--بیماری‌های قلبی
شما باید همیشه مراقب قلبتان باشید تا خدای نکرده به مشکل برنخورید. نتایج پژوهشی که در The New England Journal of Medicine به چاپ رسیده است نشان می‌دهد که مصرف روزانه یک عدد موز باعث کاهش 40 درصدی خطر سکته‌ی قلبی می‌شود.
--افسردگی
افسردگی تبدیل به یکی از بیماری‌های رایج زمانه‌ی ما شده است که باید با آن مقابله کرد. خوشبختانه موز سرشار از ویتامین B6 است و می‌تواند حدود 25 درصد نیاز روزانه‌ی ما به این ویتامین را تأمین کند. ویتامین B6 نقش موثری در کنترل سیستم عصبی و خلق‌وخوی افراد دارد. به خاطر اینکه در تولید برخی از ناقل‌های عصبی مانند سروتونین نقش دارد. اما حواستان باشد که این میوه‌ی مفید به‌تنهایی در رفع افسردگی معجزه نمی‌کند چون تمام ترکیبات موثر برای این کار را ندارد. اما می‌تواند در بهبود علائم این مشکل موثر عمل کند. برای افزایش اثرگذاری موز در بهبود افسردگی باید آن را به همراه آب‌معدنی‌های سرشار از منیزیم و غلات کامل میل کنید که حاوی تریپتوفان هستند و به بهبود خلق‌وخوی کمک زیادی می‌کنند.
--مشکلات روده
موز حاوی فیبرهای محلول و غیر محلول در آب است و اکثر این فیبرها می‌توانند روده را تحریک کنند. اما مزیت موز است که به‌خوبی حتی برای افرادی که دارای روده‌های حساس هستند قابل‌مصرف است و تنها میوه‌ای است که در صورت وجود مشکل ورم معده و روده تجویز می‌شود. به خاطر اینکه تسکین‌دهنده است و باعث تقویت معده و روده می‌شود. تنها مشکلی که امکان دارد موز برای برخی افراد ایجاد کند (نه برای همه) مشکل یبوست است. در این صورت نباید در مصرف آن زیاده‌روی کرد و مصرف روزانه یک عدد موز کافی است.
--سکته‌ی مغزی و پوکی استخوان
سکته‌ی مغزی و پوکی استخوان دو نمونه از بیماری‌هایی است که می‌توان به‌سادگی از آن‌ها پیشگیری کرد. معمولاً در بدن همه‌ تعادل نامناسبی بین سدیم و پتاسیم است. به خاطر اینکه مواد غذایی شور بیشتری مصرف می‌کنیم. مازاد سدیم (نمک) وارد شده به بدن باعث افزایش فشارخون و همچنین احتباس آب بدن می‌شود. پتاسیم یک ماده‌ی معدنی ضروری برای کنترل فشارخون و پوکی استخوان است و می‌تواند با اسیدی و دمینرالیزه شدن استخوان‌ها مقابله کند. به عقیده‌ی محققان پتاسیم باعث کاهش خطر سکته‌ی مغزی نیز می‌شود. خوشبختانه موز حدود 500 میلی‌گرم پتاسیم به بدن می‌رساند و حدود یک‌ششم نیاز روزانه به این ماده‌ی معدنی را تأمین می‌کند. توصیه می‌کنیم برای افزایش میزان پتاسیم بدنتان از مصرف سیب‌زمینی، اسفناج، عدس و آووکادو نیز غافل نباشید.
اگر در اغلب مواقع احساس خستگی می‌کنید و تمرکزتان خدشه‌دار شده است به‌طور مرتب موز میل کنید تا انرژی‌تان بازگردد. به خاطر اینکه موز سرشار از کربوهیدرات‌ها، آهن و پروتئین‌ها است
--موز برای ورزشکاران
خوردن موز قبل از ورزش باعث افزایش انرژی ورزشکاران می‌شود. این میوه حاوی قند و همچنین فیبرهای غذایی مفید است. اگر از موزهای کاملاً رسیده استفاده کنید انرژی‌تان را به مدت طولانی تأمین می‌کند. بعد از ورزش نیز دریافت پتاسیم موجود در موز برای جبران پتاسیم ازدست‌رفته از طریق تعریق مفید است. البته بهتر است موز را قبل از ورزش انجام دهید به خاطر اینکه بعد از ورزش بدن بیش از غذا به مایعات نیاز دارد. در نتیجه بهتر است بعد از ورزش بیشتر به سمت میوه‌های آبدار بروید.
--موز برای ترک سیگار
بدون شک سیگار کشیدن مریضی نیست اما باعث ابتلا به انواع بیماری‌ها می‌شود. اگر تصمیم دارید سیگار را ترک کنید اما نمی‌دانید چگونه بهتر است به سراغ موز بروید. این میوه سرشار از ویتامین B و بخصوص B6 و B12 است. این ویتامین‌ها در ترکیب با پتاسیم و منیزیم موجود در موز باعث می‌شود که کمبود نیکوتین را کمتر احساس کنید.
ناشناس
   
نکته 1211
صداقت هدیه ی بسیار ارزشمندی است،
آن را از انسان های کم ارزش انتظار نداشته باشید.
ناشناس
   
آرزوها 3002
قربان جهانی كه در آن جنگ نباشد
مشت و لگد و سيلی و اوردنگ نباشد
از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل
پيوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد
باهم نستيزند سپيدان و سياهان
دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد
در باغ وفا مرغ بد آواز نيابيم
در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد
افسار به دست دو سه گمراه نیفتد
ايام به كام دو سه الدنگ نباشد
مادون ز ستمكاری مافوق ننالد
از دست دلی سنگ دلی تنگ نباشد
هر مملكتی تا طلبد حق خودش را
محتاج به صد لشكر صد هنگ نباش
ابوالقاسم حالت
   
عاشقانه ها 3076
امدم
تا مست و مدهوشت کنم
اما نشد .
عاشقانه
تکیه بر دوشت کنم
اما نشد .
گریه ای تلخی
در اغوشت کنم
اما نشد .
.
.
.
.
.
.
.
سعی کردم
فراموشت کنم
اما نشد .....
ناشناس
   
عاشقانه ها 467
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ! ...
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ !
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ، ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ ... !
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ!
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ، ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ ! ...
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ، ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ !
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ، ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ! ...
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦ ﻧﻤﺎ!
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ ! ...
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑ ِ ﺑﯽ ﺧﺮﻗﻪﺍﯼ!
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽ ﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ! ...
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ،
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ! ...
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺫﻫﻦ ﺯﯾﺒﺎﺁﻓﺮﯾﻦ
ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻛﺮﺩﻥ ِ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ! ...
ﻋﺸﻖ ﮔﻮﯾﺪ ﻣﺴﺖ ﺷﻮ ﮔﺮ ﻋﺎﻗﻠﯽ
ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﻏﯿﺮ ﺍﻧﮕﻮﺭﯼ ﻭﻟﯽ ... !
ﻫﺮ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪ ، ﻣﺴﺖ ﺷﺪ!
ﻭﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺑﯽ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﺷﺪ ! ...
ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻢ ﺷﺮﺍﺏ ِ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺩ
ﺧﺎﻧﻪﯼ ﺟﺎﻧﻢ ﺧﺮﺍﺏ ِ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺩ ! ...
ﻫﺮ ﻛﺠﺎ ﻋﺸﻖ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺳﺎﻛﻦ ﺷﻮﺩ ،
ﻫﺮ ﭼﻪ ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﺑﻮَﺩ ، ﻣﻤﻜﻦ ﺷﻮﺩ ! ...
ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺮ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽﺳﺖ ،
ﺭﺩّﭘﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺩﯾﺪﻧﯽﺳﺖ! ...
ﺁﺭﯼ ... ؛ ﻋﺸﻖ ﺭﻣﺰﯼ ﺩﺭ ﺩﻝﺳﺖ
ﺷﺮﺡ ﻭ ﻭﺻﻒ ِ ﻋﺸﻖ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﺸﻜﻞ ﺍﺳﺖ
ناشناس
   
