شناسنامه shenasname.com
سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است
  شناسنامه shenasname.com
صفحه اصلی
فکرت
فروغ فرخزاد
فریدون فرخزاد
فریدون مشیری
فرانکلین
فرانسیس بیکن
فرخی یزدی
فردوسی
قیصر امین پور
لقمان
لئو تولستوی
ملا محسن فیض کاشانی
مهدی اخوان ثالث
مولانا
میشل فوکو
ماهاتما گاندی
مارک تواین
مارتین لوتر کینگ
محمود دولت آبادی
محمد رضا عالی پیام (هالو)
نیما یوشیج
نیچه
چگوارا
ناپلئون
چارلی چاپلین
چارلز دیکنز
ناشناس
نسرین بهجتی
نظامی گنجوی
هلن کلر
هگل
ولتر
ویلیام شکسپیر
وینستون چرچیل
ویکتور هوگو
وحشی بافقی
ژان پل سارتر
کنفوسیوس
گوته
گابریل گارسیا مارکز
پائولو کوئیلو
پاستور
پروفسور مجید سمیعی
پروفسور محمود حسابی
پروین اعتصامی
آل پاچینو
آلبر کامو
آلبرت انیشتین
آندره ژید
آگاتا کریستی
آبراهام لینکلن
آرمان ایزدی
افلاطون
اقبال لاهوری
امانوئل کانت
اوریانا فالانچی
ایرج میرزا
ابو سعید ابوالخیر
ابو علی سینا
ابوالقاسم حالت
احمد شاملو
ارنست همینگوی
اسکار وایلد
استیو جابز
استیون هاوکینگ
بهلول
بودا
بیل گیتس
بالزاک
برتراند راسل
تهمینه میلانی
توماس ادیسون
جامی
جرج برنارد شاو
حافظ
حسین پناهی
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه عبدالله انصاری
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
خسرو شکیبایی
دیل کارنگی
دیگران
دکتر فرهنگ هلاکویی
دکتر الهی قمشه ای
دکتر حسابی
دکتر شریعتی
دالای لاما
داستایوفسکی
رهی معیری
رومن رولاند
زیگموند فروید
زکریای رازی
زرتشت
سقراط
سهراب سپهری
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
سامرست موام
سروانتس
سعدی
شهریار
شیخ بهایی
شاپورتهرانی
شاتوبریان
صائب تبریزی
صادق هدایت
صبوری تبریزی
علی اکبر دهخدا
عبید زاکانی
عزت الله انتظامی
عطار نیشابوری
   شناسنامه shenasname.com
حکایت 3677
ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﻭ ﺭﺍهی ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ !

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ، ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﻓﺖ؟ ‏»

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﻔﺖ :
ﺁﻗﺎ، ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟

ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺑﺎﺯﻱ ﻧﺰﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ، ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺍﺣﻤﻖ،ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﺪﺍﻣﺴﺖ؟؟؟

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ . ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟

ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﻭﺍﻝ ﮐﺮﺩ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻣﺮﺩ ﺳﻮﻡ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .

ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯼ؟
ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ؟

ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :
ﻓﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ … ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ…

ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﮐﺘﮏ ﺯﺩ .
ناشناس
   
نکته 3611
در بيمارستان ها وقت شام و ناهار ، غذاها خيلي متفاوت است .

به يك نفر سوپ، چلوكباب و دسر مي دهند

و به يك كسي فقط سوپ مي دهند

و به يك نفر حتي سوپ هم نمي دهند و مي گويند كه فقط آب بخور

به يك كسي مي گويند كه حتي آب هم نخور

جالب است كه هيچ كدام از اين بيماران اعتراض ندارند

زيرا آنها پذيرفته اند كه كسي كه اين تشخيص ها را داده است طبيب است و آن كسي كه طبيب است حكيم است .

پس اگر خدا به يك كسي كم داده يا زياد داده ،
شما گله و شكوه نكنيد كه چرا به او بيشتر داده اي و به من كمتر داده اي .

اين كارها روي حساب و حكمت است..
همه اینها درست البته بشرطی که ما تنبلی و سهل انگاری خودمان را به پای حکمت خداوند قرار ندهیم.

پس همان طور که از پزشک و حکیم تشکر میکنیم شکر گذار خدا نیز باش
ناشناس
   
دانستنیها 369
چرا عرق سوز می شویم و راه پیشگیری و درمان آن چیست؟
میلیاریا (miliaria) که عرق‌سوز نیز خوانده می‌شود، به علت انسداد غدد عرق در پوست ایجاد می‌گردد. ضایعات آن به شکل وزیکول‌های (تاول‌های پوستی کوچک پر از مایع که ممکن است در عرض چند ساعت ظاهر شده و ناپدید گردند) قرمز کوچک هستند که معمولا بر روی قسمت‌های پوشیده بدن ایجاد می‌شوند.

علائم عرق‌سوز
بروز وزیکول‌ها به صورت گروهی یا بثورات قرمز بدون وزیکول در مناطقی از بدن که زیاد عرق می‌کند.
این وزیکول ها معمولا همراه با خارش و سوزش شدید و احساس داغی هستند.

برآمدگی‌های کوچک قرمز ناشی از افزایش دما اغلب بیشتر در افراد مسن و کودکان دیده می‌شود، اما می‌تواند برای هر کسی و در هر سنی بروز کند.

علت عرق سوز شدن
اغلب کودکان وقتی پوست‌شان عرق‌سوز می ‌شود که والدین‌شان لباس‌های خیلی گرم به آنها بپوشانند. به همین علت است که به پدران و مادران جوان توصیه می ‌شود که لباس‌های خیلی گرم به کودکان‌شان نپوشانند.

یک لباس معمولی مانند لباس افراد عادی کافی است تا کودکان در دمای عادی مانند بزرگسالان فعالیت کنند. به طور معمول، غدد عرق کودکان مانند بزرگسالان هنوز به خوبی رشد پیدا نکرده است، بنابراین ممکن است به راحتی در چین‌های بدن‌شان آثار عرق‌سوز شدن دیده شود.

این جوش‌ها اغلب در سه تا چهار روز بهبود می ‌یابند، ولی اگر پس از گذشت این زمان هنوز جوش‌ها باقی بودند و کودک شما تب کرد، لازم است با یک پزشک مشورت کنید. عرق‌سوز شدن بر اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید به وجود نمی ‌آید، بلکه زمانی ایجاد می ‌شود که گرمای بیش از اندازه‌ به بدن برسد و بدن با تولید بسیار زیاد عرق، واکنش نشان ‌دهد.
جلوگیری از عرق‌سوز شدن در بزرگسالان
* از لباس‌های چسبناک یا تنگ یا پلاستیکی نباید استفاده کرد.

* لباس اطراف ناحیه عرق سوز باید آزاد باشد، یا بر روی منطقه مبتلا دستمال خنک بگذارید و اجازه دهید در معرض هوا خشک شود.

* اگر سابقه عرق سوز شدن دارید، از آفتاب سوختگی خود را حفظ کنید، زیرا واکنش التهابی بدن نسبت به آفتاب سوختگی ممکن است شعله‌ور کننده حمله جدید عرق‌سوز باشد.

* از محیط‌های گرم و مرطوب دوری کنید.

* در آب و هوای گرم و مرطوب تا بهبود عرق سوز، فعالیت خود را کاهش دهید.

* رفتن شخص به یک محیط خنک‌تر و قرار دادن قسمتی از بدن که عرق سوز شده در معرض هوا، به رفع مشکل کمک می‌کند.

جلوگیری از عرق‌سوز شدن در نوزادان
* نوزادان را خشک و خنک نگه دارید. در هوای گرم یا هوای مرطوب، لباس نخی خنک و عرق گیر به آن‌ها بپوشانید.
* نوزادان را در فضایی قرار دهید که تهویه هوای مناسب داشته باشد یا از پنکه با دور آرام استفاده کنید، ولی آن را در فاصله دور از پنکه قرار دهید تا حدی که فقط یک باد ملایم به کودک برسد.

* کرم و پماد به پوست آن‌ها نمالید. این مواد جلوی عرق سوز شدن آن‌ها را نمی‌گیرد، بلکه فقط روزنه‌های پوستشان را می بندد.
استفاده از لباس نخی خنک از عرق سوز شدن پوست جلوگیری می کند.

درمان پوست عرق سوز شده:
درمان پوست عرق سوز شده هم کار آسانی است:

مرحله‌ی اول برای درمان پوست عرق سوز شده :
محل عرق سوز شده را با آب و صابون بشویید. سپس با ضربات آرام حوله، خشکش کنید.

مرحله‌ی دوم برای درمان پوست عرق سوز شده :
به محل مورد نظر یک لایه‌ی نازک پماد آنتی بیوتیک، یا اسپری ضد عفونی کننده بزنید، تا از عفونی شدنش جلوگیری کرده و به درمانش کمک کرده باشید.

مرحله‌ی سوم برای درمان پوست عرق سوز شده :
پوست تحریک شده را با گاز یا باند استریل بپوشانید. و هر ۲۴ ساعت یکبار تعویضش کنید.

توجه:
اگر به طور کامل از ساییده شدن محل مورد نظر جلوگیری کرده‌اید، اما تحریک پوستتان بیش از دو روز ادامه داشت، به سراغ مراقبت‌های پزشکی بروید.

نکته:
استفاده از پمادهای ویتامین A و D هم به بهبود سوزش محدوده‌ی عرق سوز شده و کاهش اصطحکاک کمک می‌کند.
ناشناس
   
ضرب المثل 2164
آسیاب به نوبت:
رفت روزی زاهدی در آسیاب
آسیابان را صدا زد با عتاب
گفت دانی کیستم من گفت :نه
گفت نشناسی مرا، ای رو سیه
این منم ، من زاهدی عالیمقام
در رکوع و درسجودم صبح وشام
ذکر یا قدوس ویا سبوح من
برده تا پیش ملایک روح من
مستجاب الدعوه ام تنها وبس
عزت مارا نداند هیچ کس
هرچه خواهم از خدا ، آن میشود
بانفیرم زنده ، بی جان میشود
حال برخیز وبه خدمت کن شتاب
گندم آوردم برای آسیاب
زود این گندم درون دلو ریز
تا بخواهم از خدا باشی عزیز
آسیابت را کنم کاخی بلند
برتو پوشانم لباسی از پرند
صد غلام وصد کنیز خوبرو
میکنم امشب برایت آرزو
آسیابان گفت ای مردخدا
من کجا و آنچه میگویی کجا
چون که عمری را به همت زیستم
راغب یک کاخ و دربان نیستم
درمرامم هرکسی را حرمتیست
آسیابم هم ، همیشه نوبتیست
نوبتت چون شد کنم بار تو باز
خواه مومن باش و خواهی بی نماز
باز زاهد کرد فریاد و عتاب
کاسیابت برسرت سازم خراب
یک دعا گویم سقط گردد خرت
بر زمین ریزد همه بار و برت
آسیابان خنده زد ای مرد حق
از چه بر بیهوده می ریزی عرق
گر دعاهای تو می سازد مجاب
با دعایی گندم خود را بساب...
مولانا
   
