شناسنامه shenasname.com
سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است
  شناسنامه shenasname.com
صفحه اصلی
فکرت
فروغ فرخزاد
فریدون فرخزاد
فریدون مشیری
فرانکلین
فرانسیس بیکن
فرخی یزدی
فردوسی
قیصر امین پور
لقمان
لئو تولستوی
ملا محسن فیض کاشانی
مهدی اخوان ثالث
مولانا
میشل فوکو
ماهاتما گاندی
مارک تواین
مارتین لوتر کینگ
محمود دولت آبادی
محمد رضا عالی پیام (هالو)
نیما یوشیج
نیچه
چگوارا
ناپلئون
چارلی چاپلین
چارلز دیکنز
ناشناس
نسرین بهجتی
نظامی گنجوی
هلن کلر
هگل
ولتر
ویلیام شکسپیر
وینستون چرچیل
ویکتور هوگو
وحشی بافقی
ژان پل سارتر
کنفوسیوس
گوته
گابریل گارسیا مارکز
پائولو کوئیلو
پاستور
پروفسور مجید سمیعی
پروفسور محمود حسابی
پروین اعتصامی
آل پاچینو
آلبر کامو
آلبرت انیشتین
آندره ژید
آگاتا کریستی
آبراهام لینکلن
آرمان ایزدی
افلاطون
اقبال لاهوری
امانوئل کانت
اوریانا فالانچی
ایرج میرزا
ابو سعید ابوالخیر
ابو علی سینا
ابوالقاسم حالت
احمد شاملو
ارنست همینگوی
اسکار وایلد
استیو جابز
استیون هاوکینگ
بهلول
بودا
بیل گیتس
بالزاک
برتراند راسل
تهمینه میلانی
توماس ادیسون
جامی
جرج برنارد شاو
حافظ
حسین پناهی
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه عبدالله انصاری
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
خسرو شکیبایی
دیل کارنگی
دیگران
دکتر فرهنگ هلاکویی
دکتر الهی قمشه ای
دکتر حسابی
دکتر شریعتی
دالای لاما
داستایوفسکی
رهی معیری
رومن رولاند
زیگموند فروید
زکریای رازی
زرتشت
سقراط
سهراب سپهری
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
سامرست موام
سروانتس
سعدی
شهریار
شیخ بهایی
شاپورتهرانی
شاتوبریان
صائب تبریزی
صادق هدایت
صبوری تبریزی
علی اکبر دهخدا
عبید زاکانی
عزت الله انتظامی
عطار نیشابوری
   شناسنامه shenasname.com
گلایه 2467
الا ،،ای برآورده چرخ بلند،،،،
چه داری ،به پیری ،مرا مستمند،،،؟
چو بودم جوان ،برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی،،،،،،
بجای عنانم ،عصا دادسال،،،
پراکنده شد مال ،وبرگشت حال،،،،،
فردوسی
   
دل نوشته 1803
چه هوایی ،
چه طلوعی ،
جانم ....
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .....
به خدایی که خودم میدانم ،
به خدایی که دلش پروانه است ،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد ،
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
ناشناس
   
نکته 1909
از روح خودت بپرس که چه کار دوست دارد بکند . وقتی روحت با رؤیاهایت در توافق باشد ، خداوند خشنود است .
ناشناس
   
اشعار 4027
شعر تو هر واژه ای را فخر و عزت میدهد
حال این افسردگان را ، سخت بهجت میدهد

دٌر معنی سفته ای ، در قالب الفاظ ناب
پیچ و تاب آن قلم ، حالی به ملت میدهد

با چنین طبع بلندی ، سر به زیر افکنده ای
مدعی را این فضیلت ، درس عبرت میدهد

آرزو دارم که ماند آن قریحه پایدار
بس که نظم تو به من ، احساس مثبت میدهد

واژگانت عاشقان را رخصت روی نگار
عارفان را گاه مهمانی حیرت میدهد

گرچه با این دیده ام ، هر گز ندیده ام تورا
باز این دور آشنایی نیز لذت میدهد

دوش در گوش صبا ، خواندم غزلهای تورا
در گذر خندید و گفتا : " بوی فکرت میدهد"
آرمان ایزدی
   
تلنگر 579
افلاطون را گفتند: چرا هرگز غمگین نمی شوی؟
گفت: دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم.
افلاطون
   
اشعار 4072
پریشان

این سرشت جان من از خاک هجران ساختند
زان سبب چون قیص جایم در بیابان ساختند

از جفا و جور گردون غرق در خون شد دلم
این بنای عیش جان را سخت ویران ساختند

از فراق روی جانان آتشی در دل فتاد
از شرار دود آهم برق وباران ساختند

ای ستمگر کن حذر این چشم نمناکم نگر
آب چشم عاشقان همرنگ طوفان ساختند

عمرها شد می کشد دل ؛ جور خوبان جهان
این جفا جویان تنم را ؛ سخت قربان ساختند

من نگویم بیوفایی از تو بودست ای صنم
از ازل این در سرشت جان خوبان ساختند

در محیط آفتاب حسن جانان عاقبت
زره وار این جان شیرین را پریشان ساختند

می ندیدم در پریرویان وفایی هیچ هیچ
بنگر این دل را شهید تیر مژگان ساختند

عشقبازی می کنم این روش کیش منست
عاشقی را کاش هم در رکن ایمان ساختند

(فکرتم ) زانرو؛ که فکرم درمحیط عشق او
غرق گشته ؛ زان سبب هوشم پریشان ساختند
فکرت
   
نکته 2383
آنهایی که شب ها
دیرتر به خواب می روند
چیزهای بیشتری از زندگی می خواهند!
ایلهان برک
دیگران
   
عاشقانه ها 694
ای رفته ز دل ،
رفته ز بر ،
رفته ز خاطر
بر من منگر تاب " نگاه تو " ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن " چشم سیاه " تو ندارم
ای رفته ز دل ،
راست بگو !‌
بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟
گر آمده ای از پی آن " دلبر " دلخواه
من او نیم او مرده و من " سایه " اویم
سیمین بهبهانی
   
نکته 1347
برای مدت طولانی از کسی متنفر نباشید ، چون تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان می شود.
یاد بگیرید فرد مورد نظر را از دایره توجه تان خارج کنید.
زیگموند فروید
   
نکته 1611
خدا به طور خلاصه چیزی نیست جز انعکاس تزلزل انسان.
آلبرت انیشتین
   
نکته 2523
ما

به تنهایی مدرنی مبتلا هستیم

حتی این شهر

با همه ی شلوغی اش

خیلی شب ها

در کوچه ایی تاریک

آرام گریه میکند
ناشناس
   
تلنگر 870
اینقدر بدی زیاد شده که اگه کسی بهمون بدی نکنه فکر میکنیم ، خوبی کرده در حقمون
عزت الله انتظامی
   
اشعار 4003
از ازل در طلب سٌرِ وجودند همه
و ز طلب معتکف درگَه جودند همه

هر یک از لمعهُ رویت تب و تابی دارند
سٌرِ تو آتش و افکار چو دُودند همه

ای بسا عمر که طی شد به تمنای رُخت
لیک تاری ز کمندت نگشودند همه

جمعی از شعله تو شمع صفت میسوزند
جمع دیگر ز فراق تو خَمودند همه

به صوٌر مختلف و معنیِ کُل وحدت صِرف
چون که در آینهُ علم تو بودند همه

تا که در دایرهُ عقل نمی یابندت
همچو پرگار به هر سو به سجودند همه

نیست هر صفحه دل ، در خور نقش رُخ تو
گرچه این آینه از زنگ زدودند همه

سوز و آهی محک کار شود ، ورنه به قول
طیِ این مرحله بسیار نمودند همه

پارسایان که دمی محرم اسرار شدند
نیمه شب دید مسیحا ، که غنودند همه

تا مگر فضل تو از غیب که را گیرد دست
ور نه این طایفه سرگرم وجودند همه
آرمان ایزدی
   
نکته 2244
سخنان ماندگار فامیل دور در کلاه قرمزی :

1- من دستم بنده،پنج دقیقه احترام خودتو نگه دار!

2- یه وقتایی حسش نیست غصه بخوری،غصه رسما تورو
می‌خوره!

3- بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم!

4- شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه،بدشانسی دستش رو از رو زنگ بر نمیداره،بدبختی هم که کلا کلید داره !

5- وقتی توی یک رابطه دچار احساسات شدید شدی، بدون خودت نیستی،خر درونته!

6- انقدر الکی خندیدم که وقتی ناراحتم کسی جدیم نمیگیره!

7- آقای مجری ما بی تربیت نیستیم،تربیت داریم منتها صلاح نمیدونیم ازش استفاده کنیم!

8- بعضی ها اینقدر قشنگ دروغ میگن،آدم حیفش میاد باور نکنه!

9- بطور مشکوکی داره بهم خوش میگذره،فکر کنم دارم میمیرم!

10- یه عده آدم هستن که میفهمن که نفهمن اما نمیفهمن که میفهمیم نفهمن!