نکته 1096
مردها خیلی هم خوبند...
دوست داشتنی و مهربان..
عاشق محبت واقعی...
گاهی وقتا مثل یه بچه از ته دل خوشحالند..
و گاهی مثل یک پیرمرد خسته...
اکثرشان تنهایی را تجربه کرده اند...
بیشترشان درد کشیده اند...
و اکثرا غمهایشانرا در وجودشان مخفی کرده اند..
خیلی از اشک ها را نگذاشته اند از چشمانشان بیرون بریزد..
مردها میروند قدم میزنند تا یادشان نرود که به جای گریه باید قدمهای محکم داشته باشند..
همانهای که اگر عاشق شوند ؛
برایتان شاملو می شوند ،و بیستون میکنند...
و تو بهشت را روی زمین خواهی داشت...
اری اینها مرد هستند...
فروغ فرخزاد
   
نکته 1431
هرگز نگو دنیا به من پشت کرده
شاید تویی که بر عکس نشسته ای
ناشناس
   
نکته 1601
معیار سنجش هوش، توانایی تغییر است.
آلبرت انیشتین
   
نکته 711
اسکیمو: اگر من چیزی درباره ی خدا و گناه ندانم
آیا بازهم به جهنم میروم؟؟؟؟؟؟
کشیش: نه، اگر ندانی نمی روی.…
اسکیمو: پس چرا می خواهی این ها را به من بگویی..!
" آنی دیلارد"
دیگران
   
آرزوها 738
کاش میشد...آدمی گاهی...فقط گاهی!!!
به اندازه نیاز بمیرد...
بعد بلند شود...
آهسته آهسته...
خاکهایش را بتکاند...!
اگر... دلش خواست!!
برگردد به زندگی...
دلش نخواست... بخوابد تا ابد...
خسرو شکیبایی
   
لطیفه 93
ﻗﺪﯾﻤﺎ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭُ ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮُ ﺑﮕﯿﺮ
ﻣﺎ ﭘﺎ ﺷﺪﯾﻢ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ...
ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭُ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪﯾﻢ !
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻩ ﺷﻤﺎﻟﻢ
ناشناس
   
ضرب المثل 815
هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.
(ضرب المثل آلمانی)
ناشناس
   
عاشقانه ها 424
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق اين بار به ديوانه شدن می ارزد
گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد
تيشه بر ريشه قصری که در آن شيرين نيست
بيستون بی تو به ويرانه شدن می ارزد
يوسفم سينه ی من پيرهن پاره ی من
ننگ اين قصه به افسانه شدن می ارزد
خاک خامم عطش آتش و می در دل من
بزن آتش که به پيمانه شدن می ارزد
شانه ام زير غم عالم و آدم اما
يک نفس زير سرت شانه شدن می ارزد
ناشناس
   
نکته 1424
از دیگران شکایت نمی کنم
بلکه خود را تغییر می دهم
چرا که کفش پوشیدن
راحتتر از فرش کردن دنیاست
ناشناس
   
نکته 2067
هفت گروه انسانی را از زندگی خود حذف کنید تا روحتان سالم بماند :

۱ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ .
۲ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
۳ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻣﯿﺪﻫﺪ .
۴ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﺪ .
۵ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ .
۶ - ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﻣﺨﺮﺏ میگذارد
7 - شخصی که بی حرمتی برایش تفریح است .

” ﺩﮐﺘﺮ ﻫﺮﯼ ﺭﯾﺲ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﭼﺴﺘﺮ ”
دیگران
   
عاشقانه ها 89
دندانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد. گرگ زیر لب گفت بخند ! این است عاقبت گرگی که عاشق بره شود
ناشناس
   
تلنگر 2778
مولانا شرف الدین دامغانی بر در مسجدی میگذشت، خادم مسجد سگی را در مسجد میزد و سگ فریاد می کرد.
مولانا در مسجد بگشاد و سگ به در جست، خادم با مولانا عتاب کرد.
مولانا به خادم مسجد گفت:
ای یار معذور دار که سگ عقل ندارد، از بی عقلی در مسجد می آید؛
ما که عقل داریم هرگز ما را در مسجد دیده ای ....
عبید زاکانی
   
نکته 563
زادگاه و تاریخ تولد هیچکس در هیچ نقشه و تقویمی نیست چرا که آدمها هر لحظه در تپش قلب کسانی که دوستشان دارند متولد می شوند...
ناشناس
   
نکته 859
هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها كمتر خواهد شد.
ولتر
   
تلنگر 1976
به شخصیت خود بیش از آبرویتان اهمیت دهید...
زیرا شخصیت شما جوهر وجود شما،
اما آبرویتان تصور دیگران نسبت به شماست.
ناشناس
   
نکته 2501
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد
ﻭﻟﯽ
ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس،
ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ ، ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ، ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!
یک ضرب المثل چینی می گوید برنج سرد را می توان خورد،
چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد...

مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟!
حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر

اما این مهمه

که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛
رد پای قشنگی از خودت به جا بگذار

همیشه میشه تموم کرد
فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد...

مواظب همدیگه باشیم !

از یه جایی بــه بعد............... دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم
از یه جایی بــه بعد............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم
از یه جایی بــه بعد.......... دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم..!!

پس قدر خودمون ، دوستانمونو زندگيمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحه دفتر خلقت بدونيم و الا
محبت تجارت پایاپای نیست
ناشناس
   
دانستنیها 493
راز طول عمر ژاپنی ها کشف شد

چرا ژاپنی ها پیر و چاق نمیشوند؟

بر اساس آمارهای جهانی ، ژاپن به عنوان مسن ترین کشور دنیا شناخته شده است.
زنان و مردان ژاپن۲۵% جمعیت این کشور را افراد بالای ۶۵ سال تشکیل می دهند. که تا ۴۰ سال آینده بر اساس پیش بینی های مسئولین این کشور ، به ۳۳% خواهد رسید.
مردم ژاپن چندان اهل ورزش های همگانی و رعایت دستورالعمل های تناسب اندام هم نیستند که بخواهیم ربطش بدهیم به ورزش. بر اساس بررسی های بهره وری انجام شده در این کشور زمان متوسط ورزش روزانه در این کشور کمتر از ۱۵ دقیقه است.
خواب مناسب و کافی هم ندارند اغلب مردم در ژاپن ، تنها ۵ ساعت در شبانه روز می خوابند.
در مورد کار و تلاش هم که حتماً شنیده اید ، Karoshi (مرگ از کار زیاد) ، نه تنها واژه ای آشنا بلکه تا حدودی مقبول در ژاپن محسوب می شود.
جستجوی رابطه ژنتیکی هم بی فایده است ! چون همین مردم وقتی به آمریکا مهاجرت می کنند ، دچار همان امراضی می شوند که در ایالات متحده شایع است و عمری تقریبا برابر آمریکایی ها دارند.
چه چیزی در مردم ژاپن متفاوت است که اینچنین بر روی بقاء و طول عمر مفیدشان می افزاید؟
خانم Norami Moriyama در کتاب ” زنان ژاپنی پیر و چاق نمی شوند” پرده از اسرار هموطنانش می گشاید. با هم مطالعه میکنیم .