نکته 2123
تصور کنید که بعنوان نوزادی ناخواسته و حاصل یک رابطه جنسی بی سر و ته، در روستایی بسیار فقیرنشین و در دامن یک مادر بدبخت که کلفت خانه های مردم است، دیده به جهان بگشایید، بدون آنکه وجود پدر را دور و برتان احساس کنید…؛
تصور کنید که در بچگی مادرتان آنقدر فقیر است که حتی توان خرید یک لباس ساده را برایتان ندارد و مجبورید گونی سیب زمینی بپوشید، طوری که بچه های همسایه دائم شما را مسخره کنند و به شما بخندند…؛
تصور کنید که در سن کودکی، مادربزرگتان مجبورتان کند کارهای سخت انجام دهید و همیشه بخاطر ساده ترین اشتباهات شما را کتک بزند و شما هم هیچ پناهی نداشته باشید که در دامنش گریه کنید…؛
تصور کنید که از سن نه سالگی دائم مورد تجاوز اطرافیان قرار بگیرید، دایی ها، پسر دایی ها، دوستان خانوادگی و کلاً همه. طوری که اولین فرزندتان را در سن چهارده سالگی و پس از نه ماه مشقت بدنیا آورید، آن هم یک نوزاد مرده…؛
تصور کنید که خواهر و برادری دارید که سرگذشتی کمابیش مشابه شما دارند، خواهرتان از اعتیاد زیاد به کوکایین بمیرد، و برادرتان از ابتلا به ایدز…؛
تصور کنید که مادرتان آنقدر فقیر است که نمیتواند شما را بزرگ کند و از پس هزینه های اندک شما برآید، و مجبور شود شما را به یک مرد غریبه بسپارد تا بزرگتان کند…؛
تصور کنید که آن مرد غریبه، یک ارتشی بسیار سخت گیر باشد که تصمیم دارد از همان بچگی به شما نظم و ترتیب را یاد بدهد و دائم تنبیه کند و دستور دهد، ولی شما مجبورید او را بابا صدا کنید…؛
تصور کنید که در میان این همه بدبختی، سیاه پوست هم هستید، یک آمریکایی-آفریقایی، آن هم در حدود چهل پنجاه سال پیش که اوج نژادپرستی و نفرت از سیاه پوستان است…؛
تصور کنید که حدود چهار دهه از آن روزگار گذشته باشد…؛
الان چه کار می کنید؟ چه بر سرتان آمده است؟
بله درست حدس زدید؛
الان قدرتمند ترین زن جهان هستید! محبوب ترین، پولدار ترین، با نفوذ ترین، و تنها میلیاردر سیاه پوست!؛
همه شما را بعنوان صاحب بزرگترین خیریه جهان، پر طرفدار ترین مجری تلویزیون، و برنده جوایز متعدد سینما و تلویزیون می شناسند…؛
سیاستمداران، هنرپیشگان، ثروتمندان و همه آدمهای بزرگ و معروف فقط دوست دارند با شما مصاحبه کنند…؛
در دانشگاه ایلینوی، زندگینامه شما تدریس می شود، در قالب یک درس با عنوان خودتان…؛
یک قصر در کالیفرنیا دارید به مساحت هفده هکتار که از یک طرف به اقیانوس ختم می شود و از طرف دیگر به کوهستان. همچنین ویلایی دارید در نیوجرسی، آپارتمانی در شیکاگو، کاخی در فلوریدا، خانه ای در جورجیا، یک پیست اسکی در کلورادو، پلاژهایی در هاوایی و …؛
با درآمد سالانه حدود سیصد میلیون دلار، و دارایی حدود سه میلیارد دلار، بعنوان ثروتمند ترین زن خودساخته جهان شهرت دارید…؛
آنچه خواندید خلاصه ای بود از سرگذشت مجری بزرگ تلویزیون، اپرا وینفری
ناشناس
   
نکته 1644
در زندگی بعدی من میخواهم در جهت معکوس زندگی کنم !
با مردن شروع میکنی و میبینی که همه چیز خیلی عجیب است...
سپس بیدار میشوی و میبینی که در خانه سالمندان هستی!
...و هر روز که میگذرد حالت بهتر میشود...!
بعد از مدتی چون خیلی سالم و سرحال میشوی از آنجا اخراجت میکنند!
بعد از آن میروی و حقوق بازنشستگی ات را میگیری و وقتی کارت را شروع میکنی در همان روز اول یک ساعت مچی طلا میگیری و یک میهمانی برایت ترتیب داده میشود !!!
میهمانی ای که موقع بازنشستگی برای شما میگیرند و به شما پاداش یا هدیه میدهند
40 سال آزگار کار میکنی تا جوان شوی و از بازنشستگی ات لذت ببری...!
سپس حال میکنی و الکل مینوشی و تعداد زیادی دوست دختر خواهی داشت و کمی بعد باید خودت را برای دبیرستان آماده کنی !!!
در دبیرستان روزگار خوشی را سپری می کنی . سپس دبستان
برای دبستان رفتن آماده میشوی و بعد از آن تبدیل به یک بچه میشوی و بازی میکنی و هیچ مسوولیتی نداری...سپس نوزاد میشوی و آنگاه به دنیا می آیی !
در این مرحله 9 ماه را باید به حالت معلق در یک آب گرم مجلل صفا کنی که دارای حرارت مرکزی است و سرویس اتاق هم همیشه مهیا است، و فضا هر روز بزرگتر میشود، واااای!
و در پایان شما با یک ارضاء به پایان میرسید...!
کدام پایان زیبا تر است؟
این که گفتم یا این:می بینید که حق با بنده است !!!
ناشناس
   
نکته 2281
سر کلاس استادمون گفت : پشت یک مرد موفق یک زن بوده
یکی از بچه ها پرسید پشت یک زن درمانده و بی پناه کی بوده ؟
استاد جوابی نداد و به بهانه ای کلاس را ترک کرد اما جوابش را همه میدانستیم ...
یک نامرد ...
شاید استاد ما هم یک نامرد بوده ...
رومن رولاند
   
نکته 2258
قبلاً خانمها می گفتند دکتر محرم آدمه.
بعد گفتن روحانی مسجد محرمه.
.
.
.
.
.
.
بعدش کم کم عکاس و فیلمبردار و عاقد و پسرخاله و برادر شوهر و شوهر خواهر و همکار و رئیس هم محرم شدن....
الان که فقط موقع نماز چادر می پوشند ظاهراً فقط خدا نامحرمه!
ناشناس
   
سخن بزرگان 202
روزگار به من آموخت که در این دنیا از هیچ چیز نباید تعجب کرد...
سامرست موام
   
دل نوشته 2557
سینه ای کو که بر آن سر بنهم
شانه ای تا که برآن ریزم اشک
آه..... ای آنکه غم عشقت نیست
میبرم بر تو و برقلبت رشک....
ناشناس
   
نکته 2668
چندی پیش سوار تاکسی شدم.
راننده تاکسی مرد محترمی بود که ۶۰سال سن داشت و بسیارشاد بود
او با مسافران با شادی برخورد میکرد
یکی از مسافران از او پرسید با وجود ترافیک و شغلی که خسته‌ کنندست چطور میتواند شاد باشد
جواب راننده برایم جالب بود. گفت رمز موفقیت در زندگی را یافته.
مسافران مشتاقانه پرسیدند این رمز چیست؟
گفت من 4فرزند دارم
2دختر و 2پسر که همه تحصیل کرده اند در حالیکه هرگز به درسشان رسیدگی نکردم
گفت رمز موفقیتش این بوده که بشدت هوای همسرش را داشته و به او توجه و محبت خاص میکرده و فقط نیازهای همسرش را برآورده کرده است.
گفت همسرش را همیشه خوشحال و راضی نگه میداشت و درعوض همسرش همیشه پرانرژی بود و با تمام قوا به بچه‌ها و منزل و هر کار دیگری رسیدگی میکرد.
میگفت زنها تواناییهای موازی دارند و میتوانندچند کار را در منزل باهم مدیریت کنند. کافیست آنها را راضی و خوشحال و تحت توجه و محبت کافی نگه داری تا هر کاری از آنها بربیاید.
او معتقد بود اگر باطری قلب همسرتان را شارژ نگه دارید میتوانید با آرامش به کارتان رسیدگی و باخوشبختی زندگی کنید. چون همسرش از جان و دل، بقیه امور را سرپرستی خواهد کرد.
بنظرمن حق با اوست
رمز موفقیت او میتواند، رمز موفقیت بسیاری از مردها باشد.
زن!
موي مش كرده،
ابروي برداشته،
لبانِ قرمز نيست.
زن!
لباسِ سفيد
شب باشكوه عروسي،
بوي خوشِ قرمه سبزي،
قرار‌هايِ تاريكي‌ كوچه پشتي‌، تويِ يك ماشين نيست.
زن!
پوكي استخوان،
يك زنِ پا بماه،
حال تهوع،
استفراغ درد‌هاي زايمان،
مادر بچه‌ها نيست.
زن!
عصايِ روز‌هاي پيري،
پرستار وقتِ مريضي نیست.
زن!
وجود دارد؛
روح دارد؛
قدرت،
جسارت.
پا به پاي يك مرد، زور دارد.
عشق
اشك
نياز
محبت
يك دنيا آرزو دارد.
زن... هميشه... همه جا... حضور دارد.
و اگر تمام اينها يادت رفت، تنها يك چيز را به خاطر داشته باش:
كه هنوز هيچ مردي پيدا نشده
كه بخواهد در ايران جایِ يك زن باشد...!
ناشناس
   
شوخی 2153
6 واقعیت دنیا :
😏😏😏😏😏😏


1.شما نمیتوانید صابون روی چشمانتان بریزید
😭😭😭😢😢😭

2.شما نمیتوانید موهایتان را بشمارید
👦👦👦👦

3.شما نمیتوانید از بینی خود نفس بکشید، زمانیکه زبانتان بیرون است
😛
😝
😜
😁.
..
.
4.شما مورد سوم را انجام دادید!
👍
👏
👏
👏
5- ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﯾﺪ،ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﺪﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪﺍﻣﺎﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﻭﻓﺎ ﺷﺪﯾﺪ
😋
😋
😋
😋

6- ﺍﻻﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯿﺪ،ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ
😅
😅
😂

سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سیا سیا سیا سیا سیا سیا سیا
سیا سیا سیا سیا سیا سیا سیا سیا
سیا سیا سیا سیا سیا سیا سیا سیا
😋
😋
😋
😋

1-شما آنقدر تنبل هستيد كه اين 40 تا سيا رو نخوندين
😩
😫
😫
😫
.
2-شما آنقدر سهل انگارهستيد كه متوجه نشدید يكي از آن ها سينا ميباشد
😜
😜
😜
😜
3-شما آنقدر ساده هستيد كه رفتيد بالا و پيدا نكرديد
😳😳😳😳😳😝

😝😝😝😝😝😆😆

4-من شما را سر كار گذاشتم

😅😅😅😅😅😋😋😙😙

5-داريد ميسوزيد

😡😡😡😡😡😡👍👌



6-بي مزه هم خودتي!
:-P

:-P

:-P

😂😂😂😂😂😂😂😂
😂😂😂😂


7-از اينكه شما را سركار گذاشتم خوشحال باشيد!