11- باور کنید بعضی وقتها "باشه مرسی " یعنی خفه شو!
ناشناس
   
دانستنیها 3652
چگونه حکیم ابوالقاسم بزرگ مرد سخنور پارسی به فردوسی معروف گشت :
هنگامیکه حکیم ابوالقاسم دارفانی رابدرود گفت ، علما ومردم شهر دفن اورا در قبرستان مسلمین مانع شدند ، سپس در نهایت این مرد بزرگ را در مزرعه شخصی خودش به خاک سپردند ، همچنین مسلمین بر جنازه اش نماز نخواندند ، سپس روحانی و عالم شهر ( معروف به گرکانیز ) به میان مردم آمد وگفت من شب هنگام حکیم ابوالقاسم را در عالم خواب دیدم که نزد مالک دوزخ رفته ودر فردوس نشسته،سپس مرا صدا زد ، من از خواب پریدم وآشفته وهراسان شب هنگام با پای برهنه بر سر تربت این مرد بزرگ آمدم چندین شبانه روز گریه وزاری کردم باشد که مرا ببخشد ، از آن پس مردم شهر گفتند حکیم ابوالقاسم فردوسی شده ، یعنی اهل فردوس گردیده ، واز آن به بعد معروف به فردوسی گردید ، حال بعد از نزدیک به هزار سال دیگر از آن قبرستان مسلمین اثری نیست. ولی آرامگاه فردوسی بزرگ هنوز در جای خود باقی است .
ناشناس
   
نکته 2745
مهربانی را بکار
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی ….
و اگر جای دانه هایی که کاشتی را فراموش کردی،
روزی
باران
جایشان را به تو نشان خواهد داد …
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!
اما بی شک کار نیک هر جا که کاشته شود
روزی به بار می نشیند......
ناشناس
   
نکته 553
آرامش
محصول فکر کردن نیست!
آرامش
محصول فکر نکردن به انبوه مشکلاتی است که...
.
.
.
ارزش فکر کردن ندارند!
ناشناس
   
نکته 637
کائنات براساس قانون جاذبه ساخته شده است. قانون جاذبه اهمیت نمی دهد که چه چیزی را بد یا خوب می دانید، فقط به افکار شما جواب می دهد.
ناشناس
   
نکته 3070
دختر چشمانش را بست
و
شمرد :
یک
دو
سه
...چهار
.
پسر برگشت پنهان شود
آنطرف تر
دختری را دید
که
گرگم به هوا بازی می کرد
پسر بره شد
و
با گرگ رفت
.
.
دختر قصه ما ...
هنوز هم می شمارد
ناشناس
   
نکته 1826
در جهان هیچ عیبی آدمی را شرمگین تر از آن نمی كند كه دیگران دروغش را كشف كنند.
فرانسیس بیکن
   
نکته 2421
کوچه ای را بــود نامش معــرفت
مردمــانش با مــرام از هــر جهت
سیل آمــد کـوچـه را ویـــرانه کـرد
مــردمش را بـا جهـان بیگـانه کـرد
هـرچـه در آن کـوی بــود از معـرفت
شست و با خود برد سیل بی صفت
از تمــام کوچـه تنهـا یــک نفـــر
خانـه اش مانـد و خودش جست از خطر
رسم و راه نیـک هــرجـا بـــود و هست
از نهــاد مــردم آن کــوچــه است
چـونـکـه در انـدیشـه ام اینگـــونه ای
حتـم دارم بـچــه ی آن کـوچـــه ای ....!
ناشناس
   
نکته 686
برهنگی همیشه برای سکس نیست...!!
همسر دوک کاونتری زنی محترم بود...!!
وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگین را می دید به شوهرش اصرار می کرد که مالیات را کم کند ولی او رد می کرد...!!
بالاخره دوک شرطی گذاشت . گفت اگر برهنه دور شهر بگردی این کار را می کنم...!!
زن قبول کرد، خبر در شهر می پیچد.گودیوا سوار بر اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش از خانه بیرون نیامدند و پنجره ها را بستند ...!!
در تاریخ انگلیس بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب جایگاهی والا دارد و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده
ناشناس
   
نکته 2346
ﻧــــــﺎﺑﯿﻨﺎ ﻏﺼــــــــﻪ ﻧﺨــــــــــــﻮﺭ . . . . . . .
ﺩﺭ ﺩﻧﯿـــــــــﺎ ﭼﯿــــــــﺰ ﻗﺸﻨﮕــــــــــﯽ ﺑــــــــﺮﺍﯼ ﺩﯾــــــﺪﻥ ﻭﺟـــــــــــﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭد ﻣـــــﺎ ﻫـــــــﻢ ﮐــﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿـــﻢ ﺧــــــــﻮﺩ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﮐــــﻮﺭﯼ ﺯﺩﻩ ﺍﯾـــــﻢ ﺑـــــــــﺎﻭﺭ ﮐـــــــــــــــــــﻦ!!!
ﻣﺎﻫـــــــــــــﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ‌ﺷﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . .
ﮔـــــــــــــــﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺸﺎﻥ . .
ﻋﻘــــــــــــــﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻘﻮﻃﺸﺎﻥ
و انسانها
درونشان
صادق هدایت
   
نکته 2349
شخصی می گفت هميشه فکر ميکردم شبها کسي زير تخت خوابم پنهان شده است.
نزد روانپزشک رفتم و مشکلم را گفتم :
روانپزشک گفت: "فقط يک سال هفته‌اي سه روز جلسه اي 80 دلار بده و بيا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خيابان ديدم.
پرسيد، "چرا نيومدي؟"
گفتم، "خُوب، جلسه‌اي هشتاد دلار، براي يک سال خيلي زياد بود. يه نجّار منو مجاني معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پس‌انداز کردم و يه ماشین نو خريدم."
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! ميتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟"
گفتم: "به من گفت اگه پايه‌هاي تختخواب را ببُرم؛ ديگه هيچکس نمي‌تونه زير تختت قايم بشه!"
براي هر تصميم گيري شتاب نکنيم و کمي بينديشيم
ناشناس
   
اشعار 4005
فرهاد وَش از این غم
تا بیستون کنم خاک
فریادهای عشقم
آتش نموده پژواک

از سوز عشق هردم
گویی که می فروزد
ای وای اگر از این سوز
آهم رسد به افلاک

درویشی و نداری
وانگه حریف کاری
گر عون شهریاری
دستم دهد به فَتراک

یارب بکن مدارا
دستی بگیر مارا
کین دلق بی صفا را
از سر به پا کنم چاک

ره بسته مینماید
کَس در نمی گشاید
اینَت نمی سزاید
کز رحمت تو حاشاک

گفتم که آگهی تو
دردَم چرا دهی تو؟
گفتی نمی رهی تو
کآلوده ای به خاشاک

تا خورده ام سرانجام
از تاک درد او جام
صد آفرین بر این جام
صد مرحبا بر آن تاک
آرمان ایزدی
   
نکته 1095
مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم!
ژان والژان - بینوایان
ویکتور هوگو
   
نکته 2186
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻡ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺮﻓﻪ
ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺳﻮﺋﺪﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ
ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺍﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :
ﺧﺎﻧﻪ ، ﺷﻐﻞ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ، ﻫﻤﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﻭ
ﺳﻼﻣﺘﯽ
ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺳﻮﺋﺪﯼ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺕ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻣﻦ
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ...!
ناشناس
   
عاشقانه ها 2591
من از اعدام نمیترسم...!!!
نه از چوبش...نه از دارش...
نه از دردش...نه آزارش...
من از زندان نمیترسم...!!!
نه از حبسش...نه ازمرگش...
نه ازپاییز بی برگش...
من از دنیا نمیترسم...!!!
نه از غصه اش...نه از دردش...
نه از رنج...و نه از گنجش...
من از دریا نمیترسم...!!!
نه از طوفان...نه سیلابش...
نه از موج...ونه گردابش...
من از دشمن نمیترسم...!!!
نه از تیرش...نه ازخشمش...
نه از پیکار...وازجنگش...
نمیترسم...
نمیترسم...
من از پایان این دیدار میترسم...
از ان روزی که از یاد تو خواهم رفت...
میــــــــــــــــــــــــترسم...
ناشناس
   