راز اول: تغذیه بر پایه ماهی ، سویا ، سبزیجات و میوه ها

غذای ضد سرطان ژاپنی عمده خرید روزانه زنان ژاپنی از بازار حول محور همین چند طیف غذایی می چرخد.
ماهی. تقریباً ۱۰% از سرانه مصرف ماهی ها و آبزیان جهان متعلق به ژاپنی هاست. در حالیکه ژاپنی ها تنها ۲% از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. فکر میکنم همه ما از امگا ۳ موجود در ماهی و خواص منحصر به فردش در پیشگیری از بیماری و پیری اتفاق نظر داشته باشیم.
اما این همه راز ژاپنی ها در ماهی نیست ! چون ژاپنی ها ماهی را کباب شده یا با روغن کانولا در زمان بسیار کوتاه و به مقدار اندک طبخ می کنند.
ماهی های مورد علاقه ژاپنی ها : ساردین، سالمون ، Mackerel و Fresh tuna است ، که همه جزء ماهی های چرب محسوب می شوند.
سبزیجات . سبزیجات غنی از ویتامین سی ، آنتی اکسیدانها و مواد معدنی هستند . تحقیقات نشان می دهد ژاپنی ها ، ۵ بار بیشتر از آمریکایی ها سبزیجات چلیپایی (کلم بروکلی ، کلم پیچ ، گل کلم و جوانه سبزیجات) مصرف می کنند.

ژاپنی ها دیوانه سبزی هستند! مادران ژاپنی وقتی می خواهند اعضاء خانواده را زودتر به منزل بکشانند :گوشت های دریایی را در سبزی فراوان و بدون روغن بر روی اجاق می گذارند. سپس میز شام را با لوبیا سبز ، کاهو ، هویج خرد شده ، اسفناج ، چغندر ، ریشه کُنار ، شلغم ، تربچه ، ترب سفید ، قارچ ، سیب زمینی، سبزیجات دریایی (Kombu ، Nori ، Wakame) ، گوجه فرنگی ، پودر خردل و فلفل قرمز می آرایند.

ژاپنی ها مقدار زیادی سویا مصرف می کنند (حدود ۵۰ گرم در روز) . حجم زیادی از طرف غذای ژاپنی ها را سویا تشکیل می دهد. خواص ضد سرطانی این دانه در بسیاری از سرطانها ، خصوصاً سرطان پستان سالهاست که اثبات شده است.

سویا ترکیب اصلی سوپ میسو و Tofu را تشکیل می دهد که تقریباً در هفته چندین بار سرو می شود. با مصرف سویا ژاپنی ها به یک تیر دو نشان می زنند : هم از یک ماده ضد سرطان بهره مند می شوند و هم از مصرف یک ماده مشکوک به ایجاد سرطان (گوشت قرمز) اجتناب می کنند.

میوه ها . مصرف میوه تازه فصل بدون هیچگونه دخالت در فرآوری از خصوصیات مردم ژاپن است. بطور کلی کیک ، بیسکوئیت ، ویفرها ، کلوچه های صنعتی در ژاپن چندان مورد استقبال نیست.

راز دوم: برنج قهوه ای جایگزین برنج سفید و نان.

برنج سبوس دار (قهوه ای)در رژیم غذایی ژاپنی ، نان جایگاهی ندارد. در ژاپن بیشتر غذاها با برنج کته سرو می شود. ژاپنی ها ۶ برابر آمریکایی ها برنج می خورند. البته اغلب مواقع نه این برنج سفید آبکش بدون سبوسی که ما می شناسیم ، بلکه برنج قهوه ای (سبوس دار).

برنج را کم نمک و بدون روغن (کته) می پزند. اینگونه مصرف برنج آنها را از چربی های ترانس ، کلسترول و فشار خون محافظت می کند. ضمن اینکه سبوس برنج منبع سرشاری از ویتامین های گروه B محسوب می شود.

راز سوم : ژاپنی ها با چشمانشان غذا می خورند!

ظروف ساده و پیاله های کوچک ، با غذاهای کم کالری و تزئین هنرمندانه . این تزئین بی نظیر که این روزها نمونه اش را می توانید در هایپر مارکت ها تحت نام ” سوشی” ملاحظه می کنید ، هر بیننده ای را ترغیب می کند ، به جای خوردن تماشا کند.
ژاپنی ها معتقدند : وقتی به این تزئین نقاشی گونه نگاه می کنید ، مغز بخشی از دریافت های دیداری را به حساب دریافت های گوارشی محاسبه خواهد کرد. به همین سادگی!

اما وقتی به روش ایرانی بشقاب پت و پهنی را مقابل خود میبینیم خصوصاً اگر گرسنه باشیم ، آنرا لبریز از غذا خواهیم کرد. همواره بهانه هایی برای تا آخر خوردن این کوه غذا وجود دارد:
– اگر در مهمانی باشیم ، به خاطر اینکه میزبان احساس نکند از غذا خوشمان نیامده.
– اگر در منزل باشیم ، به خاطر اینکه اسراف نشود ! انگار وقتی همین غذای اضافی به چربی تبدیل می شود ، اسراف نیست!
برخی باورهای فرهنگی ژاپنی ها هم در این کم خوردن موثر است مثلاً : ژاپنی ها پیاله شان را لبریز از غذا نمی کنند.

غذا را برپایه ماهیت طبیعی اش تزئین می کنند نه ظروف و اجسام روی میز .
بطور مرتب کودکانشان را تشویق می کنند وقتی ۸۰% احساس سیری می کنند ، دست از خوردن بکشند. برخلاف ما که تشویق می کنیم تا آخر بشقابشان را تمام کنند.

راز چهارم: لازم نیست کم بخورید ، فقط کافیست کم کالری بخورید.

برای آدمهای شکمو ، کم خوردن یک شکنجه است. به قول ما ایرانی ها : بعضی ها عادت دارند دایم دهانشان بجنبد.
تنها ۳% مردم ژاپن چاق هستند ، در حالیکه فرانسوی ها ۱۱% و آمریکایی ها ۳۳% اضافه وزن دارند. اضافه وزن ارتباط مستقیمی با دریافت کالری اضافی دارند.
تحقیقات نشان می دهد با پرهیز از چیس ، پفک ، شکلات و کلوچه های مختلف و جایگزینی با میوه ها و سبزیجات می توان به راحتی می توان تا ۸۰۰ کالری در روز کمتر دریافت کرد ، بدون اینکه لطمه ای به لذت خوردنتان وارد شود.

کالری دریافتی روزانه ژاپنی ها ۲۵% کمتر از سایر ملل است. آنها با تزئین سفره به سبزیجات و کاهو های مختلف ، از شکمو ها پذیرایی می کنند.
در هر وعده غذای ژاپنی ، ۴ تا ۵ نوع غذای کم کالری و اندک سرو می شود ، شکمو ها می توانند از سوپ سبزیجات و سالاد ، بیشتر بخورند.

راز پنجم : رشته

رشته های قاره آسیا ، بدون چربی و مواد افزودنی هستند ، بر خلاف ماکارونی های غربی. در ژاپن رشته از مواد مختلفی ساخته می شود. از جمله : ماش و گندم سیاه . در ژاپن به رشته های تهیه شده از گندم سیاه ، Soba گفته می شود.

راز ششم: روش پخت

بخار پز ، کباب قابلمه ای ، سرخ کردن اندک ، چرخاندن سریع در آب جوش (در ظرف مخصوص Wok) ، سرخ کردن در روغن کانولا (در زمان اندک) از اصول پخت و پز ژاپنی محسوب می شود. روش هایی که با کمترین میزان تولید روغن ترانس همراه است.