😉
😉
😉
😉
8-الان نفهميديد كه خوشحال رو اشتباه نوشته بودم

😝😝😝😝😝😝😝😝? ?😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😝😆😆😆😆😆😆😆😆😆




9-بازم رفتيد چك كرديد ولي من بازم سركارتون
گذاشتم
😆😆😆😆😆😆😆😂😂😂😂😂😭😭😭😭


واسه همه بخونین یخورده لبخند بیارین رو لباشون.
ناشناس
   
حکایت 3697
حضرت موسی به عروسی دو جوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت و حجله عروس و داماد دید!!!
از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟

عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی در میان بستر این دو جوان خوابیده و من باید در زمان ورود و همبستر شدن آنها در این حجله جان هر دو را به امر پروردگار در اثر نیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دو جوان نیکوکار و مومن قومش رفته و صبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا در حال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!!

از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.
موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟
جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید.
بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید او نیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. با خجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و او در هنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت با پیامبر خدا در اولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت.
وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ما هردو دیشب را تا اکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.
جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.
ناشناس
   
نکته 1100
بعضی ها هر جا که میروند باعث شادی می شوند...
و یک عده زمانی که آنجا را ترک می کنند...
اسکار وایلد
   
گلایه 1254
هرچه را با عشق پیدا میکنی گم میشود،
دل بروی هرکسی وا میکنی گم میشود،
روزهای زندگی را با هزاران آرزو،
یک به یک وقتیکه فردا میکنی گم میشود،
عمر مثل یک پرنده در قفس جان میدهد
صحبت از آزادیش تا میکنی گم میشود،
راز خیلی از بزرگی ها به کوچک ماندن است
رود را وقتی که دریا میکنی گم میشود،
با همه زیبائی اش رسم بدی دارد قطار،
هرچه را آنی تماشا میکنی گم میشود،
زندگی را بیش از این مانند من جدی نگیر،
تا وصالش را تمنا میکنی گم میشود !!!
"احمد کامیاب"
دیگران
   
دل نوشته 531
می گویند ساده ام...!
می گویند از پشت کوه آمده!
انگار نمی دانند،
هر روز صبح از پشت کوه
خورشید طلوع می کند...
ناشناس
   
آرزوها 2463
کاش آدمها یکم جرات داشتن گوشیو بر می داشتن و زنگ میزدن و میگفتن. ببین . دلم برات تنگ شده واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم 
ناشناس
   
عاشقانه ها 925
ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر
تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر ..
چشم مستت را بنازم ، تازه از راه آمدم
بعد ازین جامی که دادی ، باز هم جامی دگر
تا مگر مستانه بر گیرم قلم ، وز راه دور
باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر
رو که زین پس از کبوتر عاشقی آموختم
گر نشد بام تو ، جویم دانه از بامی دگر
ای " امید " از مستی و از عشق برخوردار شو
خوشتر از ایام مستی نیست ایامی دگر
خنده ی خورشید را هر صبح دانی چیست رمز ؟
گوید از عمرت گذشت ای بی خبر شامی دگر ..
مهدی اخوان ثالث
   
نکته 356
یاد بگیریم
در شادی علت باشیم نه شریک
در غمها شریک باشیم نه علت
ناشناس
   
لطیفه 209
مهریه جدید خانمها
1394 لیتر بنزین ! آیا وکلیلم ؟
عروس رفته بشکه بیاره !!!
ناشناس
   
نکته 196
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
ناشناس
   
دل نوشته 2174
فریاد می زنم،دستهایم را به شیشه ها می کوبم، خودم را به دار می آویزم ،تنها و تنها، تنها برای دفاع از فردیت از دست رفته، برای احترام به آنچه به تمسخر می گیرند . دیگر استاد شده ام در رها کردن این ماهیها ، تو را هم به درود ای ماهی ، با زحمت هر چه تمام تر تو را از این گل و لای ، با دستهای خودم گرفتم ، این دستها ، دستهایی که ماهیت خود را از دست داده اند ، اینها دیگر چیزی نمی گیرند ،بلکه فقط رها می کنند ، بله رها می کنند تمام آن چیزی را که زمانی همه چیزم بود ،تنها و تنها، تنها چند لحظه، چند لحظه ای را هم به من بسپار ، انتظاره بی جاییست؟ تو هیچ می دانی من چند برابر تو این وجود لغزنده را تحمل کرده ام ؟ تو هیچ می دانی چند بار به زانو درآمدم ؟ هیچ از اشکهای این پسر خبر داری ؟ هیچ از سوالهایی که مرا به زانو در آوردند می دانی ؟ هیچ می دانی من کیستم ؟ من نویسنده ای هستم که کاغذ گیر نیاورده است و بر روی دستمال توالت می نویسد ، به چه امید و انگیزه ای ،در حقیقت خود از آن نیز بی خبرم !! تا آنجا که به یاد دارم ، این تصاویر درهم بر هم بود که مرا به نوشتن وا داشت، و فقط نوشتن ، نه نوشتن به امید خوانده شدن ، نه ، این چیزی نیست که بتوان به طور رسمی به آن نوشته گفت . همانطور که گفتم ، یکی از سرگرمی هایم کشیدن خط دور تصاویریست که گاه خود نمی دانم از کجا آمده اند ، اما راستش را که بخواهی ، زجرم می دهند . این افکار شبها به من هجوم میاورند ، مرا از پا در می آورند. وقتی به زانو در بیایی تازه می فهمی که تمام آن چیزی که هست همان هیچ است . متاسفانه اینجا طوفانی در کار نیست که بالهای یک پروانه موجب تغییر تو شود، کاش بود ، کاش هر کس به یکسو پرتاب می شد ، بهشت چیست‌ ؟ دیگر چه می خواهی ؟! اینجا ستونها درست همان جایی هستند که باید باشند ، و حدس بزن موقعیت من کجاست ؟ کنار گوشهای تو ، گوشهایی که حتی به سختی می شنوند، و چه می گویم‌ ؟ می گویم خودت را از برق بکش و دیگر وصل نباش .
سپهر روشن
دیگران
   
نکته 1502
زندگی سخت ساده است
وما به سادگی
سخت زندگی میکنیم...
ناشناس
   
دل نوشته 3069
در خیالات خودم
در زیر بارانی
که ....
نیست
می رسم با تو به خانه
از خیابانی
که ....
نیست
می نشینی روبرویم
خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت
توی فنجانی
که ....
نیست
باز می خندی
و
می پرسی
که ....
حالت بهتر است ؟
باز
میخندم
و می گم
خیلی ..........
گرچه می دانی
که....
نیست
شعر می خوانم برایت
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم
توی گلدانی
که ....
نیست
وقت رفتن می شود
با بغض می گویم
نرو
پشت پایت اشک می ریزم
توی ایوانی
که ....
نیست
می روی
و
خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها می شوم
با یاد مهمانی
که ....
نیست
ناشناس
   
نکته 2389
سیف فرغانی شاعر روزگار مغول که منتقد اجتماعی بود.این شعر از معروفترین یادگارهای اوست که مخاطبش مغول ها هستند

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! به نیکی خوهم دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
دیگران
   
نکته 3715
من نمیگویم کسی « بی درد » نیست
هر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

لیک می گویم که فصل سوختن،
آب را هم می توان آموختن...

« خنده ها » را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان « ترمیم » کرد...

گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول « بیمه » کرد...

« عشق » با لبخند مردم، زنده است
زندگی هم با « تبسم » زنده است..
ناشناس
   
تلنگر 3035
یک تحویلداربانک میگفت
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه .
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ !
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟ !
ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه ! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ !
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭﻧج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ ...
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ :
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ..
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ !
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ ...
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ !
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﭘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺣﻼﻝ ﻣﺸﮑﻼﺗﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ
ﭘــﺪﺭ است که ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﺪﺍﺭد ﻭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻳش ﻧﻴﺴﺖ ....
ﺑﻲ ﻣِﻨَﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﺮﻳﺒﮕﻲ ﻫﺎﻳش ﻣﻲ ﮔﺬﺭد ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺷد ...
ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳش ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻲ ﮐﻨد...
خدایا بالاتر از بهشتت چه داری برای پدرم میخواهم.
ناشناس
   
نکته 3138
مهربانی گرچه کمیاب است ، اما باز هست
بال در خون خفته را ، پنداری از پرواز هست

کوچه های شهر خاموشند ، اما گوش کن!
گاه گاهی نغمه ای از ناله های ساز هست

عاشقی تابوست ، اما لابه لای واژه ها
عشق را مستور کن ، امید یک آغاز هست

گریه را تاکید بسیار است ، اما دیده ام
بر لب خاموش دل ، لبخند یاس و ناز هست

مهربانی بهترین کیش است ، بی آزار باش
با نگاهی مهربان ، امکان هر اعجاز هست

لحظه ای اندیشه کن بر مردم آنسوی شهر
خانه های فقر را ، دریای درد و راز هست
ناشناس
   
دل نوشته 2503
اهاي رفيق
روي نبودنت هم ميتوان حساب كرد
يادت مي ارزد ب تمام كساني ك بودنشان بوي بيزاري ميدهد
ناشناس
   
ضرب المثل 823
داماد كه نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.
(ضرب المثل فرانسوی)
ناشناس
   
دل نوشته 2476
یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام
امــروز هـم مطابق معمـــــول ناتمــــام

خوش كرده ام كنارتو دل وا كنم كمی
همسایه ی همیشه ی ناآشنا؛سلام

ازحال و روز خودكه بگویم،حكایتی است
بـی صفحه زندگانــی بـی روح و كم دوام

جــویای حـــال از قلــم افتاده هـــا مباش
ایام خوش خیالی و بی حالی ات،به كام!

دردی دوا نمی كنــد از متن تشــنه ام
چیزی شبیه یک دل در حــال انهــــدام

در پیشگــاه روشــن آییــنه می زنـــم
جامی به افتخــــار تو با بــاد روی بــام

باشد برای بعد اگــــر حرف دیگری است
تا قصه ای دوباره از این دست، والسلام!
ناشناس
   
پند و اندرز 191
بعضی زخمها هست
که هر روز صبح باید
روشون رو باز کنی ، نمک بپاشی
..تا یادت نره
دیگه سراغ بعضی آدما نباید رفت !!
حسین پناهی
   
دانستنیها 44
27 نکته ارزشمند برای سلامتی شما

27 نکته باارزش برای سلامتی وجود دارد که علم از آن حمایت می‌کند و در به‌کارگیری آنها هیچ‌یک از متخصصان دچار اختلاف نیستند.