لطیفه 778
ملانصرالدين از كدخداى ده ﻳﮏ ﺍﻻﻍ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ١٥ درهم خريد و ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ كدخدا ﺍﻻﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺑﺪﻫﺪ...
ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ كدخدا ﺳﺮﺍﻍ ملانصرالدين ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
« ﻣﺘﺄﺳﻔﻢ ملا, ﺧﺒﺮ ﺑﺪﻱ ﺑﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﻡ. ﺍﻻﻏﻪ ﻣﺮﺩ!»
ملانصرالدين ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : « ﺍﻳﺮﺍﺩﻱ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﻫﻤﻮﻥ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﭘﺲ ﺑﺪﻩ. »
كدخدا ﮔﻔﺖ : «ﻧﻤﻲﺷﻪ !ﺁﺧﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻡ»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﺑﺎﺷﻪ. ﭘﺲ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ.»
كدخدا ﮔﻔﺖ: «ﻣﻲﺧﻮﺍﻱ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭼﻲ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻲ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﻣﻲﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﻨﻢ.»
كدخدا ﮔﻔﺖ: «مگر میشه ﻳﻪ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﮔﺬﺍﺷﺖ!»
ملا ﮔﻔﺖ: « ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ ﻣيشه. ﺣﺎﻻ ﺑﺒﻴﻦ. ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﻧﻤﻲﮔﻢ ﮐﻪ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ.»
ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ﺑﻌد كدخدا ملانصرالدين رو ﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: به ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤش و اعلام كردم فقط با پرداخت ٢ درهم در قرعه كشي شركت كنيد و به قيد قرعه صاحب يك الاغ شويد . به ٥٠٠ نفر ٥٠٠ ﺑﻠﻴﺖ ٢ درهمى ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ ﻭ ٩٩٨ دﺭهم ﺳﻮﺩ ﮐﺮﺩﻡ.»
كدخدا ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﺷﮑﺎﻳﺘﻲ ﻧﮑﺮﺩ؟»
ملا ﮔﻔﺖ: «ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻮﻧﻲ ﮐﻪ ﺍﻻﻍ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﻦ ﻫﻢ ٢ درهمش ﺭﻭ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻡ.
ناشناس
   
دل نوشته 275
یک دوست داشتن هایی هم هست
که از دور است و در سکوت
که دلت برایش از دور ضعف میرود
که وقتی حواسش نیست
چشمانت را میبندی...
ودر دل
"دعایش میکنی"
و یک بوسه به سویش روانه میکنی
که وقتی بی هوا
نگاهش با نگاهت یکی میشود
انگار کسی به یکباره
نفس کشیدن را ممنوع میکند
یک دوست داشتن هایی هم هست
که به یکباره
بی مقدمه
پا در کفش دلت میکند
وجا خوش میکند
واز دست تو کاری برنمی آید
جز"از دور دوست داشتن"
یک دوست داشتن هایی هم هست
ساکت است...
آرام است...
خوب است...
ناشناس
   
نکته 1838
دانش یعنی قدرت.
فرانسیس بیکن
   
حکایت 3703
شیخ و عاشقی
فقط یک نظر ببینم! - فقط یک نظر ببینم!
شیخ که ناگهان مجذوب دخترک شد، نتوانست نگاهش را از وی بردارد و لحظاتی به طور مداوم به او نگاه کرد. عشق دخترک در دل شیخ افتاد. فورا از مناره پایین آمد و بدون اینکه نماز جماعت را برگزار کند، مسجد را ترک کرد و به در خانه دخترک رفت.
پس از در زدن، پدر دخترک در را باز کرد. شیخ خود را معرفی کرد و ماجرا را گفت و سپس از دخترک صاحب خانه خواستگاری کرد. صاحب خانه هم موافقت خود را اعلام کرد و گفت: با توجه به جایگاه و شهرت شما، بنده هم موافقم ازدواج شما هستم اما مشکلی وجود دارد و آن هم این است که ما کافرهستیم.
شیخ که فریب شیطان را خورده و کاملا عاشق شده بود فورا گفت: مشکلی نیست. بنده هم کافر می شوم. بلافاصله هم خروج خود از اسلام را اعلام کرد و کافرشد.
سپس پدر دخترک گفت: البته قبل از ازدواج باید با دخترم هم دیدار کنی تا شاید او هم شرطی برای ازدواج داشته باشد. شیخ موافقت کرد و پیش دخترک رفت. دخترک کافراز شیخ خواست که برای اثبات عشقش به او، جرعه ای شراب بنوشد. شیخ که فریب خورده بود فورا پذیرفت و جرعه ای که برایش آورده بودند را خورد.
دخترک به خوردن شراب بسنده نکرد و گفت: آخرین شرط من این است که قرآن را جلوی من پاره کنی. شیخ که خود را در یک قدمی ازدواج با دخترک می دید، شرط آخر او را هم پذیرفت و بعد از اینکه یک جلد قرآن کریم برایش آوردند، قرآن را مقابل دخترک و پدرش پاره پاره کرد.
ناگهان دخترک، عصبانی شد و با فریاد خطاب به شیخ گفت: از خانه ما برو بیرون. تو که بخاطر یک دختر به 30 سال نمازت پشت پا زدی، چه تضمینی وجود دارد که مدتی بعد بخاطر یک دختر دیگری به من که تازه وارد زندگی تو شده ام، پشت پا نزنی؟!
شیخ که ناکام مانده بود، با ناراحتی از خانه دخترک کافرخارج شده و سپس برای همیشه شهر را ترک کرد.
ناشناس
   
ضرب المثل 826
برای یافتن زن می ارزد كه یک كفش بیشتر پاره كنی.
(ضرب المثل چینی)
ناشناس
   
نکته 2961
لینکلن از زبان یکی از موکلانش

آقای لینکلن در زمان وکلاتش هرگز موکلانش را به چشم مشتری و منبع درآمد نگاه نمی کرد. آقایی بنام "کوگدل" ، که در زندگی بدبیاری آورده بود و در سال 1843 ورشکست شده بود، این جریان را برای آقای هلند تعریف کرده است. وی لینکلن را به عنوان وکیل خود انتخاب کرده بود و بعد از اتمام کار، لینکلن فاکتوری برای وی صادر کرده بود. مدتی بعد، بر اثر انفجار منبع سوخت، یکی از دست های آقای گودگل قطع شد. روزی دم در ساختمان مجلس آقای لینکلن را دید. لینکلن از او پرسید که اوضاعش چطور است.

- بدتر از این نمیشه! من هم شغل و کارم رو از دست دادم هم یکی از دستهایم را! مدت هاست فکر پرداخت فاکتور شما و حقوق وکالتتان ذهنم را بدجوری مشغول کرده است.

آقای لینکلن که از مصیبت هایی که بر سر موکلش آمده بود مطلع بود، و خودش را برای ملاقات با او آماده کرده بود، بلافاصله دفترش را از جیبش درآورد و مبلغ بدهی موکل را خط زد و فاکتور را از دست او گرفت و آن را هم باطل کرد. آقای کوگدل مخالفت کرد و گفت که نباید این کار را بکند، اما لینکلن در جوابش گفت:

- حتی اگر پول هم داشتید، آن را از شما قبول نمی کردم!

این را گفت و از موکلش خداحافظی کرد و راهش را گرفت و رفت. این واقعه درست زمانی رخ داد که لینکلن در نامه ای به یکی از دوستانش که گلایه کرده بود چرا به دیدار آنها نمیرود، نوشت که بخاطر فقر قادر به مسافرت نیست. در عین حال خانواده اش هم با مشکلات مالی مواجه بود و کرایه خانه اش را هم که هفته ای چهار دلار بود، مدت ها می شد که نپرداخته بود!
آبراهام لینکلن
   
حکایت 2057
دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت:« امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد.»آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به درياچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند. همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجاتیافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد:« امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد. » دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید:« وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟»مرد پاسخ داد:
« وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف و بدانی.»
ناشناس
   
عاشقانه ها 2994
از روزهای رفته نگو
روزهای مانده را تعریف کن
با چند ماه خداحافظی کنم
به چند خورشید سلام
تا بیایی …. ؟!
ناشناس
   