راز هفتم : چای سبز

چای سبز در ژاپن مصرف دسر به شکلی که در سایر جاها متداول است ، دیده نمی شود. ژاپنی ها از دسرهای شیرین استفاده نمی کنند ، یا اگر هم مصرف میکنند مقدارش بسیار بسیار ناچیز است.
بهترین حسن ختام غذا در ژاپن چای سبز است. که این روزها تقریباً همه ما از فواید ضد سرطانی و چربی سوزی آن اطلاع داریم.
چای سبز را هم به روشی متفاوت دم می کنند. برگ چای را در لیوانهای مخصوصی ریخته و آب نیمه جوش (۸۰ درجه سانتیگراد) را به آن اضافه می کنند.
بهترین چای سبز ژاپنی هم Mutcha نام دارد.
ناشناس
   
حکایت 1788
ﺣﮑﺎﯾﺖ " ﺍﻟﻮ "
ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﺍﻟﮑﺴﺎﻧﺪﺭ ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺧﻂ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﮐﺸﯿﺪ .ﻧﺎﻡ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ " ﺁﻟﺴﺎﻧﺪﺭﺍ ﻟﻮﻟﯿﺘﺎ
ﺍﻭﺳﻮﺍﻟﺪﻭ " ﺑﻮﺩ. ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﻓﻘﻂ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ
ﺍﺵ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﯿﺰﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻥ ﺗﻠﻔﻦ،ﺑﻞ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﻟﺴﺎﻧﺪﺭﺍ
ﻟﻮﻟﯿﺘﺎ ﺍﻭﺳﻮﺍﻟﺪﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ.
ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻡ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻦ "ﺁﻟﻪ ﻟﻮﻝ ﺍﺱ !" ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻪ
ﻣﺮﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻢ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩ : ﺍﻟﻮ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺑﻞ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ " ﺍﻟﻮ " ﺗﻠﻔﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﺍﺩ.
ﺑﻞ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻘﻄﻪ ﺷﻬﺮ ﺧﻂ ﺗﻠﻔﻦ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﻞ
ﻣﻮﻗﻊ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻥ ﺗﻠﻔﻦ " ﺍﻟﻮ " ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻘﻄﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺻﺪﺍﯼ "ﺍﻟﻮ " ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺍﻟﻮ ﺭﺍ ﯾﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺻﻼً ﮐﻨﺠﮑﺎﻭﯼ ﻫﻢ
ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ
ناشناس
   
نکته 2709
ﻧﯿﻤﻪ شبی تعدادی دوست برای تفریح ﺑﻪﻗﺎﯾﻖ ﺳﻮﺍﺭﯼ رفتند.
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭ شدن ﻣست كردند،
ﻭﺍﺭﺩ ﻗﺎﯾﻖ ﺷﺪﻧﺪ، ﭘﺎﺭﻭﻫﺎ ﺭﺍﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﯼﺯﯾﺎﺩ ﭘﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺯﺩ ﻭ ﻧﺴﯿﻢﺧﻨﮑﯽ ﻭﺯﯾﺪ ﻗﺪﺭﯼ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯾﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻩ ﺍﯾﻢ !
ﻭﻟﯽﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﭘﯿﺶﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ : ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﯽﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻃﻨﺎﺏ ﻗﺎﯾﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺎﺣﻞ ﺑﺎﺯﮐﻨﻨﺪ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪﻗﺎﯾﻘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺣﻞ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭﻫﻢ ﮐﻪ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ .
ﻗﺎﯾﻖ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﯾﺎ ﺑﻪﺑﺪﻧﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ؟
ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ؟
ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻃﻔﺖ؟
ﺑﺪﻥ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﻋﻮﺍﻃﻒ،
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻫﺴﺘﻨﺪ.
ناشناس
   
نکته 1496
هر فردی بهترین هم که باشد ، اگر زمانی که باید باشد, نباشد همان بهتر که نباشد...
ناشناس
   
نکته 3195
شيطنت را فراموش نكنيد !

حتي اگر فيلسوف ترين فرد
در زندگيتان هستيد....
كودك درونتان، دلش مي گيرد گاهي ..
ناشناس
   
لطیفه 195
بچه بودیم بهمون میگفتن هر لقمه غذا رو باید ۳۲ بار بجوی
تا خوب غذات هضم بشه
یه روز من نشستم امتحان کردم . . .
نهار که تموم شد دیدم شام رو اوردن!!!
ناشناس
   
حکایت 2188
مسافري در شهر بلخ جماعتي را ديد كه مردي زنده را در تابوت انداخته و به سوي گورستان مي‌برند و آن بيچاره مرتب داد و فرياد مي‌زند و خدا و پيغمبر را به شهادت مي‌گيرد كه والله، بالله من زنده‌ام! چطور مي‌خواهيد مرا به خاك بسپاريد؟
اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند، بي توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده و مي‌گويند: پدرسوخته ي ملعون دروغ مي‌‌گويد. مُرده.
مسافر حيرت زده حكايت را پرسيد. گفتند: اين مرد فاسق و تاجري ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پيش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضي بلخ شهادت دادند كه مرده و قاضي نيز به مرگ او گواهي داد. پس يكي از مقدسين شهر زنش را گرفت و يكي ديگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعاي حيات مي كند. حال آنكه ادعاي مردي فاسق در برابر گواهي چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمي‌افتد. اين است كه به حكم قاضي به قبرستانش مي‌بريم، زيرا كه دفن ميّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا" جايز نيست.
احمد شاملو
   
توکل 412
نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
"خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.
ناشناس
   
دل نوشته 2660
ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟

در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریـزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر ســـرم افتـــاد ، کجایی ؟

آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نـدارم
در راه تــو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟

اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟

دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟
ناشناس
   
نکته 1495
هرگز منتظر فردای خیالی نباش، سهمت را از شادیهای زندگی، همین امروز بگیر...
ناشناس
   
عاشقانه ها 2027
ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !
با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟
گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟
گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!
ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟
گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است !
صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟
ناشناس
   
گلایه 375
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ،غلط

باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث

ساختم جان را فدای او غلط کردم،غلط..."
وحشی بافقی
   
نکته 1729
چهره ي خود را به سوي خورشيد بگردان، آن گاه تمام سايه ها پشت سر تو خواهند افتاد.
هلن کلر
   
تلنگر 1358
آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند.
ناهید طباطبایی - چهل سالگی
دیگران
   
حکایت 886
خورجین شخصی را دزدیدند و اموال او که درون خورجین بود بر باد رفت.
مردمان به آن شخص بگفتند : سوره یاسین بخوان که با خواندن آن مال پیدا بشود!
مال باخته بگفت : کل قرآن به یک جا درون خورجینم بود.
عبید زاکانی
   
نکته 1842
هنر، کلید فهم زندگی است.
اسکار وایلد
   
نکته 58
ویرانگرانه تر ازین نمیشه که کسی که با تمام وجود می پرستیش بهت خیانت کنه
ناشناس
   
نکته 1050
جمله "به تو افتخار میکنم" همان قدر به مردان انرژی میدهد که جمله : "دوستت دارم" به خانمها
ناشناس
   
نکته 374
یکرنگ که باشی ،زود چشمشان را میزنی ،
خسته می شوند از رنگ تکراریت...
این روزها دوره ی رنگین کمانهاست...
ناشناس
   
نکته 522
کسی که باعث خشم شما می شود،
شما را کنترل می کند.
به هیچکس چنین اجازه ای ندهید.
مخصوصا کسانی را که عمدا این کار را انجام می دهند.
ناشناس
   