وقتی که درباره تغذیه و سلامتی صحبت می‌کنیم، دچار ابهامات زیادی می‌شویم. حتی کارشناسان امر نیز اختلافات زیادی با یکدیگر پیدا می‌کنند. اما همواره نکاتی در باب تغذیه و سلامتی وجود دارد که علم از آن حمایت می‌کند و مورد اختلاف هیچیک از متخصصان نیست.

در اینجا 27 نکته مربوط به تغذیه و سلامت براساس یافته‌های علمی ارائه می‌شود که در زیر می‌خوانیم:

1. نوشیدنی‌های قنددار نخورید

نوشیدنی‌های قنددار، چاق‌کننده‌ترین موادی است که شما می‌توانید وارد بدن خود کنید. نوشیدنی‌های قنددار موجب بیماری‌هایی مانند چاقی، دیابت نوع 2، بیماری‌های قلبی و سایر مشکلات می‌شود.

2. از مغزها و خشکبار استفاده کنید

علی‌رغم اینکه مغزها چربی بسیار بالایی دارند اما به‌طور باورنکردنی مغذی و سالم هستند. این دسته از خشکبار سرشار از منیزیم، ویتامین E، فیبر و مواد مغذی متعدد دیگر است. مطالعات نشان می‌دهد؛ خوردن انواع مغزها کمک به ازدست دادن وزن و مبارزه با دیابت نوع 2 و بیماری‌های قلبی می‌کند. همچنین مغزها کمک به متابولیسم بهتر می‌کنند و 10 تا 15 درصد کالری آنها جذب بدن نمی‌شود.

3. از خوردن تنقلات و غذاهای فرآوری شده بپرهیزید

خوردن تنقلات و غذاهای فرآوری شده بزرگترین علت چاقی و بیماری مردم در دنیای امروز است.

4. از خوردن قهوه نترسید

متاسفانه از قهوه یک اهریمن ساخته‌ شده درصورتی که قهوه برای سلامتی بسیار مفید است. قهوه آنتی‌اُکسیدان بالایی دارد و مطالعات نشان داده کسانی که مرتب قهوه می‌نوشند عمر طولانی‌تری دارند؛ همچنین میزان ابتلا به دیابت نوع 2 ، بیماری‌های پارکینسون، آلزایمر و یک سری دیگر از بیماری‌ها در آنها کمتر دیده می‌شود.

5. ماهی پُرچرب مصرف کنید

تقریبا همه درباره سالم بودن ماهی اتفاق نظر دارند. به‌ویژه ماهی سالمون که سرشار از اسید چرب اُمگا-3 و دیگر مواد مغذی است. میزان ابتلا به بیماری‌های قلبی، زوال عقل و افسردگی در کسانی‌که ماهی زیاد مصرف می‌کنند، کم است.

6. به‌اندازه کافی بخوابید

خواب ناکافی باعث مقاومت انسولین می‌شود و همچنین هورمون‌های اشتها را دستخوش تغییرات زیادی کرده و کیفیت عملکرد فیزیکی و روانی را کاهش می‌دهد.

7. با خوردن فیبر و پروبیوتیک‌ها از روده‌های خود مراقبت کنید

گاهی اوقات باکتری‌های موجود در روده را به‌عنوان یک ارگان فراموش شده از یاد می‌بریم درصورتی که باکتری‌ها به‌شدت برای جنبه‌های مختلف مربوط به سلامتی مهم به‌شمار می‌آیند. اختلال در باکتری‌های روده یکی از عوامل بیماری‌های مزمن جدی مانند چاقی است. برای جبران، بهتر است از غذاهای فیبردار و پروبیوتیک استفاده کنید مانند ماست و کلم ترش. فیبر نیز برای باکتری‌های روده مانند یک سوخت خوب عمل می‌کند.

8. مقداری آب بنوشید، مخصوصا قبل از غذا

نوشیدن آب کافی، منافع متعددی دربردارد. آب 24 تا 30 درصد در بهبود متابولیسمی که در یک تا یک‌ونیم ساعت اتفاق می‌اُفتد، تاثیر دارد.

9. گوشت را نسوزانید و زیاد نپزید

گوشت یک منبع مهم برای تامین پروتئین است و مواد مغذی زیادی دارد اما اگر زیاد پخته و یا سوزانده شود، خواص مفید خود را از دست می‌دهد. ضمن آنکه گوشت سوخته شده کمک به تشکیل ترکیب‌های مضر کرده و خطر سرطان را افزایش می‌دهد.

10. قبل از خواب در معرض نور بسیار روشن نباشید

نور زیاد باعث می‌شود تولید هورمون خواب به نام ملاتونین دچار اختلال شود.

11. اگر آفتاب زیاد حس نمی‌کنید، از ویتامین D3 استفاده کنید

ویتامین D باید از نور خورشید دریافت شود اما مشکل زندگی امروز اینست که بسیاری از افراد نمی‌توانند خیلی در معرض نور خورشید باشند. براساس داده‌های سال‌های 2005 و 2006، حدود 41.6 درصد از جمعیت آمریکا کمبود ویتامین D دارند.

12. میوه و سبزیجات بخورید

خوردن میوه و سبزیجات پیش فرض سلامتی هر فردی به حساب می‌آید. آنها پُر از فیبر پروبیوتیک، ویتامین، مواد معدنی و انواع آنتی‌اُکسیدان‌ها و سایر اثرات بیولوژیکی قوی هستند.

13. پروتئین کافی بخورید

پروتئین کافی موجب از دست دادن وزن می‌شود و از طریق مکانیسم‌های متعدد عمل می‌کند.

14. ورزش‌هایی برای سلامتی قلب انجام دهید و یا زیاد راه بروید

انجام ورزش‌های ایروبیک یکی از بهترین فعالیت‌هایی است که برای سلامتی ذهن و جسم لازم است. همچنین چربی شکم و چربی را که اطراف اُرگان‌های بدن را فراگرفته آب می‌کند.

15. سیگار، موادمخدر و الکل مصرف نکنید

16. روغن زیتون خوب بخورید

روغن زیتون سالم‌ترین چربی روی سیاره زمین است که سرشار از چربی‌های اشباع نشده سالم و آنتی اکسیدان‌های قوی است و با التهاب مبارزه می‌کند.

17. شکر کمتری به غذاهای خود اضافه کنید

مقدار کم شکر بد نیست اما مقدار زیاد آن برای متابولیسم بدن خوب نیست.

18. کربوهیدرات های تصفیه شده زیاد نخورید

کربوهیدرات‌های تصفیه شده به شدت فرآوری شده‌اند و همه فیبرهای آن جدا شده و مواد مغذی آنها کم بوده و می‌تواند برای بدن مضر باشد.

19. از چربی اشباع شده نترسید

درست است که چربی اشباع شده، کلسترول خون را بالا می‌برد اما کلسترول HDL خون را که برای کاهش بیماری‌های قلبی لازم است را نیز بالا می‌برد.

20. وزنه‌های سنگین بالا ببرید

21. از چربی‌های ترانس مصنوعی بپرهیزید

چربی‌های ترانس مصنوعی برای سلامتی قلب مضر بوده و موجب التهاب می‌شود.

22. سبزیجات و ادویه‌جات زیادی مصرف کنید

سبزیجات و ادویه‌جات خاصیت ضد التهابی و آنتی اکسیدان دارند بنابراین باید تا جایی که امکان دارد آنها را در کنار غذاهای خود مصرف کنید.

23. ارتباطهای اجتماعی خود را حفظ کنید

ارتباطهای اجتماعی علاوه بر سلامت روان بر سلامت جسمی نیز موثر است.

24. همیشه بر مقدار انرژی مصرفی بدن خود نظارت و کنترل داشته باشید

25. اگر شکم برآمده دارید، خود را از شر آن خلاص کنید

چربی دور شکم بیشترین مشکلات را به‌وجود می‌آورد. اساسا یکی از شاخص‌های سلامتی، اندازه دور کمر است.

26. رژیم نگیرید

رژیم به هیچ‌وجه موثر نیست و در طولانی مدت بی‌اثر است.

27. تخم‌مرغ بخورید و زرده آن را بیرون نریزید

تخم‌مرغ غذای کاملا مغذی است که گاهی به آن مولتی ویتامین طبیعت می‌گویند.
ناشناس
   
دل نوشته 2548
آن روزها
با باران
رفتاری مادرانه داشتی
وقتی می آمد
هول می شدی
به استقبالش می رفتی
روی گونه هایت می نشاندی اش
به او اجازه می دادی
روی موهایت سرسره بازی کند
گاهی هم
در یقه ات
خوابش می کردی
این روزها اما
سقف خانه ات را بیشتر دوست داری
چتری که
من هیچ وقت برایت نخریدم را....
و ماشینی که
برف پاکنش
شبیه دست های وقت رفتن
تکان می خورد
این روزها
باران از تو ناامید شده
و به چشم های من پناه آورده
ناشناس
   
نکته 1730
خوشبختي، لذت مشتركي است كه حاصل ياري بدون چشم داشت به ديگران است.
هلن کلر
   
عاشقانه ها 2673
عشق چیزیست که بی حوصله باور نشود
و بجز با غمِ بسیار، مقدّر نشود❤️

نونهالیست که حتی چو شکوفا بشود
خونِ دل گر نخورد، سبز و تناور نشود❤️

اشکِ عشق ار به وفا در صدفِ سینه رود
جز به صبرِ دلِ باران زده، گوهر نشود❤️

گوهری خفته بر آن سینه ی اقیانوس است
که به یک چشمه ی کم عمق، شناور نشود!❤️

مرد خواهد که دلِ خویش به دریا بزند
و ز موجی که زند، بددل و کافر نشود❤️

عشق را سینه بباید که بیاراید خوب
وز نگاهِ هوس آلودِ تو، زیور نشود❤️

عشق گر در دلِ شیدای کسی حک بشود
ز غباری که وزد، تار و مکدّر نشود❤️

نتوان گفت که عاشق شده آن مردی که
برسد بر طلبِ سینه و پرپر نشود❤️

غصه ی عشق بجز جلوه ی زیبایی نیست
که به چشمانِ هوسباز، مُصوّر نشود❤️

عشق در پاکترین جایِ جهان می روید
و بجز در بغلِ یار، میسّر نشود❤️

تار و پودِ غزلم سخت ز هم می پاشد
عشق گر در وسطِ حادثه، محور نشود❤️

شعر باید که فقط عشق ببارد از او
گر که شاعر بجز این گفت، سخنور نشود ❤️
ناشناس
   
پند و اندرز 4141
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
حافظ
   
عاشقانه ها 344
" ای که گفتی به نگاهم ، نخی از مخمل و از ابریشم
سال ها هست؛ که هر دم به تو می اندیشم

به تو آری، به تو یعنی ، به صمیمیت دور
من و آیینه و بی تابی و تو ، عشق بلور

تو نه سایه ، نه خیالی و نه چون تصویری
تو مثل معجزه ای شاد ، ولی دلگیری

ای که گفتی به نگاهم نخی از مخمل و از ابریشم
تو همینجا و من هر دم به تو می اندیشم

به تو و زل زدنت های تو از دور به من
تا به سیری برسم؛ ثانیه ای پلک نزن

من و لبخند و سکوت و یه بغل حرص نگاه
تو به آیینه ی دل حک شدی از جنس یه آه....