عاشقانه ها 1714
ﺩﻟــﻢ ﻭﻗـﺘـﯽ ﮐــﻪ ﻣـﯽ ﮔــﯿــﺮﺩ ﺗــﻮ ﻣـﯽ ﺁﯾـﯽ ﺑــﻪ ﺩﯾــﺪﺍﺭﻡ
ﺑــﻪ ﻣـﻦ ﺁﻫـﺴﺘـﻪ ﻣـﯿـﮕـﻮﯾـﯽ " ﻋـﺰﯾـﺰﻡ ﺩﻭﺳـﺘـﺖ ﺩﺍﺭﻡ "
ﺳـﺮﻡ ﺑـﺮ ﺷـﺎﻧـﻪ ﺍﺕ ، ﺑــﺎﻭﺭ ﻧــﺪﺍﺭﻡ ﭘـﯿـﺶ ﻣــﻦ ﺑـﺎﺷـﯽ
ﺗــﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧـﻮﺍﺏ ﻣـﯿـﺒـﯿـﻨـﻢ ﺑـﮕـﻮ ﯾـﺎ ﺍﯾـﻦ ﮐـﻪ ﺑـﯿـﺪﺍﺭﻡ ؟
ﻧـﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﮐـﻨـﯽ ﺑـﺎ ﻣـﻬــﺮﺑــﺎﻧﯽ ﮔـﻮﻧـﻪ ﻫــﺎﯾــﻢ ﺭﺍ
ﭼــﻪ ﺭﻗـﺼﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻧـﮕـﺸـﺘـﺖ ﺑـﻪ ﺭﻭﯼ ﺑـﻐـﺾ ﺗـﺐ ﺩﺍﺭﻡ
ﮐـﻨـﺎﺭ ﻟـﺤـﻈـﻪ ﻫـﺎﯼ ﺗـﻮ ﺩﻭ ﻓـﻨـﺠـﺎﻥ ﻗـﻬــﻮﻩ ﻣـﯽ ﺭﯾــﺰﻡ
ﺍﮔــﺮﭼــﻪ ﺗـﻠﺦ ، ﺷﯿـﺮﯾـﻦ ﺍﺳـﺖ ﺑـﺎ ﻟـﺒـﺨـﻨـﺪِ ﻫَــﺮ ﺑــﺎﺭﻡ
ﮐـﺘـﺎﺑـﯽ ﻣـﯿـﮕــﺬﺍﺭﯼ ﺭﻭﯼ ﻣــﯿـﺰﻡ ﻣـﻬــﺮﺑـﺎﻥ ﻣـﻦ
ﻭ ﻣـﯽ ﮔـﻮﯾـﯽ ﺑـﻪ ﺁﺭﺍﻣـﯽ ﮐـﻪ ﺍﯾــﻦ ﻫـﻢ ﺁﺧـﺮﯾـﻦ ﮐﺎﺭﻡ
ﻏــﺮﻭﺏ ﺷﻨـﺒـﻪ ﺍﯼ ﺩﯾـﮕﺮ ﺑـﺮﺍﯾـﻢ ﺷـﻌـﺮ ﻣـﯿـﺨـﻮﺍﻧـﯽ
ﺗـﻤـﺎﻡ ﻫـﻔـﺘـﻪ ﺭﺍ ﻣــﻦ ﺍﺯ ﻫــﻮﺍﯼ ﻋـﺸـﻖ ﺳـﺮﺷـﺎﺭﻡ
ﺗـﻨـﻢ ﺧــﻮﺭﺷـﯿـﺪ ﻣـﯿـﺨـﻮﺍﻫــﺪ ﮐـﻨـﺎﺭ ﺳــﺎﺣـﻞ ﺍﻣـﻨـﺖ
ﻣــﻦ ﺍﺯ ﺷـﺒـﻬـﺎﯼ ﺑــﺮﻑ ﺁﻟـﻮﺩﻩ ﯼ ﺍﯾــﻦ ﺷـﻬـﺮ ﺑـﯿـﺰﺍﺭﻡ
ﺩﻟــﻢ ﺍﺑــﺮﯾـﺴـﺖ ﺍﺯ ﺩﺳــﺖ ﺗـﻤـﺎﻡ ﺑـﯽ ﺗــﻮ ﺑـﻮﺩﻥ ﻫﺎ
ﺍﮔـﺮ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﺑـﯿـﺎﯾـﺪ ﺑــﺎﺯ ﻣـﯽ ﺁﯾـﯽ ﺑـﻪ ﺩﯾــﺪﺍﺭﻡ ؟!
ناشناس
   
تلنگر 261
اگر جاهلان نباشند
چرخ ظالمان نمی چرخد
ناشناس
   
نکته 2201
فاصله ى بين دوباران را سكوت ناودان پر ميكند!
ناشناس
   
حکایت 2895

روزی مردی با مشاهده آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت. در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد. در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیل‌تان را بدهید تا ضوابط کاری‌تان را برای‌تان ارسال کنیم.
مرد گفت: من ایمیل ندارم. مدیر گفت: شما می‌خواهید در شرکت مایکروسافت کار کنید ولی ایمیل ندارید. متاسفم من برای شما کاری ندارم. مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد.
از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید میکرد و در بالای شهر می‌فروخت و با سود حاصل خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد. تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد. یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرداد به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیل‌تان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم. مرد گفت: ایمیل ندارم. مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی می‌شدین. مرد گفت: احتمالآ سرایدار شرکت مایکروسافت بودم......
گاهی نداشته‌های ما به نفع ماست.
ناشناس
   
نکته 2256
هنوز به دیدار خدا می روند ...
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کند ،
خدا در اتومبیل پسری است که
مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهداز فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی ، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟
خدا همین جاست ، نه فقط در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه فقط عربی را !
خدایا دوستت دارم و دوستانم را به تو میسپارم که لحظه ای غم نبینند...
فروغ فرخزاد
   
نکته 693
تنفس : شــــــروع زنــدگیست
عشق :قسمتی از زنــدگیست
دوست خوب: قلب زنــدگیست
گاهی دلگرمی یک دوست آنقدر معجزه میکند
کـه انـگارخـــــدا در زمیـن کنــار تـــــــــوست...!
ناشناس
   
عاشقانه ها 2596
روزهــا بی تـو می گـذرنــد…
و شب ها با تـو نمی گـذرنــد…
تمـام درد مـن ایـن اســت !
ناشناس
   
عاشقانه ها 2702
می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی

من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛

چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است

می توانی عذرا باشی، لیلا بشوی

می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی
ناشناس
   
تلنگر 7153
درد آنجاست که در میان پارگی لباس یک زن
مردم فقط برهنگی او را می بینند و نه فقرش را !
ماهاتما گاندی
   
حکایت 886
خورجین شخصی را دزدیدند و اموال او که درون خورجین بود بر باد رفت.
مردمان به آن شخص بگفتند : سوره یاسین بخوان که با خواندن آن مال پیدا بشود!
مال باخته بگفت : کل قرآن به یک جا درون خورجینم بود.
عبید زاکانی
   
اشعار 4129
بیستون عشق

تـاکـه دل درعـشـق اوازآزمـون آیـد بــرون
آنقـدر گـریم که جای اشک خون آیـد بــرون

گراثـر بخـشد سـرشک لالـه گون دیـده ام
آن نگار سنـگدل با صـدفســون آید بــرون

مـی تــپد دل درمــزارسیـنـۀ سوزان من
گـرخرامان اوچودامن لاله گون آید بــرون

آسمان د یده گان ازاخـتران پر گشته است
تاکه یکشـب آن مۀ زیبا بــرون آید بــرون

تیشۀ عشقـت به سرخواهم زدن فرهادسان
تــا فــغان ونـاله ام ازبیسـتون آید بــرون

بیستون عشق گردد درکف «فکرت» چوموم
اواگر در دلـربـایـی زوفــنـون آیـد بــرون



این غزل سرودۀ یکی ازدوستان ایرانی ام اس که به استقبال غزل «بیستون عشق» سروده بود.
یادش بخیر :

سجده برمحراب غزل دوست:

درفراقـش روزوشـب ازدیـده خون آید برون
کــی زخــانـه آن نـگارپـرفـسـون آید برون

مـی تـپد با یاد او دل در سرای سـیـنه ام
آنـچنان،گـویی که ازسینه کنون آید برون

آنـچـنان درراه عشقـش میدوم باپای سر
تـا که جـانـم ازحــصارانـدرون آید برون

همچوفـرهادآنچنان تیـشه زنم برسر
که باز شیـون شیرین زکاخ بیستـون آید برون

ای صـبا پیغام این عاشق به آن لیلا رسان
تامـبادا اشک عـاشق زین فـزون آید برون

گوبـه لـیلا تـاسخن گوید زهـنگام وصـال
تــاکه مـجنون ازبـیابـان جنـون آید برون

گـوبـده فـرمان زبهــرآزمـون دل شکاف
تـا رقـیـب ازآزمـون خـواروزبون آیـد برون

هان ! به نزد غزل دوست ببـرسجده «عطا»
شعر«فکرت»ازدل غرقه به خـون آید برون
فکرت
   
نکته 236
به یاد داشته باشید که خوشبختی انسان به مقام یا دارایی او بستگی ندارد
خوشبختی تنها به اندیشه او بستگی دارد...
دیل کارنگی
   
گلایه 490
جمله نوشته شده بر دیوار اتاق یک زندانی در بازداشتگاه نازی:
اگر خدا وجود داشته باشد باید برای بخشایش به پایم بیفتد....
هر جا میرویم ظلم میبینیم و همه میگویند:
نگران نباشید ...خدا جای حق نشسته است.......
خدایا میشود از جای حق بلند شوی ...تا حق سر جای خود بنشیند؟؟؟؟
ناشناس
   
عاشقانه ها 2306
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدن اش کلافه ات کرده،
تردید مبهم ات را به یقینی روشن تبدیل می کند:
عاشق شده ای.
ناشناس
   
حکایت 1548
تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید که ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود .
تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند.
تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟
مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد
تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده
ناشناس
   
عاشقانه ها 1257
گرچه ازفرط غرور
اشکم ازدیده نریخت
بعدتولیک پس ازآنهمه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چواز دیده برفت
سالهاست که ازدیده ی من رفتی لیک
دلم از مهرتوآکنده هنوز...
ناشناس
   
شوخی 1283
دختر همسایمون داشت چاقو رو داغ می کرد ...!
بهش گفتم داری چیکار می کنی؟؟؟
گفت میخوام خود کشی کنم!!!
گفتم خو چرا داری داغش میکنی؟؟!!
گفت میخوام ضد عفونیش کنم
.
.
.
.
من که بتادین خوردم زودتراز اون خلاص بشم
ناشناس
   