حکایت 2772
پادشاهی درقصر خود سگی تربیت شده ای برای ازبین بردن مخالفان درقفس داشت که بسیار خشن بود
اگر کسی با اوامر شاه مخالفت میکرد ماموران آن شخص را جلو سگ می انداخت و سگ او را دریک چشم برهم زدن پاره پاره میکرد.
یکی از ندیمان شاه که خیلی زیرک بود باخود فکرکرد که اگر روزی شاه بر او خشمگین شد واو را جلو سگ انداخت چه کند ؟
این وحشت سراپا وجودش را گرفته بود که به این فکر افتاد که سگ را خود آموز کند
لذا هر روز گوسفندی میکشت وگوشت آنرا بادست خود به سگ میداد این کار را آنقدر تکرار کرد که اگر یکروز غیبت میکرد روز بعد سگ به شدت دم تکان میداد ومنتظر نوازش اومیشد.
روزی شاه بر آن مرد خشمگین شد و دستور داد که او را در قفس جلو سگ بیاندازند
ماموران طبق دستور کار کردند ولی سگ که او میشناخت دور او حلقه زد و سر روی دست او گذاشت خواب کرد ...
یک شبانه روز گذشت ماموران آمدند تا لاشه های مرد را بیرون کنند و با دیدن صحنه متعجب شدند و نزد شاه رفته گفتند : این مرد آدمی نه ،بلکه فرشته است که ایزد ز کرامتش سرشته است
او در دهن سگ نشسته دندان سگ به مهر بسته
شاه به شتاب آمد تا صحنه را بیبیند و بعد به عذر و زاری پرداخت و گفت توچه کردی که سگ ترا پاره پاره نکرد ؟
مرد گفت : ده سال نوکری تو کردم این شد عاقبتم...!
فقط چندبار خدمت این سگ را کردم مرا ندرید ...!
سگ، صلح کند، به استخوانی
ناکس، نکند وفا، به جانی
ناشناس
   
گلایه 2468
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
*ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺟﺎﯼ ﺍﻣﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ*‌
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻓﺮﻭﺵِ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺮﺹ ﻧﺎﻥ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺯﺩﯾﺪ
* ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻗﻔﺲ حتی ﺑﺮﺍﯼ ﻣُﺮﺩﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ*‌
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ؛
ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﻡ
ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾَﺶ ﺁﺏ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﯾﺨﺘﻢ
ﺩﺭ ﻗﻮﻃﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ
ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﯼ ﮔﻨﺪﻣﯽ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭِ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ !

ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ؛
ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ
ﭼﯿﺰﯼ ﺷﮑﻨﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ …!!!
ناشناس
   
تلنگر 1412
ابوالحسن خرقانی می گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!
اول:مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!!!
او گفت؛ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد...!!!
دوم:مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود میرفت...
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست...
به هوش باش تو نلغزی شیخ!!!که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...
سوم:کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم؛این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را فوت کرد و آنرا خاموش ساخت و
گفت؛تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟!
چهارم:زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد!
گفتم؛اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن!!!
گفت؛من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست،تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری ؟!!!
"تذکره اولیاء"
عطار نیشابوری
   
دانستنیها 2255
کاربرد واژه "حاجی" در طول زمان:

خیلی قدیما، مثلا سالهای ابتدای اسلام:
(حاجی = کسی که به حج و مکه رفته)

قبل از سال 57 (حاجی=معتمد مردم و بزرگ محل و احتمالا کسی که به حج رفته.)

سالهای 57 تا 59 قبل از شروع جنگ
(حاجی= برادر انقلابی و اهل دین و دیانت)

در طول سالهای جنگ
(حاجی= برادر رزمنده و مبارز و جبهه رفته)

سالهای پس از جنگ
(حاجی= فرمانده جنگ و سردار بودن)

سالهای سازندگی
(حاجی = آدم پولدار و بازاری و تاجر)

تا قبل از سال 1394
(حاجی = پولدار مال مردم خور و مفت خور و بیت المال خور و مسئول رده بالای دولتی)

از ابتدای سال1394
(حاجی = ای خدا مرگم)
ناشناس
   
تلنگر 760
چون بسی ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
مولانا
   
لطیفه 648
چند نفر در جمعی نشسته بودند.
یکی از آنها گفت : من پسری دارم که کشیش است. هرجا میرود او را پدر خطاب میکنند...
مرد دوم گفت : من پسری دارم که اُسقُف است. و وقتی جایی میرود به او میگویند سرورم
مرد سوم گفت پسر من کاردینال است. و وقتی وارد جایی میشود مردم او را عالیجناب صدا میکنند...
مرد چهارم گفت : پسر من پاپ است و وقتی جایی میرود او را "قدیس بزرگ خطاب میکنند...
زنی حاضر در جمع نگاهی به مردان کرد و گفت : من یک دختر دارم. 178 سانت قدش است ، بسیار خوش هیکل ، دور کمرش 61، دور باسنش 92 سانت ، با موها مشکی بلندی و چشمهای روشن
وقتی وارد جایی میشود همه میگویند : " خدای من
ناشناس
   
پند و اندرز 2603
مواظب خوبیهایت باش!

روزگار..

دلسوز کسی نیست..

از احساس تو

چنان تصویری میسازد..

که هیچ چراغی ..

خانه ی دلت را روشن ..

نخواهد کرد....
ناشناس
   
حکایت 1353
در سفر بودا به دهی ، زنی مجذوب سخنان او شد و از او خواست تا مهمان وی باشد .
کدخدا به بودا گفت :
« این زن ، هرزه است به خانه‌ی او نروید »
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده »
کدخدا یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت :
« حالا کف بزن » کدخدا گفت : « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند »
بودا پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی‌تواند به تنهایی بد و هرزه باشد ، مگر این که مردان نیز هرزه باشند .
مردان و پول‌هایشان از این زن ، زنی هرزه ساخته‌اند .
به جای نگرانی برای من نگران خودت و مردان دهکده‌ات باش !
بودا
   
نکته 2807
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!
ناشناس
   
دانستنیها 300
نوشیدنی سرد برپایه قهوه

ترکیب قهوه‌یخ با شیر
در این بخش قصد داریم یک نوشیدنی سرد برپایه قهوه را معرفی کنیم. که قطعا طعم آنرا دوست خواهید داشت. ما برای تهیه آن از قهوه‌فرانسه استفاده کردیم، اما می‌توانید از هر یک از انواع اسپرسو، قهوه فرانسه و یا حتی قهوه آماده نیز استفاده کنید.