من و هر لحظه نفس، آه... نفس نیست؛ تویی!
قلب من مثل قفس؛ باز قفس نیست؛ تویی!

تو اگر چند شب است آفت جانی داری
من و عشق تو و یک عمر به شب بیداری...

به گمانت که چه آسان به دلم پی بردی
راست گفتی! مگر اندازه ی من خون خوردی؟!

بله انگار سکوتم به نگاهت فهماند
یک نفر مثل خودت عاشق دیدارت ماند

من نه مثل تو، نه!من مثل شبی بی تابم
ماه اینجاست ؛ ولی من نگران ، بی خوابم

ای که گفتی به نگاهم نخی از مخمل و از ابریشم!
تو همان لحظه ی نابی به تو می اندیشم!

به تو و عشق تو در آیینه ی حس خدا!
به رسیدن به دل آینه و قاب دعا.

به همه حرف و الفبا که شده ورد لبت!
آن صفا ، آینه و شور شبانگاه شبت!

همه یکسر نفس ساده ای از جنس یه حس
عاشقی جرم و جفا نیست؛ به انکار برس!

راستی!!! آن شبح هر شبه از عشق من است!
شده لبریز و سراسر همه جا عشق یه دست...."

( لاله نظری)
دیگران
   
نکته 12
به زندگی فکر کن
ولی برای زندگی غصه نخور
دیدن حقیقت است
ولی درست دیدن فضیلت
ادب خرجی ندارد
ولی همه چیز را می خرد
با شروع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی
مهربان باش و دوست بدار
شاید فردایی نباشد
شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد...
ناشناس
   
اشعار 4004
دل به دریا زدم به قصد گریز
پایم اما به سنگ خاره گرفت

موج و گرداب بود و ساحلِ تو
زورق باورم کناره گرفت

راهِ گُم را دوان دوان رفتم
پایِ من سبقت از سواره گرفت

برف بر شاخهُ درختان بود
که دلم مژدهُ بهاره گرفت

به همان سرعتی که آمده بود
رفت و در قلب من شراره گرفت

دست تقدیرِ لعنتی کج بود
یک یک از شام من ستاره گرفت

شد خزان و امید من پژمرد
بند جان را به یک اشاره گرفت

روز در چشم خلق خندیدم
در خفا بغض من دوباره گرفت

چشم من تا به کی به راهش بود
دست من تا سحر شماره گرفت

دیده تا کم نیاورد در اشک
مدد از ابر پاره پاره گرفت

شده ام مشتِ استخوانی هیچ
عشقش از جان من عصاره گرفت

از تنم دست عافیت کوتاه
از وجودم دلیل و چاره گرفت

مُلک او بود ساحت این دل
نقد جان را چرا اجاره گرفت
آرمان ایزدی
   
نکته 1122
زندگی ساعت شنیست
گاه لازم است زیر و رو شود
ناشناس
   
نکته 102
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد
ناشناس
   
آرزوها 3196
‌كاش ميدونستيم رسيدن مهم نيست موندن مهمه
كاش ميدونستيم ارامش مقصد نيست ، يك راهه
كاش درك ميكرديم ادمها نيستن كه ناراحتمون ميكنن ، انتظارات ماست كه كارا رو خراب ميكنه
كاش ياد ميگرفتيم به جاى حال ادما رو گرفتن ، حال خوب بديم
كاش يكي بهمون ميگفت اخم نكن انقد جدي نباش وقتي مردي به اندازه كافي جدى ميشي
كاش متوجه بوديم زندگي داره ميره و نميتونيم بگيم وايسا من ميخوام پياده شم
كاش بفهميم كه چقدر حرف زدن با خدا خوبه اما گاهي به ذهنمون يه خاموشى بديم تا موسيقيه بى كلام خدا رو بشنويم
حالا هم دير نشده
با عشق درخت زندگي رو ابيارى ميكنيم تا به جاى تمام اين حسرت ها ، شور و هيجان سبز بشه .
ناشناس
   
لطیفه 681
روزى جوانی نزد بزرگى رفت و گفت: عرضی دارم
بزرگ گفت عرضت را بگو
جوان عرضش را گفت.
.
.
.
.
.
.
.
.
سپس به جوان گفت : طولت را هم بگو
جوان طولش را نیز بگفت
و بدین ترتیب مساحت جوان را اندازه گرفت
ناشناس
   
عاشقانه ها 1470
چشمهايت را دوست دارم !
چشمهايت نجيب است
شبيه ماده اسبى جوان رها شده در دل دشت !
نگاهت دريايى ست سه بعدى كه تمام عاشقانه ها
در آن موج مى زند !
شرم هايت را دوست دارم
وقتى شعرى از من مى شنوى و حواست را
به بى ساحل ترين دريا پرت مى كنى !
بى تابى ات را دوست دارم
وقتى نامه هايم را تنهايى باز مى كنى !
سرخ شدن هاى پى در پى ات را
كه انگار تازه به سن بلوغ رسيده اى !
تو اى سرخ ترين سيب زندگانى ام
آيا مى دانستى من هنوز سر از عاشقى ات در نياورده ام
و ماه به ماه ، آفتاب به آفتاب
براى چشمهايت ستاره الك مى كنم ؟!
" بهرنگ قاسمى "
دیگران
   
نکته 2605
فقر چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 📢
.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
💄
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ
ﺑﮕﯿﺮﯼ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.

ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ
ناشناس
   
دانستنیها 140
یک نوشیدنی‌ برای کسانی که زیاد فکر می‌کنند.
مصرف حریره‌ای از جو پوست کنده همراه با شکر و بادام نیز برای رفع یبوست مفید است. یبوست در طب سنتی به مادر بیماری‌ها مشهور است چرا که عدم اجابت مزاج صحیح موجب تجمع مواد زائد در بدن می‌شود.
شیر بادام علاوه بر اینکه به رفع یبوست کمک می‌کند, برای کسانی که کارهای فکری زیاد دارند, بسیار مفید است.

مربای زنجبیل ملین طبع است و بلغم را از روده‌ها و معده پاکسازی می‌کند البته گرم مزاجان از این مربا کمتر مصرف کنند, در مقالات طب جدید نیز خاصیت ضد یبوستی زنجبیل مشخص شده است.
بهتر است افرادی که دچار یبوست هستند, شکم و اطراف ناف خود را با روغن‌هایی مانند بادام یا سیاه‌دانه جهت عقربه‌های ساعت روغن مالی کنند.

آب هویج رفع کننده یبوست است
برخی از آب میوه‌ها مانند آب هویج ملین طبع است، همچنین اسفناج, روغن کنجد و روغن زیتون نیز به رفع یبوست کمک می‌کنند.
اسفناج دارای خاصیت شست‌وشو دهندگی و کاهنده مواد زائد است که به رفع یبوست و کاهش مواد زائد بدن کمک می‌کند, مصرف بورانی اسفناج برای افراد مبتلا به یبوست مفید است ولی بهتر است که ادویه‌های گرم به آن اضافه کنند.
مصرف حریره‌ای از جو پوست کنده همراه با شکر و بادام نیز برای رفع یبوست مفید است. یبوست در طب سنتی به مادر بیماری‌ها مشهور است چرا که عدم اجابت مزاج صحیح موجب تجمع مواد زائد در بدن می‌شود.
مصرف گل سرخ با دوغ نیز ملین طبع است البته زیاد نباید مصرف شود و هفته‌ای یک بار کفایت می‌کند.

شیر بادام نوشیدنی برای رفع یبوست
مصرف شیربادام علاوه بر تقویت مغز به رفع یبوست کمک می‌کند و بهتر است افراد ۱۰ عدد بادام پوست کنده (بدون پوست قهوه‌ای) را با ۲ قاشق عسل و یک لیوان آب خنک در میکسر ریخته تا مخلوط به رنگ شیر درآید. این نوشیدنی بسیار مقوی است که به تقویت قوا جسمی و جنسی کمک می‌کند همچنین شیر بادام مغز را تقویت کرده و برای افرادی که کارهای فکری زیاد دارند مفید است.
ناشناس
   
نکته 2791
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ .
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ
ﻣﮕﺮ ﺩﺭﺩ ﻫﻢ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ؟
ﻫﯽ ﺭﻓﯿﻖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ ...
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ ﻭ ﻣﻦ... ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ . ﺑﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻢ ﻭ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺗــﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ ﻓﻘــﻂ ﻭ ﻓﻘـــﻂ ... ﺍﮔﺮ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ...
ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ !! !!!
ناشناس
   
تلنگر 154
زندگی به من آموخت
هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست
ناشناس
   
حکایت 2774
مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد.
هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت.
سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت.
از قرار معلوم کسی الاغ ها را ندیده بود.
نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و نا امید شده بود،
رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند
و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر
از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند.
مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر رفت و از آن جا که مردی نکته دان و آگاه بود، رو به جماعت کرد و گفت:
«آهای مردم در میان شما کسی هست که از مال دنیا بیزار باشد؟
» خشکه مقدسی از جا برخاست و گفت: ......«من!»
امام جماعت بار دیگر بانگ برآورد:
«آهای مردم! در میان شما کسی هست که از صورت زیبا ناخشنود شود؟» خشکه مقدس دیگر برخاست و گفت:........«من!»
امام جماعت بار سوم گفت:
«آهای مردم! کسی در میان شما هست که از آوای خوش
(صدای دلنشین) متنفر باشد؟»
خشکه مقدس دیگری بر پا ایستاد و گفت:........«من!»
سپس امام جماعت رو به مرد روستایی کرد و گفت:
« بفرما! سه تا خرت پیدا شد.
بردار و برو
.
بانگ برزد بگفت ای خردار
هان خرت یافتم بیار افسار
" عراقی "
دیگران
   
آرزوها 3002
قربان جهانی كه در آن جنگ نباشد
مشت و لگد و سيلی و اوردنگ نباشد
از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل
پيوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد
باهم نستيزند سپيدان و سياهان
دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد
در باغ وفا مرغ بد آواز نيابيم
در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد
افسار به دست دو سه گمراه نیفتد
ايام به كام دو سه الدنگ نباشد
مادون ز ستمكاری مافوق ننالد
از دست دلی سنگ دلی تنگ نباشد
هر مملكتی تا طلبد حق خودش را
محتاج به صد لشكر صد هنگ نباش
ابوالقاسم حالت
   
پند و اندرز 942
متاهل ها میخواهند طلاق بگیرند
مجردها دوست دارند ازدواج کنند
کودکان میخواهند زود بزرگ شوند
بزرگتر ها دوست دارند به دوران کودکی برگردند
شاغلان از شغلشان مینالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند
ثروتمندان از دغدغه مینالند
افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند
مردم عادی میخواهند مشهور شوند
سیاه پوستان دوست دارند سفید پوست شوند
سفید پوستان خود را برنزه میکنند
هیچ کس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است :
"قدر داشته هایت را بدان و از آنها لذت ببر"
ناشناس
   