نکته 905
فرودگاهها بوسه های بیشتری از سالنهای عروسی به خود دیده اند و دیوار بیمارستانها بیشتر از عبادتگاهها دعا شنیده اند
به راستی چرا اینگونه ایم؟؟؟؟
همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است.
ناشناس
   
دل نوشته 2657
آسمــــان غصــه نخـــور!
اشـــک نريز!
شانه ام مرهــــم توست
آسمــــان گريه نکـــن!
دل من مي گيــــرد
در پس پرده ي تنهايي خـــويش ،
مرغ مايوس اميـــدم بخدا مي ميـــرد...
روبرويم بنشين..
تا خـــودم اشـــک پر از حزن تو را پاک کنـــم...
غـــم مـــخور ،
جاي تو مــن مي گريـــم
تو بخنــــد
بايد آرام آرام ،
دست بي مـــنت احساســـم را ،
با نفـــس هاي غــم اشــک تو نمناک کنــم
آسمـــان غصه نخــور !
دل بيچـــاره ي مـــن هم تنـــگ اســت
درعـــوض جنـــس دل آدمهــــا ،
بخـــدا از سنـــگ اســـت
نکـــند، به دل پاک تو هـــم سنــگ زدند؟
به حـرير دل معــصوم تو هم چنگ زدند؟
آسمـــــان اشــــک نـــريــــز
ناشناس
   
لطیفه 560
ﻫﺎﺭﺩﯼ: ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ
ﻟﻮﺭﻝ : ﺑﺎ ﮐﯽ؟
ﻫﺎﺭﺩﯼ: ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺣﻤﻖ،ﺑﺎ ﯾﻪ ﺯﻥ ...
ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻪ؟
ﻟﻮﺭﻝ : ﺧﺐ ﺁﺭﻩ ...
ﻫﺎﺭﺩﯼ: ﮐﯽ؟
ﻟﻮﺭﻝ : ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ
دیگران
   
نکته 1998
آدمها گاهی اوقات گریه می کنند
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که
برای مدت طولانی قوی بوده اند.
هرتا مولر
دیگران
   
دل نوشته 1876
اینکه چقدر از آنروز ها گذشته ،
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم،
یا اینکه هرکداممان کجای ِ دنیا افتاده ایم…
اصلا مهم نیست.. !
باز باران که ببارد ،
هر وقت که میخواهد باشد ،
دلم هوایت را میکند …
ناشناس
   
آرزوها 3676
کاش می شد خنده را، تکثیر کرد
کاش می شد اشک را، تبخیر کرد

کاش می شد زندگی، تحریر کرد
کاش می شد عذر را، تقصیر کرد

کاش می شد عشق را، تقدیر کرد
کاش می شد نقص را، تعمیر کرد

کاش می شد نیمه را، تکمیل کرد
کاش می شد غصه را، تقلیل کرد


کاش می شد مهر را، تجلیل کرد
کاش می شد شعر را، تحلیل کرد

کاش می شد دردرا، تقسیم کرد
کاش می شد هدیه را، تقدیم کرد

کاش می شد قفل دلتنگی، شکست
کاش می شد درب تاریکی، گسست

کاش می شد بین مردم، بود و زیست
کاش می شد مثل باران ها، گریست

کاش می شد از مسیر یار، رفت
کاش می شد از پس دیوار، رفت

کاش می شد با دلی خوش، زنده بود
کاش می شد بنده ای، دل زنده بود

کاش می شد با محبت، جان سپرد
کاش می شد بی توقع، بود و مرد
ناشناس
   
گلایه 367
هر خرابی را می توان درست کرد جز ذات خراب
ناشناس
   
اشعار 4046
نقطۀ انجام


زنده گی یک ترنم ناموزون ؛
یک ساز شکسته وبی فریادست
ترنمش نوای بینواییست
بیصداییست .
زنده گی ؛
یک نقطۀ آغاز
ازیک پس منظر گنگ
تا زایش یک نقطۀ آغاز دگر.
پس از آن
هی رفتن ورفتن
تا نقطۀ انجام
و دگر هیچ ...
فکرت
   
حکایت 1784
دکتر مجیبیان را همه‌ی یزدی ها می شناسند
بزرگ مردی که مردم یزد مدیون خدمات ایشان در پزشکی و نیز در عرصه‌های اجتماعی هستند
دکتر، از مسن ترین کاربران فیس بوک در ایران هستند
در دهه‌ی ۶۰ وزارت بهداشت دولت وقت سمیناری با عنوان
"اهمیت شیر مادر" در یزد تشکیل داده بود
* یکی از سخنرانان، که از حوزه علمیه آمده بوده می گوید:
نوزاد، شیر هرکه را بخورد شبیه او می‌شود.
- دکتر مجیبیان از سخنران بعدی خواهش می‌کند نوبتش را به او بدهد سپس پشت تریبون رفته می‌گوید:
حضار محترم! من در نوزادی شیر بز خورده‌ام، آیا به بز شبیه هستم؟
دکتر سپس با لحن محکمی می گوید
ایکاش همانطور که ما پزشکان در مورد مسائل فقهی اظهار نظر نمی‌کنیم،
فقها هم یاد بگیرند در مسائل پزشکی، اقتصادی، روانشناسی و.... اظهار نظر نفرمایند.
ناشناس
   
شوخی 461
درد و دل دختری با مادرش

دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود


غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر ،مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدو یاسر و ایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی
ناشناس
   
نکته 3189
می خواهی قضاوتم کنی ؟

کفش هایم را بپوش

راهم را قدم بزن

دردهایم را بکش

سال هایم را بگذران

بعد قضاوت کن !
ناشناس
   
نکته 379
گاهی خدا برای حفاظت از شما کسی را از زندگی شما حذف می کند اصراری به برگشتنش نکنید
ناشناس
   
مناجات 733
صدا زد ای خدای جهانیان , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای نیکوکاران , جواب شنید : بله , صدا زد ای خدای اطاعت کنندگان , جواب شنید : بله , این بار صدا زد ای خدای گنهکاران , جواب شنید : بله بله بله , با تعجب گفت : خدایا تورا خدای جهانیان , خدای نیکوکاران , و خدای اطاعت کنندگان خواندم , یکبار فرمودی بله , ولی تو را خدای گنهکاران خواندم , سه بار گفتی بله , حکمتش چیست ? جواب امد : مطیعان به اطاعت خود , نیکوکاران به نیکوکاری خود , و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند , گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند , اگر از درگاه من نا امید گردند , به درگاه چه کسی پناهنده شوند .
ناشناس
   
عاشقانه ها 2682
با تو لبخندم به رنگ یاس هاست
عشق تو زیباترین احساس هاست

یاد تو چون عطر تند رازقیست
با تو ماندن معنی دلدادگیست

یاد تو در گوشه ی قلبم نشست
شیشه ی اندوه دلتنگی شکست

دست هایت را ز دستانم مگیر
این منم در محبس عشقت اسیر

یاد تو ارامش و تسکین من
چشم هایت حسرت شیرین من

بی تو باید از جهان دلسرد بود
یا که همچون شاعری غمگین سرود

شانه هایت کوهی از تاب و توان
نازنین با قلب تب دارم بمان
ناشناس
   
نکته 1199
تنها سرمایه‌گذاری
بدون ریسک و پربازده،
سرمایه‌گذاری بر توانایی های خودتان است...
ناشناس
   
لطیفه 504
یه لره چند وقته حیران مانده كه چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا !!!!!!!!!!!!!
تفکر عمیق یک لر : اگر ادیسون نبود ، باید تو تاریکی تلویزیون نگاه می کردیم !!!!!!!!!!
به لره میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟
میگه معلوم نیست ، ماشینو زدم تو دیوار ، سرهنگه رفته تو کما ، منتظرم برگرده ببینم قبول شدم یا نه !!!!!!!!
دلتنگی یک لر : بی معرفت ما گوشی نداریم ، تو چرا sms نمیدی ؟؟؟؟!!!!!!!!!
کمیته ی امداد از هموطنان لر تقاضا کرده بعد از انداختن سکه در صندوق صدقات سوار آن نشوند !!!!!!!!!!
لره میره تو آسانسور ، می بینه نوشته ظرفیت 12 نفر . با خودش میگه : ای بابا حالا 11 نفر دیگه رو از کجا بیارم ؟!!!!
زلزله در لرستان 89 کشته داشت ، 9 نفر هنگام زلزله 80 نفر هنگام تقسیم چادر !!!!!!!!!!
لره دستش میشکنه به دکترش میگه وقتی دستم خوب شد ، گچشو باز کردم ، میتونم ویولون بزنم ؟
دکتر میگه: آره .
میگه چه خوب ، قبلا نمی تونستم !!!!!!!!!!
وصیت لر به پسرش :
هیچ وقت زن نگیر ، به پسرت هم بگو زن نگیره !!!!!!!
ناشناس
   