طرز تهیه:
ابتدا قهوه‌تان را آماده کنید، مدتی آنرا در فضای اتاق قرار دهید تا کمی خنک شود و نهایتا قهوه خنک شده را در قالبهای یخ ریخته و در فریزر بگذارید.
بلافاصله پس از آنکه قهوه را آماده کردید یک لیوان شیر را بجوشانید و آنرا با یک قاشق چای‌خوری شکر و مقدار بسیار کمی وانیل ترکیب کنید، شیر را در یخچال قرار دهید تا کاملا خنک شود.
نوشیدنی سرد با قهوه
چند ساعت پس از آنکه یخ‌های قهوه آماده شدند شش تا هفت عدد یخ را درون لیوان بریزید و لیوان را از شیر خنکی که آماده کرده‌اید پرکنید. توجه کنید که وانیل طعم بسیار قوی دارید، پس، از مقدار بسیار بسیار کمی وانیل استفاده کنید.
ناشناس
   
عاشقانه ها 638
روزی زنی روستایی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد.
شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى کرد، براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.
زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دستهایش را کجا بگذارد، که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن.
زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد.
با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود.
به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست .. به خانه برگردند. شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم .
زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.
شوهر، همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ساده “مرا بغل کن” چقدر احساس خوشبختى در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرفهای دلتان را بیان کنید.
ناشناس
   
دل نوشته 784
در پی کافه دنجی هستم
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن، یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه
از خودش دست بشوید گهگاه...
و حواسش به فراموش شدنها باشد...
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه...
کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن...
و گرامافونی
که بخواند: گل گلدون،بوی موهات، ای که بی تو خودمو...
و تو یکمرتبه احساس کنی
کافه یک کشتی طوفانزده است
وسط خاطره هایی که ترا می بلعند...
ناشناس
   
حکایت 2895

روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت. در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد. در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیل‌تان را بدهید تا ضوابط کاری‌تان را برای‌تان ارسال کنیم.
مرد گفت: من ایمیل ندارم. مدیر گفت: شما می‌خواهید در شرکت مایکروسافت کار کنید ولی ایمیل ندارید. متاسفم من برای شما کاری ندارم. مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد.
از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید میکرد و در بالای شهر می‌فروخت و با سود حاصل خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد. تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد. یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرداد به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیل‌تان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم. مرد گفت: ایمیل ندارم. مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی می‌شدین. مرد گفت: احتمالآ سرایدار شرکت مایکروسافت بودم......
گاهی نداشته‌های ما به نفع ماست.
ناشناس
   
گلایه 1171
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم...
چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم!؟
.
کاش می‌شد که شما نیز خبردار شوید..
لحظه‌ای از من و از دردِ کهنسال دلم!
.
از سرم آب گذشته‌ست، مهم نیست اگر..
غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم
.
عاشق نان و زمین نیستم این را حتما..
بنویسید به دفترچه‌ی اعمال دلم
.
آه! یک عالمه حرف است که باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم!!
.
مردم شهر! خداحافظتان؛ من رفتم...
کسی از کوچه‌ی غم آمده دنبال دلم...
ناشناس
   
شوخی 51
بزرگی میگفت
بزرگترین معضل هر ایرانی این است که چه طور تنظیم کند که برنج و کباب بشقابش همزمان تمام شود
ناشناس
   
دل نوشته 2585

بزن باران
هوا ابریست
نفس بالا نمی آید
بزن باران
نوازش کن تن رنجور مردم را
زمین حال بدی دارد تنش زخمیست از بد تاختن های کج مردم
ببار. ای ابرکم شاید
کمی خشمت فرود آید
هنوزم خون آدم را درون شیشه میریزن
کسی از حال همسایه سراغی را نمیگیرد و بر داد کسی دستی نمی یازد
شرافت هم فروشی شد زمین پر شد ز انسان های رنگا رنگ
صداقت رخت برداشت فراری شد از این مردم
بزن باران
زمین حال بدی دارد.
ناشناس
   
دانستنیها 962
💛عادتهای پیر کننده را بشناسیم


💎دیر خوابیدن💎

🍃دیر خوابیدن و کمبود خواب باعث می شود شما ظاهر پیرتری پیدا کنید. کمبود خواب باعث ایجاد پف چشم و افتادگی و خستگی پلک های چشم می شود.🍂

💎کم تحرکی و ورزش نکردن

🍃این عادت اشتباه را کنار بگذارید و روزانه ورزش کنید. ورزش میزان کورتیزول را کاهش می دهد و میزان تولید هورمون های مفید مانند تستوسترون را افزایش می دهد. علاوه بر آن فشار خون بالا را کنترل می کند و خلق و خو را بهبود می بخشد. روزانه ۳۰ دقیقه ورزش توصیه می شود.🍃

💎تمایل به خوراکی های شیرین

🍃مصرف زیاد قند روند پیری قسمت های مختلف بدن را افزایش می دهد. مصرف قند زیاد نه تنها باعث افزایش وزن می شود بلکه خطر بروز بیماری دیابت و حتی ناراحتی پوستی به ویژه آکنه و چین و چروک را افزایش می دهد. هنگام مصرف قند، روندی به نام گلیکیشن (glycation) رخ می دهد.در این روند قند در جریان خون به پروتئین ها می چسبد و مولکول های جدید به نام (AGES) ایجاد می کند که پوست را آسیب پذیر می کند. در صورت تمایل به خوردن شیرینی از شکلات تلخ با قند پایین استفاده کنید.🍂

💎سیگار کشیدن💎

🍃هرچه زودتر، استعمال دخانیات را کنار بگذارید تا طول عمرتان افزایش یابد. نتایج تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۰۲ در آمریکا نشان می دهد، افراد سیگاری که در ۳۵ سالگی سیگار را ترک می کنند نسبت به افرادی که سیگار کشیدن خود را ادامه می دهند، ۸ سال بیشتر عمر می کنند. دود، باعث رهایی رادیکال های آزاد می شود و خطر بروز هر نوع بیماری از جمله سرطان، بیماری قلبی، اختلال مشاعر و مرگ زودرس را افزایش می دهد.🍂

💎مالیدن چشم💎

🍃اگر می خواهید ظاهر جوانی داشته باشید، چشم های خود را نمالید زیرا این امر به تدریج باعث شکسته شدن کلاژن و در نهایت چین و چروک و شکسته شدن مویرگ ها می شود. برای تسکین درد چشم و التهاب به جای مالیدن چشم می توانید دو کیسه چای سبز را پس از دم کردن چای و خنک شدن آن، به مدت ۱۰ دقیقه روی چشم بگذارید. استفاده از کرم های حاوی ویتامین K و D و رعایت یک برنامه غذایی معتدل موثر است.🍂

💎تغییر پی در پی وزن💎

🍃با حفظ یک وزن مناسب جوان بمانید. کاهش و افزایش متوالی وزن خطر بیماری قلبی و دیابت را افزایش می دهد.🍂

💎خوابیدن روی شکم💎

🍃این طرز خوابیدن به پوست صورت آسیب می رساند. تماس پوست صورت با بالشت هایی از جنس کتان، کلاژن ها را می شکند و چین و چروک های دائمی به وجود می آورد. بر اثر اختلال در گردش خون این قسمت از صورت که به سمت بالشت قرار دارد، پوست قادر به بازسازی نیست .برای حفظ ظاهر جوان پوست به پشت بخوابید یا برای به حداقل رساندن اصطکاک، از بالشتی از جنس ساتن استفاده کنید.🍂

💎کنترل نکردن استرس💎

🍃استرس حاد با بیماری های متعددی ارتباط دارد از جمله بیماری قلبی عروقی، آسم و اختلال خود ایمنی، بنابراین با کاهش استرس می توانید از بروز این خطرات پیشگیری کنید.🍂

💎نداشتن برنامه غذایی سالم

🍃خوردن هله هوله یا غذاهای آماده و سرشار از نمک، چربی و کلسترول به تسریع روند پیری و چاقی مفرط منجر می شود. با افزایش وزن، خطر بروز بیماری قلبی عروقی و دیابت نیز افزایش می یابد. اجتناب از خوردن غذاهای آماده و رو آوردن به غذاهای سبوس دار خطر بروز بیماری ها را کاهش می دهد. اسیدچرب امگا ۳ موجود در ماهی های چرب مانند سالمون و تن، گردو و دانه کتان التهاب بدن را کاهش می دهد و در حفظ سلامت پوست نقش مهمی دارد🍂