نکته 1497
چه بسیار انسانها دیدم تنشان لباس نبود !
و چه بسیار لباسها دیدم که درونش انسانی نبود!
ناشناس
   
گلایه 555
نمی دونم چه حکمتيه...هم بیکارم...هم وقت نمی کنم به هیچ کاری برسم...تازه خسته ام میشم......
ناشناس
   
عاشقانه ها 182
همی‌گذشت و نظر کردمش به گوشه ی چشم
کـــه یک نظـــر بـربـایــم، مــــرا ز مــن بــربــود
سعدی
   
نکته 686
برهنگی همیشه برای سکس نیست...!!
همسر دوک کاونتری زنی محترم بود...!!
وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگین را می دید به شوهرش اصرار می کرد که مالیات را کم کند ولی او رد می کرد...!!
بالاخره دوک شرطی گذاشت . گفت اگر برهنه دور شهر بگردی این کار را می کنم...!!
زن قبول کرد، خبر در شهر می پیچد.گودیوا سوار بر اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش از خانه بیرون نیامدند و پنجره ها را بستند ...!!
در تاریخ انگلیس بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب جایگاهی والا دارد و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده
ناشناس
   
نکته 1206
ازدواج هم چیز جالبیه ، مثل ارتش میمونه
با وجودی که همه ناراضین ولی بازم داوطلب داره!
ناشناس
   
تلنگر 1161
دو قانون اصلی برای ازدواج:
1- قبل ازدواج خیلی خوب فکر کنید .
2- بعد ازدواج دیگر اصلا فکر نکنید !
ناشناس
   
شوخی 2095
یکی از قشنگترین خاطره های کودکی وقتیه که وسط کلاس درس ناظم میومد میگفت فلانی بابات اومده دنبالت کتاباتو جمع کن و برو
.
.
.
.
.
.
انگار تو حبس ابد، عفو رهبری بهت خورده
ناشناس
   
نکته 1344
آدمها یک بار عمیقا عاشق می شوند !!!
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند،
اما بعد از همان یک بار ، ترسها آنقدر عمیق می شوند که عشق دیگر دور می ایستد...
آلبر کامو
   
لطیفه 2116
روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشود
و او را نزد حاکم مي برند تا مجازات را تعيين کند .
حاکم برايش حکم مرگ صادر مي کند
اما مقداري رافت به خرج مي دهد و به وي مي گويد
اگر بتواني ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بياموزاني از مجازاتت درمي گذرم .
ملانصرالدين هم قبول مي کند
و ماموران حاکم رهايش مي کنند .
عده اي به ملا مي گويند
مرد حسابي آخر تو چگونه مي تواني
به يک الاغ خواندن و نوشتن ياد بدهي ؟
ملانصرالدين مي فرمايد :
انشاءالله در اين سه سال يا حاکم مي ميرد يا خرم .
ناشناس
   
نکته 2090
جملاتی زیبا ازحضرت علی علیه السلام

1- گریه نکردن از سختی دل است.
2-سختی دل از گناه زیاد است.
3-گناه زیاد از آرزوهای زیاد است.
4-آرزوی زیاد از فراموشی مرگ است.
5-فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست.
6- محبت به مال دنیا سرآغاز همه خطاهاست
1.مردم را با لقب صدا نکنید.
2.روزانه از خدا معذرت خواهی کنید.
3.خدا را همیشه ناظر خود ببینید.
4.لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.
5.بدون تحقیق قضاوت نکنید.
6.اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.
7.صدقه دهید،چشم به جیب مردم ندوزید.
8.شجاع باشید،مرگ یکبار به سراغتان می آید.
9.سعی کنید بعد از خود،نام نیک بجای بگذارید.
10.دین را زیاد سخت نگیرید.
11.با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.
12.انتقادپذیر باشید.
13.مکار و حیله گر نباشید.
14.حامی مستضعفان باشید.
15.اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد،از او تقاضا نکنید.
16.نیکوکار بمیرید.
17.خود را نماینده خدا در امر دین بدانید.
18.فحّاش و بذله گو نباشید.
19.بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.
20.رحم دل باشید.
21.با قرآن آشنا شوید.
22.تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.
( نهج البلاغه )
وقتی پرنده زنده است مورچه ها را ميخورد؛
و وقتی ميميرد مورچه ها او را!
زمانه و شرايط در هر لحظه ميتواند تغيير كند در زندگی...
هيچكس را تحقير يا آزار نكنيم...
شايد"امروز" قدرتمند باشيم اما يادمان باشد:
"زمان" از ما قدرتمندتر است!
يک درخت ميليونها چوب كبريت را ميسازد اما وقتی زمانش برسد؛
فقط يک چوب كبريت برای سوزاندن ميليونها درخت،كافيست!
"پس،
خوب باشيم؛
و
خوبی كنيم"
ازامام علی (ع)پرسیدندواجب وواجبترچیست؟
نزدیك ونزدیكتركدامند؟ عجیب وعجیبترچیست؟ سخت وسخت ترچیست؟ فرمود:واجب اطاعت از الله و واجبتر ازآن ترك گناه است. نزدیك قیامت ونزدیكتر ازآن مرگ است. عجیب دنیا وعجیبتر ازآن محبت دنیاست. سخت قبراست وسخت تر ازآن دست خالی رفتن به قبر است.
ناشناس
   
نکته 2387
عالمی را یک سخن ویران کند
روبه هان مرده را شیران کند
آسمان شو ابر شو باران ببار
ناودان آبش نمی آید بکار
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود
مولانا
   
نکته 336
برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران ،از قلبت!
دالای لاما
   
شوخی 2271
بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه !!
ناشناس
   
نکته 1213
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دوپا آزمایش نکنید.
ناشناس
   
شوخی 1512
به بعضیا باید گفت :
یه قلم ، کاغذ میدم بهت...
روش خجالت بکش!!!
ناشناس
   
عاشقانه ها 2665
عشق یعنی که در به در بشوی
از خودت هم تو بی خبر بشوی

بشکنی شاخِ آرزوها را
بر تنت ضربه ی تبر بشوی

غزلِ زندگی رها بکنی
همچو یک بیت، مختصر بشوی

بگذری از هرآنچه میخواهی
با غم و غصّه همسفر بشوی

روز و شب دورِ او بگردی تا
گر بلایی رسد، سپر بشوی

در جوابش فقط سکوت کنی
زیر بار غمش زبَر بشوی

در شبِ گیسوان موّاجش
راهیِ رویِ چون قمر بشوی

در نفس های او چو آه شوی
گرچه هر لحظه بی اثر بشوی

خون بباید ببارد از چشمت
تا سزاوارِ یک نظر بشوی

عاشقی چون مقام عظمائیست
جان که دادی، تو مفتخر بشوی
ناشناس
   
پند و اندرز 19
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی
دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی
خواجه نصیر الدین طوسی
   