نکته 1431
هرگز نگو دنیا به من پشت کرده
شاید تویی که بر عکس نشسته ای
ناشناس
   
نکته 868
ﺷﺪﻡ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ , ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﯾﺎﻥ ...
ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺼﺐ ﻫﺎ , ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻣﺬﻫﺐ ﻫﺎ !
ﯾﮑﯽ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ , ﯾﮑﯽ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﺍﯾﯽ ...
ﯾﮑﯽ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﺵ ﻣﺎﻧﯽ , ﯾﮑﯽ ﺩﯾﻨﺶ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ...
ﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﺍﺳﺖ , ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ
ﻧﺼﺮﺍﻧﯽ ! ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻫﺴﺖ , ﺩﺭ ﺍﯾﻦ
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ... ﺧﺪﺍ ﯾﮑﯽ .... ﻭﻟﯽ ... ﺍﻣﺎ ....
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻓﮑﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ .... ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺎﻟﻖ ﺭﺍ
ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺍﻥ ﺍﺩﯾﺎﻧﯿﻢ !
ﺗﻌﺼﺐ ﭼﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﺬﻫﺐ ؟ ! ﻣﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ ! ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺡ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﺎﺳﺖ ... ﺧﺪﺍ ﮔﺮ
ﻣﻔﺮﺩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ ... ﺳﺘﯿﺰﻩ ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺴﺖ ؟ !
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﻫﺎﺳﺖ
ناشناس
   
دانستنیها 44
27 نکته ارزشمند برای سلامتی شما

27 نکته باارزش برای سلامتی وجود دارد که علم از آن حمایت می‌کند و در به‌کارگیری آنها هیچ‌یک از متخصصان دچار اختلاف نیستند.

وقتی که درباره تغذیه و سلامتی صحبت می‌کنیم، دچار ابهامات زیادی می‌شویم. حتی کارشناسان امر نیز اختلافات زیادی با یکدیگر پیدا می‌کنند. اما همواره نکاتی در باب تغذیه و سلامتی وجود دارد که علم از آن حمایت می‌کند و مورد اختلاف هیچیک از متخصصان نیست.

در اینجا 27 نکته مربوط به تغذیه و سلامت براساس یافته‌های علمی ارائه می‌شود که در زیر می‌خوانیم:

1. نوشیدنی‌های قنددار نخورید

نوشیدنی‌های قنددار، چاق‌کننده‌ترین موادی است که شما می‌توانید وارد بدن خود کنید. نوشیدنی‌های قنددار موجب بیماری‌هایی مانند چاقی، دیابت نوع 2، بیماری‌های قلبی و سایر مشکلات می‌شود.

2. از مغزها و خشکبار استفاده کنید

علی‌رغم اینکه مغزها چربی بسیار بالایی دارند اما به‌طور باورنکردنی مغذی و سالم هستند. این دسته از خشکبار سرشار از منیزیم، ویتامین E، فیبر و مواد مغذی متعدد دیگر است. مطالعات نشان می‌دهد؛ خوردن انواع مغزها کمک به ازدست دادن وزن و مبارزه با دیابت نوع 2 و بیماری‌های قلبی می‌کند. همچنین مغزها کمک به متابولیسم بهتر می‌کنند و 10 تا 15 درصد کالری آنها جذب بدن نمی‌شود.

3. از خوردن تنقلات و غذاهای فرآوری شده بپرهیزید

خوردن تنقلات و غذاهای فرآوری شده بزرگترین علت چاقی و بیماری مردم در دنیای امروز است.

4. از خوردن قهوه نترسید

متاسفانه از قهوه یک اهریمن ساخته‌ شده درصورتی که قهوه برای سلامتی بسیار مفید است. قهوه آنتی‌اُکسیدان بالایی دارد و مطالعات نشان داده کسانی که مرتب قهوه می‌نوشند عمر طولانی‌تری دارند؛ همچنین میزان ابتلا به دیابت نوع 2 ، بیماری‌های پارکینسون، آلزایمر و یک سری دیگر از بیماری‌ها در آنها کمتر دیده می‌شود.

5. ماهی پُرچرب مصرف کنید

تقریبا همه درباره سالم بودن ماهی اتفاق نظر دارند. به‌ویژه ماهی سالمون که سرشار از اسید چرب اُمگا-3 و دیگر مواد مغذی است. میزان ابتلا به بیماری‌های قلبی، زوال عقل و افسردگی در کسانی‌که ماهی زیاد مصرف می‌کنند، کم است.

6. به‌اندازه کافی بخوابید

خواب ناکافی باعث مقاومت انسولین می‌شود و همچنین هورمون‌های اشتها را دستخوش تغییرات زیادی کرده و کیفیت عملکرد فیزیکی و روانی را کاهش می‌دهد.

7. با خوردن فیبر و پروبیوتیک‌ها از روده‌های خود مراقبت کنید

گاهی اوقات باکتری‌های موجود در روده را به‌عنوان یک ارگان فراموش شده از یاد می‌بریم درصورتی که باکتری‌ها به‌شدت برای جنبه‌های مختلف مربوط به سلامتی مهم به‌شمار می‌آیند. اختلال در باکتری‌های روده یکی از عوامل بیماری‌های مزمن جدی مانند چاقی است. برای جبران، بهتر است از غذاهای فیبردار و پروبیوتیک استفاده کنید مانند ماست و کلم ترش. فیبر نیز برای باکتری‌های روده مانند یک سوخت خوب عمل می‌کند.

8. مقداری آب بنوشید، مخصوصا قبل از غذا

نوشیدن آب کافی، منافع متعددی دربردارد. آب 24 تا 30 درصد در بهبود متابولیسمی که در یک تا یک‌ونیم ساعت اتفاق می‌اُفتد، تاثیر دارد.

9. گوشت را نسوزانید و زیاد نپزید

گوشت یک منبع مهم برای تامین پروتئین است و مواد مغذی زیادی دارد اما اگر زیاد پخته و یا سوزانده شود، خواص مفید خود را از دست می‌دهد. ضمن آنکه گوشت سوخته شده کمک به تشکیل ترکیب‌های مضر کرده و خطر سرطان را افزایش می‌دهد.

10. قبل از خواب در معرض نور بسیار روشن نباشید

نور زیاد باعث می‌شود تولید هورمون خواب به نام ملاتونین دچار اختلال شود.

11. اگر آفتاب زیاد حس نمی‌کنید، از ویتامین D3 استفاده کنید

ویتامین D باید از نور خورشید دریافت شود اما مشکل زندگی امروز اینست که بسیاری از افراد نمی‌توانند خیلی در معرض نور خورشید باشند. براساس داده‌های سال‌های 2005 و 2006، حدود 41.6 درصد از جمعیت آمریکا کمبود ویتامین D دارند.

12. میوه و سبزیجات بخورید

خوردن میوه و سبزیجات پیش فرض سلامتی هر فردی به حساب می‌آید. آنها پُر از فیبر پروبیوتیک، ویتامین، مواد معدنی و انواع آنتی‌اُکسیدان‌ها و سایر اثرات بیولوژیکی قوی هستند.

13. پروتئین کافی بخورید

پروتئین کافی موجب از دست دادن وزن می‌شود و از طریق مکانیسم‌های متعدد عمل می‌کند.

14. ورزش‌هایی برای سلامتی قلب انجام دهید و یا زیاد راه بروید

انجام ورزش‌های ایروبیک یکی از بهترین فعالیت‌هایی است که برای سلامتی ذهن و جسم لازم است. همچنین چربی شکم و چربی را که اطراف اُرگان‌های بدن را فراگرفته آب می‌کند.

15. سیگار، موادمخدر و الکل مصرف نکنید

16. روغن زیتون خوب بخورید

روغن زیتون سالم‌ترین چربی روی سیاره زمین است که سرشار از چربی‌های اشباع نشده سالم و آنتی اکسیدان‌های قوی است و با التهاب مبارزه می‌کند.

17. شکر کمتری به غذاهای خود اضافه کنید

مقدار کم شکر بد نیست اما مقدار زیاد آن برای متابولیسم بدن خوب نیست.

18. کربوهیدرات های تصفیه شده زیاد نخورید

کربوهیدرات‌های تصفیه شده به شدت فرآوری شده‌اند و همه فیبرهای آن جدا شده و مواد مغذی آنها کم بوده و می‌تواند برای بدن مضر باشد.

19. از چربی اشباع شده نترسید

درست است که چربی اشباع شده، کلسترول خون را بالا می‌برد اما کلسترول HDL خون را که برای کاهش بیماری‌های قلبی لازم است را نیز بالا می‌برد.

20. وزنه‌های سنگین بالا ببرید

21. از چربی‌های ترانس مصنوعی بپرهیزید

چربی‌های ترانس مصنوعی برای سلامتی قلب مضر بوده و موجب التهاب می‌شود.

22. سبزیجات و ادویه‌جات زیادی مصرف کنید

سبزیجات و ادویه‌جات خاصیت ضد التهابی و آنتی اکسیدان دارند بنابراین باید تا جایی که امکان دارد آنها را در کنار غذاهای خود مصرف کنید.