💎نوشیدن ناکافی آب💎

🍃افزایش میزان مصرف آب کلید جوانی است. آب برای حفظ رطوبت پوست و رسیدن ماده مغذی لازم به پوست مهم است. کمبود آب، باعث خشکی، کشیدگی و پوسته پوسته شدن پوست می شود که به فرد ظاهر مسن می دهد.
ناشناس
   
حکایت 1226
..ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ
ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ، ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﯾﻞ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ، ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. سه ﺑﭽﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﻤﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻞ ﺳﺎﻟﻢ، ﻫﻤﺎنﺟﺎ ﺧﻮﺍﺑﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩ.
ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﻮﺩ،
ﻭ ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ می ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺻﺤﯿﺤﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ ...
ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﯾﻞ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺟﺎﻥ سه کودک ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ، ﻭ تنها یک ﮐﻮﺩﮎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ شوﺩ ، ﻭ ﯾﺎ اینکه ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ندهد، ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ برود.
ﺳﻮﺍﻝ:
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﻧﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ،
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ فرصت کم ﻭ ﺣﺴﺎﺱ، ﭼﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ..؟
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ سه ﮐﻮﺩﮎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻨﺪ، ﻭ یک ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ، ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺧﻼ‌ﻗﯽ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﯽ، ﺷﺎﯾﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ صحیحی ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﭼﻄﻮﺭ ...؟
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ،
ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻋﺎﻗﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ (ﺭﯾﻞ ﺳﺎﻟﻢ) ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ..!
ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮﯼ،
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺎ، ﺩﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩ، ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﺭ کشورهای ﻏﯿﺮ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺗﯿﮏ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ؛ ﺩﺍﻧﺎﯾﺎﻥ و مردم عادی ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ تصمیمات مدیران احمق میشوﻧﺪ..!
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﻃﺮﺩ ﺷﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﺍﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﺮﺩﯾﺪ..!، ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺍﺷﮏ ﻧﺮﯾﺨﺖ..! او ﺭﯾﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، و ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮔﺶ ﺍین گوﻧﻪ ﺭﻗﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ.
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻫﺮ چهار ﮐﻮﺩﮎ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ نکرﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ، ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ کودکان ﺩﯾﮕﺮ شد، ﮐﻪ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ..!، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ سوزنبان، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﯽﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻋﺎﻗﻞ، ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﺭﯾﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﻗﻄﺎﺭ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﻭ تمامی ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ، ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ سه ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺣﻤﻖ ﻧﺒﻮﺩ..!
ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ
ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ یک ملت تشبیه ﮐﺮﺩ،
ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻮﺩﮐﺎن نادان،
ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ سرنشینان ﻗﻄﺎﺭ ﺭﺍ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ.
ﮔﺎﻫﯽ
ﺩﺭﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ،
ﮐﻪ تصمیمات اشتباه میگیرند، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ همه ملت میشود، ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ سه کودک ﺍﺳﺖ..!
ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ؛
ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﯿﺸﻪ درست ﻧﯿﺴﺖ..!
ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﺩ ، ﻭﻟﯽ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ پیش آید، ﻓﻮﺭﺍ ﻣﺸﺘﻌﻞ ﻣﯽﺷﻮﺩ، و ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﻭلی ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ، ﻣﻐﺰ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﺁن است ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﻫﯿﻢ ، و در امور جمعی و ملی، از آراء جمعی و ملی، و از دانش دانشمندان بهره گیریم.
ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ "ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺎ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ می‌کنیم"
دیگران
   
نکته 1497
چه بسیار انسانها دیدم تنشان لباس نبود !
و چه بسیار لباسها دیدم که درونش انسانی نبود!
ناشناس
   
تلنگر 261
اگر جاهلان نباشند
چرخ ظالمان نمی چرخد
ناشناس
   
دل نوشته 376
وصیت نامه ی وحشی بافقی

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد



مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید

مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید



بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ

پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ



جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد

شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید



روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد

اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد



روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت

آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت
وحشی بافقی
   
اشعار 3991
موی تو قلم ، چشم سیاه تو دوات است
وین سینه ما، کاغذِ مطلوبِ " برات" است

بنویس بر این صفحه که عمری طلب ماست
هر چند که اکناف پر از این صفحات است

جمعی به تمنای رُخت تشنه لب و مست
این ساحت دیدار شما چون "عرفات" است

لب غنچه و مو نسترن و چشم چو نرگس
رویای دل انگیز تو بَس پُر نفحات است

دل بردن و دل کندن و دلگیر نمودن
یک حمله قلبی است که از کل جهات است

من نزد تو چون چشمه جوشان حیاتم
با غیر تو چون شمع ، که در حال وفات است

توصیف لبت طبع مرا گرم نماید
چون خاصیت ویژه که در چای و نبات است

من نکته چه گویم ، سرِ این قصه بلند است
این قصه نه ، یک مسئلهِ پُر شبهات است

خواهم که بَرَم دست به گیسوی بلندت
قصدم به حیاتی است که در آن ظلمات است

ای وای که عمرم شد و اندوخته ام رفت
پرداخته ام آنچه که بیش از کلمات است

پس باز بیا و بدهم بابت هر سال
یک بوسه جانانه که "حق السنوات "است
آرمان ایزدی
   
شوخی 3612
روزی فرمانروائی درکنار استخر کاخش ایستاده بود و براردک ها ومرغابیان نگاه میکرد انها ازاب بیرون امده بودند ودرحال استراحت بروی یک پای خود ایستاده بودند ملانصرالدین حضور داشت فرمانروا گفت ملا اردک ها چنتا پا دارند ملا گفت قربان یک پا ملاحظه میفرمائید فرمانرا گفت چرا یاوه میسرائی انها دوپا دارند ملا گفت خیر قربان ملاحظه میفرمائید یک پا دارند فرمانروا دستورداد یکی از خدمه با چوب برانها کیش دهد مرغابی ها پای دیگر را از زیر بال بیرون کشیدند ودوان دوان دراب پریدند فرمانروا گفت دیدی ملا انها دوتا پادارند ؟؟؟؟
ملا نطرالدین گفت قربان این چوب را با این غول بیابونی بدنبال منهم روانه میکردی بجای دوپا
چهار پا درمیاوردم انها چون اردک بودند دوپا دراوردند
ناشناس
   
عاشقانه ها 7134
عاشقم اما
نگاهم از تو پروا می کند

در درون سینه ام
عشق تو غوغا می کند

گر تو مهمان دلم باشی
به بالینم شبی

بوسه ای از آن لب
شیرین تمنا می کند
ناشناس
   
نکته 373
درسهای مهم زندگی
١_ چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است …
٢_ برای زیبا زندگی نکردن ، کوتاهی عمر را بهانه نکن ؛ عمر کوتاه نیست ، ما کوتاهی می کنیم
٣_. هنگامی که کسی آگاهانه تورا نمی فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن .........…
۴_ برآنچه گذشت آنچه شکست آنچه نشد آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد .
۵_ . تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است
۶_ .موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشممان را از روی هدف بر می‌داریم به نظرمان میرسند !
٧_ .اگر میخواهی دروغی نشنوی ، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن
٨_ به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اى..
٩_ هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند .
ناشناس
   