دانستنیها 2183
* 14 شگفتی تخت جمشید *
در سال 518 پیش از میلاد، تعداد زیادی از با تجربه ترین مهندسان، معماران و هنرمندان از چهار گوشه عالم فرا خوانده شدند تا با مشارکت و هم اندیشی، اولین بنایی را برپا سازند که بتواند هزاران سال نمادی از وحدت جهانی و صلح و برابری باشد.
ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد با رهبری کورش بزرگ و در دوران حکومت داریوش موفق به تشکیل یک دولت جهانی شدند که از رود دانوب در اروپا تا دریای آرال در آسیای مرکزی و از اقیانوس هند و رود سند تا حبشه و لیبی گسترش داشت. در واقع آنان بر نیمی از دنیای آن روز فرمان می راندند و آنرا اداره می کردند.
در سال 518 پیش از میلاد داریوش فرمان به ساخت کوشک شاهانه‌ایی در سرزمین فارس داد و سرانجام بناهای باشکوه و شگفت انگیز تخت جمشید بر صخره بزرگی در کوه مهر، در مرودشت ساخته شد.
ساخت تخت جمشید در دوران حکومت داریوش، پسرش خشیارشاه و پسرزاده‌اش اردشیر یکم ادامه داشت و هر یک از آنان بخش هایی را به مجموعه افزودند. اما در واقع ساخت وساز تخت جمشید تا 188 سال، یعنی پایان حکومت هخامنشیان در 330 پیش از میلاد ادامه داشت و هیچگاه به پایان نرسید. از آن دوران کاخ نیمه تمامی در تخت جمشید وجود دارد که مشخص است فرصت نکرده اند به پایان برسانند.
تخت جمشید مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی خرابه و ویرانه های آن امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیر ایرانی قرار می گیرد. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟
اکنون به مرور 14 مورد از شگفتی های تخت جمشید می پردازیم :
1- تا کنون بیش از 30 هزار گل نبشته از کاوش های تخت جمشید به دست آمده که از نظر ابعاد و متن کوچک و مختصر هستند اما به لحاظ محتوا از با ارزش ترین اسناد دوران هخامنشی به شمار می روند. بر اساس این گل نبشته ها که در حال حاضر اکثر آنها در آمریکا نگهداری می شوند، مشخص گردیده که در دوران فعالیت تخت جمشید، به کارگران دستمزد پرداخت می شده، زنان می توانستند کار کنند و یا کار نیمه وقت اختیار نمایند، مادران از حقوق زایمان و کودکان از حمایت های اجتماعی بهره مند می گشتند.این همه تامین اجتماعی که به قول خانم پروفسور کخ حتی امروزه در کشوری مانند آلمان هم بطور کامل انجام نمی شود، برای 500 سال پیش از میلاد به معجزه می ماند. بی شک گل نبشته های اداری، سندی قطعی و بی چون و چرا از نظام اداری و اجتماعی دوران هخامنشان هستند.
2-آپادانا یا تالار ستون دار، کاخی است که بیش از ده هزار متر مربع وسعت دارد و در زمان باستان دارای 72 ستون بوده است. این کاخ به دلیل ارتفاع حدود 20 متری ستون ها و فاصله غیر معمول آنها از یکدیگر، جزء شاهکارهای هنر معماری دوران باستان است و دیگر نظیرش ساخته نشد. وزن هریک از ستون ها 90 تن بوده و بر فراز آنها سر ستون های گاو دو سر و یا شیر دو سر که هر کدام بیش از 1,5 تن وزن داشت قرار می گرفت.
3-آپادانا دارای دو جفت پلکان دو طرفی در سمت شمال و شرق است که طول هر یک از دیواره های آن 81 متر است. بر روی این دیواره های سنگی، صفی از سربازان، بزرگان کشوری و 23 قوم هدیه آور از ایران بزرگ را حک کرده اند. در مرکز این پلکان ها نقشی از پادشاه قرار داشته که در یک دست عصایی به نشانه پادشاهی دارد و در دست دیگر گل نیلوفری را به نشانه صلح و دوستی تقدیم هدیه آوران می نماید.
4-در تخت جمشید بیش از 3000 نقش برجسته و تندیس وجود دارد که بی شک بسیاری از آنها الهام گرفته از هنر میان رودان و آشور است اما بر خلاف آنها حتی یک مورد یافت نمی شود که به صحنه جنگ، صف اسیران، از بین بردن دشمنان و یا قدرت نمایی پادشاه پرداخته شده باشد بلکه همواره به اتحاد و دوستی اقوام اشاره دارند.
5-یکی از شکفت انگیز ترین بخش های تخت جمشید که معمولآ هیچوقت دیده نمی شود، آبراهه های زیر زمینی آنست که بیش از 2 کیلومتر درازا دارند.هخامنشیان در برخی از قسمت ها صخره را تا 9 متر تراش داده و پائین رفته اند و در بخش هایی نیز با افزودن سنگ های غول پیکر توانسته اند به شیب مورد نظر دست یابند. آنان با روش های خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گل و لای از کانال خارج گردد.
6- تمام تندیس ها و نقوش حجاری شده در تخت جمشید مزین به رنگ های ملون بوده و از زیبایی می درخشیده اند. برای نمونه می توان به نقش داریوش در کاخ تچر اشاره کرد. تاج وی از طلا، ریشش از سنگ لاجورد، دستبند و گوشواره ها از سنگ های قیمتی بودند ولی امروز فقط سوراخ های محل نصب، بر نقش باقی مانده اند اما هنوز در حاشیه لباس داریوش می توان آثار نقوش بسیار ریزی را یافت که با رنگ های زیبا برجسته می شده اند.
7-از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید می توان به معادن سنگ آن اشاره کرد. مهندسان و معدنکاران می توانستند با ابزارهای ساده خود سنگ هایی حتی به وزن 250 تن را از معدن استخراج و سالم به پائین کوه منتقل و پس از ایجاد طرح اولیه آنرا به تخت جمشید انتقال دهند.
8- به نظر می رسد بزرگی و یا کوچکی سنگ برای سنگ تراشان ماهر هخامنشی تفاوتی نداشته است. آنان عطردان و گلدان هایی تراشیده اند که قطر دهانه آنها بسیار کمتر از قطر داخلی بدنه است و این گویای آنست که می توانستند سنگ را به صورت دورانی به گردش درآورده و با ابزار های خاص داخل آنرا تراش دهند.
9-برای برهم نهادن پایه ستون، قلمه ستون، گل ستون، سر ستون و یا جرزهای درگاه ها هیچ نوع ملاتی بکار نمی بردند و تنها با روش خاصی دو سطح تحتانی و فوقانی سنگ را پاک تراش می کردند. این روش باعث می گردید تا ستون و درگاه ها در مقابل نیروی زلزله پایداری کنند.
10-بر اساس متون تاریخی و کتیبه های موجود، در پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی می کردند. امروز نشانه های کمی از شهر پارسه بر سطح دشت باقی مانده است ولی کاوش گران به دنبال آنند تا این شهر را از زیر خاک های کشاورزی بیرون آورند.
11- به نظر می رسد که انتخاب کوه مهر یا رحمت برای ساخت بنای تخت جمشید، به دلیل تقدس آن بوده است. از جمله نشانه های تقدس می توان به تدفین های بسیار متنوع از ادوار گوناگون در دامنه این کوه اشاره کرد که به شکل گورهای مخروطی لاشه سنگی، گورهای حفر شده در سنگ های مکعبی و یا حفره های محل نگهداری استخوان خود نمایی می کنند.
12-امروزه هیچ اثری از سقف چوبی کاخ های تخت جمشید بر جای نمانده است اما خوشبختانه باستان شناسان و پژوهشگران به درستی دریافتند که نقش حجاری شده بر سینه آرامگاه های پادشاهان هخامنشی، در واقع همان نقش کاخ داریوش است و بدین ترتیب موفق شدند بر اساس آن، سقف بخشی از کاخ ملکه را که امروز به موزه تخت جمشید تبدیل شده بازسازی نمایند.
13 بی شک از همان آغاز برپا کردن تخت جمشید، یکی از دغدغه های مهم معماران، حفاظت مجموعه در مقابل عوامل طبیعی و بویژه بارش باران بوده است. ناودان های آجری و قیر اندود، ناودان های تنبوشه ای، ناودان های پرشی، کانال های روباز و چاه سنگی از جمله تدابیری هستند که مجموعه را از گزند سیلاب ها محفوظ می کردند.
14 روش های مرمت و نگهداری از بناهای تخت جمشید در دوران باستان، به نوبه خود بسیار شگفت انگیز است. از آنجا که هیچگاه ساخت و ساز تخت جمشید به پایان نرسید می توان نتیجه گرفت که همواره بناها و نقوش آن می توانستند در اثر کوچک ترین ضربه ای دچار آسیب گردند ولی معماران با پیش بینی های بسیار ماهرانه خود از این احتمالات جلو گیری و در صورت نیاز با ابتکارات خاصی به ترمیم قطعه سنگ آسیب دیده پرداخته اند.
در فوریه 330 پیش از میلاد اسکندر به کوشک داریوش وارد شد و دستور داد سه هزار شتر و عده زیادی قاطر از شوش و بابل آوردند تا بتوانند انبوه زر و سیم خزانه تخت جمشید را که بالغ بر 120 هزار تالان یعنی 4400 کیلو گرم نقره می شد به همراه پرده ها، پارچه های نفیس و فرش های عالی، از جای بکنند و ببرند.
ناشناس
   
عاشقانه ها 2534
ردپاها
همیشه حرفِ از رفتن نمی زنند
امروز
دو ردپا روی برف ها دیدم
آنقدر نزدیک بهم
که می شد فهمید
جاهایی که جایِ پایشان بیشتر آب شده
همدیگر را بوسیده اند!
حتی فهمیدم
در طول مسیر
"دوستت دارم" های زیادی به هم گفته اند!
ناشناس
   
عاشقانه ها 1557
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
ناشناس
   
نکته 1619
انسان با یک کلمه سقوط میکند و با یک کلمه به معراج میرود:
کلمه میتواند تو را مشتاق کند مثل :
"دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمیتوانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
کلمه میتواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم،
از همین نقطه تغییر میکنم،
از همین دم یک طرح نو میزنم،
میتوانم..
میخواهم..
میشود...
ناشناس
   
نکته 1101
فقط يك نفر را مي شناسم که معقول و سنجيده رفتار می کند؛
او خياط من است،
زيرا هر بار که مرا می بيند، از نو اندازه گيری می کند...
بقيه به معيارها و عقايدِ کهنه خود درباره من پايبند هستند!
جرج برنارد شاو
   
نکته 1666
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺩﻭﺗﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ؛ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻟﻮﭺ ﻣﯽﺷﻮﺩ ...
ﺍﺗّﻔﺎﻗﺎ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻫﻢ، ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ
ﻓﺮﻁ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﭽﺴﺒﯿﺪ، ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺘﺎﻥ ﻟﻮﭺ
ﻣﯽﺷﻮﺩ ... ﯾﻌﻨﯽ ﯾﺎ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺗﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﺪﯼﻫﺎﯾﺶ
ﺭﺍ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ،ﺑﺎ ﻭﺍﻗﻊﺑﯿﻨﯽ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﺪ! ﻣﺸﮑﻞ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡﻫﺎ، ﻣﺪﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ!
ﯾﮏ ﻋﮑّﺎﺱ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : « ﯾﮏ ﻋﮑﺲ
ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩ، ﻧﺘﯿﺠﻪﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻋﮑّﺎﺱ، ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻮﺭﺩ
ﻋﻼﻗﻪﺍﺵ ﺍﺳﺖ».
ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪﯼ ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻧﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ناشناس
   
نکته 3105
ﺩﺧﺘﺮکوچکی به همراه ﭘﺪﺭﺵ ﺍﺯ ﭘل باریکی که بر روی رودخانه ای خروشان ساخته شده بود ﻣﻴﮕﺬﺷﺘند ...
پدر با صدایی که نشان از دلهره داشت ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﮔﻔﺖ: ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮبابا خطرناکه ...
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮچولو ﮔﻔﺖ :
ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ، ﺗﻮ ﺩﺳﺖِ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮ ...
پدر گفت : ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ داره عزیزم ؟
ﺩﺧﺘﺮکوچولو ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺘتو بگیرم و خطری پیش بیاد ممکنه
ممکنه ﻣﻦ ﺩﺳتتو ﻭﻝ ﮐﻨﻢ ولی اگه ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮی خیالم راحته که
خطری هم پیش بیاد ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﻭﻝ ﻧﻤﻲ کنی ...
---------
سخن دخترک با همه سادگی اش آموزه سترگی در خود دارد ... او با همه خُردی اش درس می دهد ، که به هنگام اضطرار آن چیزی که نگهبان او خواهد بود ، پیوند سست دو دست نیست بلکه تعهدی است که پیوند قلب ها بوجود می آورد ...
در دوستی و رابطه عاطفی میان آدمها هم پیوند حقیقی که مهر مشترک را پایدار می دارد نه در ظواهر رفتار و گفتارشان که در عمق وجود و ژرفای قلبشان نهفته است ...
ناشناس
   
پند و اندرز 360
پای یه علف هرز هر قدر هم که آب و کود بریزی، واست میوه نمیاره!!
دقت کن
برای کی و چی وقت میذاری!!
ناشناس
   
گلایه 2358
بیچاره ﭘﺎﯾﯿﺰ ...
ﺩﺳﺘﺶ ﻧﻤﮏ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﺍﻣﺎ
ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﺎﺭﻭﺍﯼ ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ ...
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ؛
ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺜﻞ « ﺑﻬﺎﺭ» ﺧﻮﺩﮔﯿﺮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﺎ ﺷﺐ ﻋﯿﺪﯼ ﺯﯾﺮ ﻟﻔﻈﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﺎﺯ ﻭ
ﮐﺮﺷﻤﻪ
ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻮﯾﻠﯽ ﺭﺍ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﻫﺪ!
ﺳﯿﺎﺳﺖ «ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ » ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺠﺮﯼ ﺳﻮﺯﻧﺎﮎ ﺑﺰﻧﺪ ...
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ...
ﺑﺨﺖ ﻭ ﺍﻗﺒﺎﻝِ « ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ » ﻫﻢ ﻧﺼﯿﺒﺶ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﺍﺵ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ!
ﺍﻭ « ﭘﺎﯾﯿﺰ» ﺍﺳﺖ
ﺭﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ !
ﺳﺎﺩﻩ ﺩﻝ
ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ
ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺮﯾﺰﺩ، ﺭﻭﺯﯼ ... ﺟﺎﯾﯽ ... ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ
...
ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ
ﺭﺍ
ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﺶ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ …
ﻋﺎﺩﺕ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ !…
ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﺭﺳﻢ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ!
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ
ﭘﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻧﺪ
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ...
« ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺶ ﺧﺶ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ
ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ» !...
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ ﭘﺎﯾﯿﺰ!
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ …
ﺧﺮﺍﺏ
ناشناس
   