23. ارتباطهای اجتماعی خود را حفظ کنید

ارتباطهای اجتماعی علاوه بر سلامت روان بر سلامت جسمی نیز موثر است.

24. همیشه بر مقدار انرژی مصرفی بدن خود نظارت و کنترل داشته باشید

25. اگر شکم برآمده دارید، خود را از شر آن خلاص کنید

چربی دور شکم بیشترین مشکلات را به‌وجود می‌آورد. اساسا یکی از شاخص‌های سلامتی، اندازه دور کمر است.

26. رژیم نگیرید

رژیم به هیچ‌وجه موثر نیست و در طولانی مدت بی‌اثر است.

27. تخم‌مرغ بخورید و زرده آن را بیرون نریزید

تخم‌مرغ غذای کاملا مغذی است که گاهی به آن مولتی ویتامین طبیعت می‌گویند.
ناشناس
   
نکته 2592
آیا بیشعور با احمق برابر است؟!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست ...بیمار است....
معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.

کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.

کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بیشعور است.

کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.

این ها بیشعورند...

حالا یا از نوع احمق بیشعور
یا از نوع پرفسور بیشعور....

احمق بودن درد ندارد؛
درمان هم ندارد،
ربطی هم به شعور ندارد،
بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی..از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد..

بیشعوری واگیر دارد..
هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.

یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند.

کتاب بیشعوری از خاویر کرمنت
دیگران
   
نکته 124
یک دختر با شکستن یک ناخنش نه تای دیگه رو کوتاه میکنه
ببین دلش بشکنه چیکار میکنه
ناشناس
   
نکته 1871
فرض کنید به شما این امکان را میدهند که از بین اين سه نفر یک پيشوا برای دنیا انتخاب کنید که بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کرده
، صلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد...
بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید؟
(قبل از اون یک سوال : شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید ...
زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد , سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است . از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه
با تجربه علمی که دارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟
آیا به او میگویید سقط کند؟)
فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان
شخص اول :
او با سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند ، از فالگیر غیب گو و منجم مشورت میگیرد در کنار زنش دو معشوقه دارد شدیدا سیگاری بوده و روزی هم ده لیوان مشروب میخورد.
شخص دوم :
از دو محل کار اخراج شده ، تا ساعت 12 ظهر میخوابد در مدرسه چند بار رفوزه شده در جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد ، بی تحرک و چاق است.
شخص سوم :
دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده ، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل است به سیگارومشروب دست نمیزند و در گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده
به چه کسی رأی میدهید؟
اینها بیوگرافی واقعی این افراد معروف میباشند!
کاندید اول : فرانکلین روزولت رییس جمهور فقید آمریکا
کاندید دوم : وینستون چرچیل نخست وزیر باهوش انگلستان
کاندید سوم : آدولف هیتلر خون خوارترین رهبر تاریخ
چه درسی میگیریم؟ کمتر قضاوت کنیم...‌
راستی خانم حامله فراموش نشود!
اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید باید بدانید که لودویگ فان بتهوون موسیقیدان معروف را به کشتن دادید!!!
ناشناس
   
نکته 266
دزد بزرگ دزد کوچک را به نام قانون سر می برد
آلبر کامو
   
نکته 2282
در دنیایی که روزی روح خودم مرا ترک میکند انتظار از

دیگران نباید داشت....!
دکتر شریعتی
   
عاشقانه ها 2715
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غريب
حافظ
   
شوخی 692
هیچوقت امیدتون رو از دست ندین ....
کپک هیچوقت فکر نمی کرد پنی سیلین بشه!
ناشناس
   
عاشقانه ها 2535
کیستی ای مهربان ترین؟
کیستی که من
این گونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم...

کلید قلبم را
در دستانت می گذارم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم
و سربر شانه‌ی تو
این چنین آرام
به خواب می روم؟

کیستی که من
این گونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!

کیستی که من
جز او
نمی بینم و نمی یابم ؟!!

دریای پشت کدام پنجره ای؟
که این گونه شایدهایم را گرفته ای
زندگی را دوباره جاری نموده ای
پر شور

زیبا

و

روان

دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم
جان می گیرد
و هر لحظه تعبیری می گردد از
فردایی بی پایان
در تبلور طلوع ماهتاب
باعبور ازتاریکی های سپری شده...

کیستی

ای مهربان ترین؟
احمد شاملو
   
نکته 921
یکی از بازیهای مورد علاقه بعضی از مردم بازی با آبروی دیگران است.
ناشناس
   
نکته 426
تنفس: شروع زندگیست
عشق:قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب: قلب زندگیست
گاهی دلگرمی یک دوست آنقدر معجزه میکند
که انگارخدا در زمین کنار توست.
ناشناس
   
نکته 934
کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود؛
همه صداها آهنگ بود،همه حرف ها ترانه..........
"زنده یاد علی حاتمی"
دیگران
   
نکته 1606
واقعا برایم جالب است که بدانم، آیا خداوند برای آفرینش جهان هیچ حق انتخابی هم داشته است؟!
آلبرت انیشتین
   
نکته 2415
ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ،
وقتی نخلی را می خواهند قطع کنند میگویند بکشش
ﺟﻨﻮﺑﯽ ﻫﺎ بیشتر میدانند
ﮐﻪ ﭼﻪ میگویم...
ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ، ﻧﺒﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ...
ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺁﻥ همچون ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ، ﻧﻔﺮ ﺍﺳﺖ...!
ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ میمیرد، ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ میزنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ میشود...!
ﺍﻣﺎ ﻧﺨﻞ، ﻧﻪ ! ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯼ میمیرد...
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ!
ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﻣﺠﺘﻬﺪﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ...
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ...
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ! ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ...
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ناشناس
   
حکایت 2442
روزی ناصرالدین شاه قاجار وهمرامانش رفتند باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت نظر شاه را جلب کرد. فورا کاغذ و قلم برداشت و شروع به کشیدن آن گل نمود. نقاشی که تمام شد، آن را به مستوفی الممالک نشان داد وگفت:
چطور است؟
-قربان خیلی خوب است.
بعد اقبال الدوله: قربان حقیقتا عالی است.
و بعد اعتمادالسلطنه: قربان نظیر ندارد
و بعد یکی دیگر: این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است.
و نوبت به ضیاالدوله رسید: حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناک تر است!
همه حضار خندیدند.
بعد از آن که خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت:
وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموس ها مملکت را اداره کنم.
ناشناس
   
نکته 106
آن که امروز را از دست می دهد ! فردا را نخواهد یافت
هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست.
ناشناس
   
اشعار 4105
دل آدم چـــرا پــرخـون زعشـقست
یکی لیـــلا یکی مجنون زعشقست
یــکـی سـر می نهــد بر حلقــۀ دار
سراسر این همه افسون زعشقست
فکرت
   
نکته 1653
زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه ساخته بود به شدت از این کار بسیارصدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه اش اسف بار دید از کار خود پشیمان شد و خواست این عمل زشت را جبران کند...سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید، تا بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.
حکیم به او گفت: «به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.»
آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.
فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور،
آن زن رفت ولی 4 تا پر بیشتر پیدا نکرد. مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت، انداختن آن پرها بسیار کار ساده ای بود ،ولی باید بدانی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست ،همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد، ولی جبران کامل آن غیر ممکن است...
ناشناس
   
نکته 623
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
ناشناس
   
دل نوشته 3077
گمان میکردم
پرواز را آموخته ام !
.
.
حال آنکه
تنها ;
از آسمانِ نگاهت
سقوط میکردم !!
.
آن زمان که
به دیگری دل باختی .
ناشناس
   
دانستنیها 3081
کَشتی نوح نام یک کشتی در داستان‌های کتب مقدس در دین‌های ابراهیمی است. بنا بر این داستان‌ها، نوح پیامبر به فرمان خدا این کشتی را ساخت تا خود، خانواده خود، کسانی که بوی ایمان آورده بودند و نمونه‌ای از هر حیوان را از پیامدهای طوفان نوح نجات دهد. بر اساس تورات و قرآن، نوح پیامبر دستور ساخت کشتی بزرگی را از سوی یهوه (الله در قرآن) دریافت کرد که ساخت آن سالها طول کشید، کشتی می‌بایست آنقدر بزرگ می‌بود که علاوه بر آدمیان (خویشان و پیروان نوح) از همه گونه جاندار، جفتی نیز در کشتی جای بگیرد تا بعد از پایان سیل بزرگ ادامه حیات بر روی زمین ممکن باشد. کشتی بعدها بر روی قله کوه آرارات نشست. هنوز برخی از باستانشناسان به جستجو برای یافتن بقایایی از این کشتی ادامه می‌دهند. در بین تمدنهای میانرودان نیز داستانی مشابه وجود داشته است.
این داستان در بخش‌های ۶ تا ۹ کتاب پیدایش، اولین کتاب از تورات یهودیان، کتاب مقدس مسیحیان و قرآن (سوره‌های ۱۱ و ۷۱) آمده و نسخه‌های دیگری از آن نیز دیگر منابع دیده می‌شود.
داستان مذکور منجر شده تا تحقیقات بسیاری از سوی پیروان ادیان ابراهیمی برای یافتن بقایای کشتی نوح، به خصوص در منطقه آرارات انجام شود. در سال ۲۰۰۷ تیمی با حمایت کلیسای مسیحی تکه چوب‌هایی در ارتفاعات قله آرارات در ترکیه پیدا کرد. هرچند تیم جستجوگر مدعی شد که ٪۹۹/۹ مطمئن است که کشتی نوح را یافته است ولی باستان شناسان این ادعا را با توجه به شواهد علمی موجود مورد تردید فراوان دانسته‌اند.
ناشناس
   