حکایت 1940
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ، ﺍﻃﻼﻋﯿﻪ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻠﻮﻯ ﺍﻋﻼﻧﺎﺕ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ شﺪﻩ ﺑﻮﺩ:
"دﯾﺮﻭﺯ ﻓﺮﺩﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ. شﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺳﺎﻋﺖ 10ﺩﻋﻮﺕ مﻰﮐﻨﯿﻢ."
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮒ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ، ﺍﻣّﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﻰ کﻨﺠﮑﺎﻭ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﻧﻊ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ آﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺷﺮﮐﺖ ﺷﺪﻩ است.
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻔﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﻰﯾﮑﻰ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﻰﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻧﮕﺎﻩ مﻰﮐﺮﺩﻧﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺸﮑﺸﺎﻥ ﻣﻰﺯﺩ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﻣﻰﺁﻣﺪ.
ﺁﯾﻨﻪﺍﻯ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ تاﺑﻮﺕ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰﮐﺮﺩ، ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻰﺩﯾﺪ. ﻧﻮﺷﺘﻪﺍﻯ ﻧﯿﺰ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﻮﺩ:
"ﺗﻨﻬﺎ یک ﻧﻔﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻊ ﺭﺷﺪ ﺷﻤﺎ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎﯾﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﺼﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﻣﻮﻓﻘﯿتهاﯾﺘﺎﻥ ﺍﺛﺮ ﮔﺬﺍﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺋﯿﺴﺘﺎﻥ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ، وﺍﻟﺪﯾﻨﺘﺎﻥ، ﺷﺮﯾﮏ زﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻤﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻭﺳﻌﺖ ﺩﯾﺪ ﺍﻭﺳﺖ. ﺯﯾﺒﺎ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﻢ."
ناشناس
   
نکته 3138
مهربانی گرچه کمیاب است ، اما باز هست
بال در خون خفته را ، پنداری از پرواز هست

کوچه های شهر خاموشند ، اما گوش کن!
گاه گاهی نغمه ای از ناله های ساز هست

عاشقی تابوست ، اما لابه لای واژه ها
عشق را مستور کن ، امید یک آغاز هست

گریه را تاکید بسیار است ، اما دیده ام
بر لب خاموش دل ، لبخند یاس و ناز هست

مهربانی بهترین کیش است ، بی آزار باش
با نگاهی مهربان ، امکان هر اعجاز هست

لحظه ای اندیشه کن بر مردم آنسوی شهر
خانه های فقر را ، دریای درد و راز هست
ناشناس
   
نکته 1728
اگر آفتاب را به نظاره بنشيني، سايه را نتواني ديد.
هلن کلر
   
عاشقانه ها 483
موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه
مست میرقصی در آیینه حسابـی خب که چه
دختـــر ِ اربابـی و یک باغ نوبر مال توست
کرده ای پنهان به پیراهن، گلابی خب که چه
رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا
در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه
مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش
اینچنین بی تاب و غرق التهابی خب که چه
من کــه جز بوسه ندارم هیــچ کاری با لبت
اینهمه لب میگزی در اضطرابی خب که چه
دوست داری که چه را ثابت کنی؟ راحت بگو
سینه چاک ِ تو هزار آدم حسابی خب که چه
باز شهرآورد ِ بین "نه" و "آری" گفتنت
بازی لبهای قرمز، چشم آبی خب که چه
من نخورده مست و پاتیل توام دستم بگیر
باز چشمت را برایم می شرابی خب که چه
ای بلا ! تکلیف ِ من را زودتر روشن بکن
من بمیرم یا بمانم؟ بی جوابی خب که چه
آه ای شیطان فرشته! لعنتی ِ نازنین !
سایه ای در بستر بیدارخابی خب که چه
دست بردار از سرم ، یا عاشقـم شو یــا برو
بر خودت مینازی و در پیچ و تابی خب که چه
بر زمینت میزنم یک شب تو را خواهم شکست
روی دیوار اتاق و کنـــج قابی خب کـــه چه
شهرام میدری
دیگران
   
نکته 1121
یه شیر هیچوقت خودش رو با عقاید یه گوسفند نگران نمیکنه
ناشناس
   
حکایت 1572
روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند.
آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد سفرمان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !
پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد : فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی اندیشید و سپس گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا .
ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، پدرش مات و مبهوت او را نظاره می کرد .
پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !
ناشناس
   
نکته 1032
راز زندگی این است كه
بفهمیم هر روز،
یك معجزه است..
ناشناس
   
دانستنیها 2739
مستر جيکاک (معروف به سيد جيکاک) جاسوس انگليسي مأمور ويليام دارسي، سالها در مسجدسليمان زندگي کرد. وي در آغاز به عنوان چوپاني کر و لال به مدت هفت سال در ايل بختياري به آموختن فرهنگ و زبان بختياري مي‌پردازد و پس از فراگيري آن، به عنوان يک بختياري در منطقه نفت‌خيز مسجدسليمان سکني مي‌گزيند در طول حضور خود در آن منطقه با فنون شعبده‌بازي و حربه‌هاي ديگر، توجه مردم محلي را به خود معطوف مي‌دارد و خود را به عنوان يک روحاني شيعه ، جا مي‌زند. جيکاک براي اين کار ابتدا به فراگيري فقه مي پردازد و به درجهء اجتهاد رسيده و در مساجد، بعنوان پيش نماز حضور مي يابد او گيوه هايش را با يک اشاره عصا جفت مي کرد و شايع کرده بود که اين از معجزات اوست. در کتاب خاطراتش، توضيح مي دهد که آهنرباهايي در گيوه هايم قرار داده بودم، که با اشاره عصا، گيوه ها جفت مي شدند اين جاسوس انگليسي، روزي به مسجد مي آيد و مي گويد: من حضرت علي (ع) را درخواب ديدم و او دستش را بر شانه ام نهاد و به من فرمود: "به مردم بگو از اين ماده سياه و نجس (نفت) دوري کنند." و براي اثبات ادعايش پيراهن و عبايش را کنار مي زند و اثر سفيدي دستي روي شانه اش را نشان مي دهد و مي گويد اين مدرکي بر حقانيت من او درکتابش تشريح مي کند که روزي تکه اي کاغذ را بشکل دست بريدم و روي شانه ام قرار دادم و آنقدر زير آفتاب داغ جنوب ماندم تا خوب اطراف ان کاغذ تيره شود و اثر دست بر شانه ام نقش ببندد همچنين، در منظره‌اي با يک آخوند شيعه، مدعي آتش گرفتن ريش دروغگو مي‌شود و با استفاده از ريش مصنوعي از نخ نسوز، حقانيت خود را ثابت مي‌کندجيکاک در اواخر دهه ۱۳۲۰ خورشيدي، فرقه‌اي را در منطقهٔ بختياري، بويراحمد و خوزستان ايجاد مي‌کند که طلوعيان يا سروشيان ناميده مي‌شده‌اند و به توقيت قريب‌الوقوع ظهور مهدي معتقد بوده‌اند اين هم معروف ترين شعر او ” شما که عشق علي مين دلتونه؛ نفت ملي، سي چنتونه؟ “
۱- تاريخ سياسي اجتماعي ايل بختياري؛ اثر راف گارثويت، ترجمه: مهراب اميري.
دیگران
   
نکته 2458
می گویند : شب سیاه است ، من دیده ام سیاه تر از جدائی نیست

می گویند : مرگ سخت است ، اما سخت تر از بی وفائی نیست

می گویند : زهر تلخ است ، من چشیده ام ، اما تلخ تر از تنهائی نیست
ناشناس
   
  شناسنامه shenasname.com
افزودن مطلب به سایت
از
 
مطالب جدید
لطیفه
مناجات
نکته
هنر
گلایه
پند و اندرز
آرزوها
اشعار
تلنگر
توکل
حکایت
خواص گیاهان دارویی
دل نوشته
دوستی
دانستنیها
سخن بزرگان
شوخی
ضرب المثل
عاشقانه ها
 
 
  شناسنامه shenasname.com