عاشقانه ها 2037
بعضی ها خیال می کنند
دوست داشتن
ساده است
خیال می کنند
باید همه چیز خوب باشد
تا بتوانند کسی را عاشقانه دوست داشته باشند
اما...
من می گویم
دوست داشتن درست از زمانی شروع می شود
که بی حوصله می شود
که بهانه می گیرد
که یادش می رود بگوید
دلتنگ است
یادش می رود
با شیطنت بگوید
دوستت دارم
دوست داشتن از زمانی شروع می شود
که خنده هایتان بغض شود
بغض هایتان آغوش بخواهد
و ببینید آغوشش کمرنگ است
اگر در روزهای ابری و طوفانی
دوستش داشتی
شــــــــــاهکار کرده ای
ناشناس
   
نکته 1086
عقاب همیشه تنهاست
اما لاشخورها همیشه با هم هستند
ناشناس
   
نکته 470
همه آب‌هاي دنيا هم نمي‌توانند يک کشتي را غرق کنند ، مگر اين که در داخل کشتي نفوذ کنند .
بنابراين تمام نکات منفي دنيا روي شما تأثير نخواهد داشت، مگر اين که شما اجازه دهيد.
هلن کلر
   
نکته 842
قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن.
ناشناس
   
پند و اندرز 2
معجزه خبر نمی کند
لطفا با احتیاط نا امید شوید
ناشناس
   
گلایه 2468
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
*ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺟﺎﯼ ﺍﻣﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ*‌
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻓﺮﻭﺵِ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺮﺹ ﻧﺎﻥ
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺩﺯﺩﯾﺪ
* ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻗﻔﺲ حتی ﺑﺮﺍﯼ ﻣُﺮﺩﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ*‌
ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ؛
ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﻡ
ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾَﺶ ﺁﺏ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﯾﺨﺘﻢ
ﺩﺭ ﻗﻮﻃﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ
ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﯼ ﮔﻨﺪﻣﯽ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭِ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ !

ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ؛
ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ
ﭼﯿﺰﯼ ﺷﮑﻨﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ …!!!
ناشناس
   
دانستنیها 248
خواص بینظیر نبات داغ
نبات انواع مختلفی دارد و از قدیم در خانه همه ایرانیان یافت میشود و از آن برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده میشود. در ادامه با خواص بی نظیر نبات آشنا شوید.
- تکرر ادرار نیز با نوشیدنی های گرم نبات داغ قابل درمان است.
برای افرادی که بعلت کهولت سن یا حوادث ناگوار دچار کم حواسی می شدند چای نبات داغ و آبجوش نبات داغ توصیه می شده . از فوائد دیگر نبات درمان کم حواسی می باشد.
از آنجا که از نشانه های بلغم ، نقرس ، فلج شدن قسمتی از بدن ، پیسی و لقوه و رعشه می باشد لذا مصرف مرتب نبات ، چای نبات ، قهوه و نبات ، آب جوش نبات و نبات داغ جهت رفع بلغم پیشنهاد می شود.
-علاج و درمان تنگی نفس ، تپش قلب و کرم های کدو یا کرمک در انتهای روده بزرگ نیز شکل های متفاوت مصرف نبات توصیه شده است....
ناشناس
   
عاشقانه ها 481
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی
تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟
انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست
سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی
من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم
بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی
غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی
حیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟
حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟
نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
ناشناس
   
حکایت 886
خورجین شخصی را دزدیدند و اموال او که درون خورجین بود بر باد رفت.
مردمان به آن شخص بگفتند : سوره یاسین بخوان که با خواندن آن مال پیدا بشود!
مال باخته بگفت : کل قرآن به یک جا درون خورجینم بود.
عبید زاکانی
   
حکایت 2034
درعصر سليمان نبى ؛ پرنده اى براى نوشيدن آب به سمت بركه اى پرواز كرد... اما چند كودك را بر سر بركه ديد...
آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از بركه متفرق شدند.
همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد، اينبار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به آن بركه مراجعه نمود...
پرنده با خود انديشيد كه اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى به من متصور نيست..
پس نزديك شد ، ولی آن مرد سنگى بسويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابينا شد..
شكايت نزد سليمان برد.... پیامبر آن مرد را احضار کرد و پس از محاكمه وی را به قصاص محكوم نمود ودستور به كور كردن چشم او داد...
آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت :
چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرساند..
بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد!!!!
و گمان بردم كه ازسوى او ايمنم ....
پس به عدالت نزديكتراست اگر محاسنش را بتراشيد ؛ تا ديگران مثل من فريب ريش او را نخورند"
علی اکبر دهخدا
   
دوستی 500
دل من دير زمانی است كه می پندارد:
«دوستی» نيز گلی‌ست؛
مثل نيلوفر و ناز،
ساقه‌ی ترد ظريفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا می‌دارد
جانِ اين ساقه‌ی نازك را - دانسته- بيازارد!
در زمينی كه ضمير من و توست،
از نخستين ديدار،
هر سخن، هر رفتار،
دانه هايیست كه می افشانيم.
برگ و باری است كه می رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش «مهر» است
گر بدان‌گونه كه بايست به بار آيد،
زندگی را به دل‌انگيزترين چهره بيارايد.
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بی‌نيازت سازد، از همه چيز و همه كس.
زندگی، گرمی دل‌های به هم پيوسته‌ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته‌ست.
در ضميرت اگر اين گل ندميده‌ست هنوز،
عطر جان‌پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت.
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج می‌بايد كرد.
رنج می‌بايد برد.
دوست می‌بايد داشت!
با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد
با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند
دست يك‌ديگر را
بفشاريم به مهر
جام دل هامان را مالامال از ياری، غم‌خواری
بسپاريم به هم
بسراييم به آواز بلند:
- شادی روی تو! ای ديده به ديدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه، عطر افشان گلباران باد!
فریدون مشیری
   
نکته 489
گاهى خودت را مثل يک کتاب ورق بزن،
انتهاي بعضي فکرهايت "نقطه" بگذار، که بداني بايد همانجا تمامشان کني.
بين بعضي حرفهايت "ويرگول" بگذار، که بداني بايد با کمي تامل ادايشان کني.
پس از بعضي رفتارهايت هم "علامت تعجب" و آخر برخي عادت هايت نيز علامت "سوال" بگذار.
تا فرصت ويرايش هست، خودت را هر چند شب يکبار ورق بزن...
حتي بعضي از عقايدت را حذف کن، اما بعضي را پر رنگ.
ناشناس
   
تلنگر 1776
آن قَدَر سوخته اَم با هَمه بی تَقصیری..
که جَهَنّم نَگُذارَد،
به تنم تاثیری
ناشناس
   
نکته 2003
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست..
برلبش جام شرابی وسبویی در دست..
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری!؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به اتش کرده؟
گفتاکه برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم..
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری..
عمر زاهد همه طى شد به تمناى بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...
صائب تبریزی
   
حکایت 2945
بازرگاني را زني خوش صورت بود كه زهره نام داشت.
بازرگان عزم سفر كرد.
از بهر زنش جامه‌اي سفيد بساخت و كاسه‌اي نيل به خادم داد
كه هرگاه از اين زن حركتي ناشايست پديد آيد،
يك انگشت نيل بر جامه او بزن تا چون بازآيم،
مرا حال معلوم شود.
پس از مدتي خواجه به خادم نبشت كه:
چيزي نكند زهره كه ننگي باشد؟
بر جامه او ز نيل رنگي باشد؟
خادم باز نبشت كه:
گر آمدن خواجه درنگي باشد
چون بازآيد، زهره پلنگي باشد!
عبید زاکانی
   
حکایت 3166
ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ میکرد، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ تنهايی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ،ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ شد ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد. ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : « ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ که ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ورود با ﻣن ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽ کنی ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ من خداحافظی ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ من ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴتم ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ روزهای ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ سری ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮسی ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ چون ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ .
ناشناس
   
نکته 1582
در کشور دانمارک با قطار سفر ميکردم..
بچه اي بسيار شلوغ ميکرد..
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد براي او شکلات خواهم خريد..
آن بچه قبول کرد و آرام شد..
قطار به مقصد رسيد و من هم خيلي عادي از قطار پياده شده و راهم را کشيدم و رفتم...
ناگهان پليس مرا خواند و اعلام نمود شکايتي از شما شده مبني بر اينکه به اين بچه دروغ گفته اي....
به او گفته اي شکلات ميخرم ولي نخريدي!!!
با کمال تعجب بازداشت شدم!!
در آنجا چند مجرم ديگر بودند مثل دزد و قاچاقچي!!!
آنها با نظر عجيبي به من مينگريستند که تو دروغ گفته اي آن هم به يک بچه!!!
به هر حال جريمه شده و شکلات را خريدم و عبارتي بر روي گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برايم بسيار گران تمام شد!!!
آنها گداي يک بسته شکلات نبودند...
آنها نگران بدآموزي بچه شان بودند و اينکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفي به او زدند او باور نکند!!!

نقل از کتاب چرا عقب مانده ايم ؟
نوشته دکتر علي محمد ايزدي
دیگران
   
نکته 850
ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است.
سقراط
   
نکته 1608
من به خدای " اسپینوزا " باور دارم که خود را در نظم موجود در هستی متجلی میسازد، نه آن خدا که خود را نگران اعمال و سرنوشت بشر میکند.
آلبرت انیشتین
   
نکته 1819
مرگ، این لطف را دارد كه كاخ نیكنامی را بهره‌ی انسان می‌سازد و رشك و تنگ‌نظری كسان را نسبت به وی نابود می‌كند.
فرانسیس بیکن
   
توکل 3717
توکل برخدايت کن
کفايت ميکندحتما
اگرخالص شوي بااو
صدايت ميکندحتما
اگربيهوده رنجيدي
ازاين دنياي بي رحمي
به درگاهش قناعت کن
عنايت ميکندحتما
دلت درمانده ميميرد
اگرغافل شوي ازاو
به هروقتي صدايش کن
حمايت ميکندحتما
خطاگرميروي گاهي
به خلوت توبه کن بااو
گناهت ساده ميبخشد
رهايت ميکندحتما
به لطفش شک نکن هرگز
اگردنياحقيرت کرد
تورسم بندگي آموز
حمايت ميکندحتما
اگرغمگين اگرشادي
خدايي راپرستش کن
که هردم بهترينهارا
عطايت ميکندحتما
ناشناس
   
نکته 1385
تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
گابریل گارسیا مارکز
   
  شناسنامه shenasname.com
افزودن مطلب به سایت
از
 
مطالب جدید
لطیفه
مناجات
نکته
هنر
گلایه
پند و اندرز
آرزوها
اشعار
تلنگر
توکل
حکایت
خواص گیاهان دارویی
دل نوشته
دوستی
دانستنیها
سخن بزرگان
شوخی
ضرب المثل
عاشقانه ها
 
 
  شناسنامه shenasname.com