ضرب المثل 1760
روسی:
بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.
ناشناس
   
نکته 1462
حالا فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمیریزند.اين دنيا ارزش برگشتن ندارد.
ناشناس
   
دل نوشته 2978
قدیما ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮﺻﻲ ﻧﺒﻮﺩ ﺣﺘﻲ ﺣﻤﺎﻣﺶ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭼﺸﻢ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻫﺮﺯﻩ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﺎﻱ ﻛﺴﻲ ﺟﻠﻮ ﻛﺴﻲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻟﻲ ﭘﺸﺖ ﭘﺎ ﺯﺩﻥ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺣﺮفی ﺗﻮی ﺩﻟﻬﺎ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ،ﺣﺮﻓﻲ ﻫﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺑﺮﮔﺮ ﻭ ﭼﻨﺠﻪ ﻭ ﺑﺨﺘﻴﺎﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩ،ﮊﻟﻪ ﻭ ﭘﺎﻱ ﺳﻴﺐ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻧﻮﻥ ﻭ ﭘﻨﻴﺮ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭﺝ ﻛﻼﺳﺶ ﺗﻮﻱ ﺳﺒﺰﻱ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺗﺮﺷﻲ ﻭ ﺁﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻧﮓ ﺳﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺎﻧﺘﻮﻫﺎﻱ ﺭﻧﮕﺎﻧﮓﻧﺒﻮﺩ، ﭘﻴﺮﻫﻦ ﺷﻴﻚ ﻭ ﺑﻲ ﺧﻂ ﻭ ﻳﻘﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﺮ ﭼﻲ ﺑﻮﺩ ﺗﻮﻱ ﺑﻘﭽﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﻴﺮﻫﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻫﺮﭼﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩ، ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻳﻪ ﺑﭽﻪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﻴﺪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﭘﻮﻟﻲ ﻧﺒﻮﺩ، ﻭﻟﻲ ﺩﻟﻬﺎ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ
ﻭﻟﻲ ﺍﻻﻥ شاید ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﻳﻢ،شایدﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻫﺮ ﭼﻲ ﺑﺨﻮﺍﻳﻢ ﻣﻴﺨﺮﻳﻢ، ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻢ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﻛﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ .
افسوس که دیگه دل خوش نداریم........
ﻛﺎﺵ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﺧﺮﻳﺪﻧﻲ ﺑﻮﺩ،ﻛﺎﺵ ﻣﻴﺸﺪ، ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺭﻭ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﻛﺮﺩ .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﺪﻳﻤﻴﺎ ﻣﺜﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﻛﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ...
قديما شبا بالا پشت بوم ميخوابيديم و ستاره ها رو می شمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود ...
اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمريم ...
قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنيای رنگی ...
اين روزا تلويزيونای رنگی و سه بعدی و يه دنيای خاكستری ...
قديما اگه نون و تخم مرغ تموم ميشد ، راحت می پريديم و زنگ همسايه رو هر ساعتی از شبانه روز می زديم و كلی باهاش می خنديديم ...
اين روز ها اگه همزمان ، درب واحد اونا باز شه بر ميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليك كنيم ...
قديما از هر فرصتی استفاده می كرديم كه با دوستان و فاميل ارتباط داشته باشيم چه با نامه چه كارت پستال و چه حضوری ...
اين روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ، ارتباط با هم نداريم ...
قديما تو يه محله جديد هم كه می رفتيم با دقت و اشتياق به همه جا نگاه می كرديم ...
اين روزها دنيا را از پشت دوربينای عكاسی و فيلمبرداری می بينيم ...
قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگه با فک و فامیل ...
این روزا پر از تعطیلی ، ولی کو پدربزرگه؟
کو اون فامیل؟
کو اون خونه ؟
قديما توی قديما موند...
ناشناس
   
دانستنیها 310
آشنایی با خواص گیلاس
گیلاس؛ میوه کوچک تابستانی، بسیار خوشمزه، مفید ،آبدار کروی با دمى بلند و یا کوتاه بوده و دارای گوشت لطیف، ترد و شیرین به رنگ‌های مختلف از زرد تا قرمز پر رنگ با هسته‌ای گرد و سفت است.
درخت خزان پذیر و برگ‌ریز گیلاس ، با نام علمی " Cerasus avium " ، بدون خار ، با ارتفاع کوتاه ، شاخه‌های صاف بدون خار و قرمز رنگ مایل به قهوه‌ای ، برگ‌های سبز تقریباً درشت لبه‌دار و دارای میوه گوشت‌دار با گونه‌های متعدد است که تقریباً در تمام کشو‌رهاى جهان آن را مى‌شناسند و احتمالاً بومی منطقه‌ای بین دریای سیاه و دریای خزر است و در زمان‌های قدیم به اروپا برده شده است.
خواص دارویی گیلاس:
1• گیلاس سرشار از ترکیبات آنتی‌اکسیدانی بوده، از این‌رو روند پیری را به تاخیر می‌اندازد.
2• احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی را کاهش می‌دهد.
3• فلاوونووئیدهای موجود در گیلاس، ‌از ایجاد هر گونه آسیب‌ توسط رادیکال‌های آزاد پیشگیری می‌کنند.
4• درمان مناسبی برای آرتریت، رماتیسم، واریس و دردهای مفصلی است.
5• از گیلاس می‌توان به عنوان ماسک زیبایی استفاده کرد و چین و چروک‌های پوست را کاهش داد.
6• برای کلیه‌ها مفید است و به دفع سموم از بدن کمک می‌کند.
7• سوخت ساز بدن را افزایش داده و به هضم غذا کمک می‌کند.
8• سیستم اعصاب را تسکین داده و با تولید هورمون شادی در بدن، احساس بهتری را در ما ایجاد می‌کند.
9• دارای چربی کم و فیبر زیاد است و برای تصفیه خون در سیستم گوارشی بسیار مفید است.
10• برای کارکرد منظم قلب، روده و معده نیز بسیار مفید است.
11• قوای فکری را تقویت می‌کند.
12• افرادی که زیاد گوشت استفاده می‌کنند و خون آنها اسیدی است می‌توانند از گیلاس استفاده کنند به دلیل اینکه خون را قلیایی می‌کند.
13• برای کاهش وزن مفید است.
14• دارای مقدار فراوانی ویتامین ‌C است.
15• چربی اشباع شده در گیلاس بسیار کم است و کلسترول ندارد
ناشناس
   
عاشقانه ها 3708
استخوان سر فرهاد فرو ریخت ز هم
دیده اش در ره شیرین نگران است هنوز
عبرت نائینی
دیگران
   
نکته 874
گله هارابگذار!
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هي شِكوه كني!
زندگي چشم ندارد كه ببيند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتي نيست كه صرف گله وناله شود!
تابجنبيم تمام است تمام!!
مهرديدي كه به برهم زدن چشم گذشت....
ياهمين سال جديد!!
بازكم مانده به عيد!!
اين شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نيست كه نيست!!
***زندگي گاه به كام است و بس است؛
زندگي گاه به نام است و كم است؛
زندگي گاه به دام است و غم است؛
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگي معركه همت ماست...زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به نان است و كفايت بكند؛
زندگي گاه به جان است و جفايت بكند‌؛
زندگي گاه به آن است و رهايت بكند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگي صحنه بي تابي ماست...زندگي ميگذرد...
زندگي گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگي گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگي گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
و چه به ناز...
زندگي لحظه بيداري ماست...زندگي ميگذرد.
ناشناس
   
نکته 584
انسانهای احمق خطرناکند.
سوزان کالینز
دیگران
   
مناجات 1570
برای کسانی که به شما حسادت میکنند اینگونه دعا کنید
پروردگارا ...
اگر در این دنیا کسی هست ،
که طاقت دیدن سعادت مرا ندارد ،
چنان به او سعادت بده ...
که سعادت مرا از یاد ببرد ...
ناشناس
   
  شناسنامه shenasname.com
افزودن مطلب به سایت
از
 
مطالب جدید
لطیفه
مناجات
نکته
هنر
گلایه
پند و اندرز
آرزوها
اشعار
تلنگر
توکل
حکایت
خواص گیاهان دارویی
دل نوشته
دوستی
دانستنیها
سخن بزرگان
شوخی
ضرب المثل
عاشقانه ها
 
 
  شناسنامه shenasname.com